Sadjad
https://www.goodreads.com/sajjadar7
“و زیباترین خمیازه را كبریت كشید به گاه افروختن
تا سیمای تو حادثهای باشد در میان تاریكی.
آنگاه كه برگریزان، این كفزدن شدید بر میخاست
برای خضری، به شكل پیریی من
كه حتی مرگ خود را نیز باخته بود .”
―
تا سیمای تو حادثهای باشد در میان تاریكی.
آنگاه كه برگریزان، این كفزدن شدید بر میخاست
برای خضری، به شكل پیریی من
كه حتی مرگ خود را نیز باخته بود .”
―
“در آخرین حنجره
من
بادبانهای بیشمار میبینم.
و به هنگام روز
همین امروز
صدای افتادن میوههای رسیده را
بر زمین سرد
میشنوم.
اما هنوز
لغتی به شعر نیافزودهام
که آفتاب
کاغذ را از سایهی دستم
میپوشاند
سوزن
میدرخشد و
کج شده ست!
در آفتاب ملایم
از زیر درختان ملایمتر
از پی تابوتی بیسرپوش
روانهایم و روان بودیم
و سایه گلی
ناف مرده را
پوشانده ست.”
―
من
بادبانهای بیشمار میبینم.
و به هنگام روز
همین امروز
صدای افتادن میوههای رسیده را
بر زمین سرد
میشنوم.
اما هنوز
لغتی به شعر نیافزودهام
که آفتاب
کاغذ را از سایهی دستم
میپوشاند
سوزن
میدرخشد و
کج شده ست!
در آفتاب ملایم
از زیر درختان ملایمتر
از پی تابوتی بیسرپوش
روانهایم و روان بودیم
و سایه گلی
ناف مرده را
پوشانده ست.”
―
“این جا که همیشه مینشینی وچای هم میزنیّ وبه ابرها
نگاه میکنی
که دائماً بزرگ میشوند و کوچک و این قدر، خلاصه، دقیقه دقیقه که انگار
بازمان میرقصند.
گاهی اتفاق میافتد غروبها
چیزی انگار گُمت شده باشد، بعد میبینی از نبودِ نور بوده وفتی آن رفیقِ قدیمی
کلید چراغ را میزند...”
―
نگاه میکنی
که دائماً بزرگ میشوند و کوچک و این قدر، خلاصه، دقیقه دقیقه که انگار
بازمان میرقصند.
گاهی اتفاق میافتد غروبها
چیزی انگار گُمت شده باشد، بعد میبینی از نبودِ نور بوده وفتی آن رفیقِ قدیمی
کلید چراغ را میزند...”
―
“گفتمش:
ـ «شیرینترین آواز چیست؟»
چشم غمگینش بهرویم خیره ماند،
قطرهقطره اشکش از مژگان چکید،
لرزه افتادش به گیسوی بلند،
زیر لب، غمناک خواند:
ـ «نالۀ زنجیرها بر دست من!»
گفتمش:
ـ «آنگه که از هم بگسلند . . .»
خندۀ تلخی به لب آورد و گفت:
ـ «آرزویی دلکش است، اما دریغ
بختِ شورم ره برین امید بست!
و آن طلایی زورق خورشید را
صخرههای ساحل مغرب شکست! . . .»
من بهخود لرزیدم از دردی که تلخ
در دل من با دل او میگریست.
گفتمش:
ـ «بنگر، درین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست!»
سر به سوی آسمان برداشت، گفت:
ـ «چشم هر اختر چراغ زورقیست،
لیکن این شب نیز دریاییست ژرف!
ای دریغا شبروان! کز نیمهراه
میکشد افسونِ شب در خوابشان . . .»
گفتمش:
ـ «فانوس ماه
میدهد از چشم بیداری نشان . . .»
گفت:
ـ «اما، در شبی اینگونه گُنگ
هیچ آوایی نمیآید بهگوش . . .»
گفتمش:
ـ «اما دل من میتپید.
گوش کُن اینک صدای پای دوست!»
گفت:
ـ «ای افسوس! در این دام مرگ
باز صید تازهای را میبرند،
این صدای پای اوست . . .»
گریهای افتاد در من بیامان.
در میان اشکها، پرسیدمش:
ـ «خوشترین لبخند چیست؟»
شعلهای در چشم تاریکش شکفت،
جوش خون در گونهاش آتش فشاند،
گفت:
ـ «لبخندی که عشق سربلند
وقت مُردن بر لبِ مردان نشاند!»
من زجا برخاستم،
بوسیدمش.”
― آینه در آینه
ـ «شیرینترین آواز چیست؟»
چشم غمگینش بهرویم خیره ماند،
قطرهقطره اشکش از مژگان چکید،
لرزه افتادش به گیسوی بلند،
زیر لب، غمناک خواند:
ـ «نالۀ زنجیرها بر دست من!»
گفتمش:
ـ «آنگه که از هم بگسلند . . .»
خندۀ تلخی به لب آورد و گفت:
ـ «آرزویی دلکش است، اما دریغ
بختِ شورم ره برین امید بست!
و آن طلایی زورق خورشید را
صخرههای ساحل مغرب شکست! . . .»
من بهخود لرزیدم از دردی که تلخ
در دل من با دل او میگریست.
گفتمش:
ـ «بنگر، درین دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی ست!»
سر به سوی آسمان برداشت، گفت:
ـ «چشم هر اختر چراغ زورقیست،
لیکن این شب نیز دریاییست ژرف!
ای دریغا شبروان! کز نیمهراه
میکشد افسونِ شب در خوابشان . . .»
گفتمش:
ـ «فانوس ماه
میدهد از چشم بیداری نشان . . .»
گفت:
ـ «اما، در شبی اینگونه گُنگ
هیچ آوایی نمیآید بهگوش . . .»
گفتمش:
ـ «اما دل من میتپید.
گوش کُن اینک صدای پای دوست!»
گفت:
ـ «ای افسوس! در این دام مرگ
باز صید تازهای را میبرند،
این صدای پای اوست . . .»
گریهای افتاد در من بیامان.
در میان اشکها، پرسیدمش:
ـ «خوشترین لبخند چیست؟»
شعلهای در چشم تاریکش شکفت،
جوش خون در گونهاش آتش فشاند،
گفت:
ـ «لبخندی که عشق سربلند
وقت مُردن بر لبِ مردان نشاند!»
من زجا برخاستم،
بوسیدمش.”
― آینه در آینه
كافه شعر
— 441 members
— last activity Apr 08, 2025 04:46AM
براي شعر و ادبيات؛ مكثي به اندازه نوشيدن يك فنجان قهوه
بهترین کتابی که خواندم
— 4765 members
— last activity Aug 21, 2025 02:59AM
این گروه برای معرفی بهترین کتاب های خوانده شده توسط دوستان عزیزه تا به این ترتیب در لذتی که از مطالعه این کتابها بردیم با هم شریک بشیم
Sadjad’s 2025 Year in Books
Take a look at Sadjad’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by Sadjad
Lists liked by Sadjad






















