Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Sara

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Sara.


Loading...
هوشنگ ابتهاج
“ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید؟”
هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج
“نمی دانم چه می خواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته ست
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
نمی دانم چه می خواهم بگویم
...غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
گهی در خاطرم می جوشد این وهم
ز رنگ آمیزی غمهای انبوه
که در رگهام جای خون روان است
سیه داروی زهرآگین اندوه
فغانی گرم وخون آلود و پردرد
فرو می پیچیدم در سینه تنگ
چو فریاد یکی دیوانه گنگ
که می کوبد سر شوریده بر سنگ
سرشکی تلخ و شور از چشمه دل
نهان در سینه می جوشد شب و روز
چنان مار گرفتاری که ریزد
شرنگ خشمش از نیش جگر سوز
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردی ست خونبار
که همچون گریه می گیرد گلویم
غمی ‌آشفته دردی گریه آلود
نمی دانم چه می خواهم بگویم”
هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج
“دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ی ایام دل آدمیان است”
هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج
“شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم
باد با شاخه در آویخته بود
من درین خانه ی تنها...تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید...

صبحگاهان
شبنم
می چکید از گل سیب”
هوشنگ ابتهاج

هوشنگ ابتهاج
“بس که شـستیم به خـوناب جـگر جامه ی جان

نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی”
هوشنگ ابتهاج

year in books

Sara hasn't connected with their friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by Sara

Lists liked by Sara