Musakhan
https://www.goodreads.com/musakhaniafzali
“در انگلستان به علت وضع خاص تاریخی این کشور گرچه یوغ افکار عمومی شاید سنگینتر باشد ولی فشار قانون بار تحمیل کردن آن افکار به مردم با مقایسه به وضع سایر کشورهای اروپایی تا حدی سبک است. مردم انگلستان از نفس این عمل که قوهی مقننه یا مجریه مستقیما در رفتار خصوصی افراد مداخله کند نفرت دارند گرچه این نفرت ناشی از احترام جبلی (سرشتی، ذاتی) آنها به حفظ استقلال فردی نیست بلکه زاییدهی آن ترس و وحشت ملی است که هنوز به کلی از بین نرفته است و حکومت را در چشم مردم این کشور قدرتی که مصالحی بر خلاف عامهی خلق دارد نشان میدهد. اکثریت مردم هنوز به این نکته پی نبردهاند که قدرت و عقیدهی حکومت وقت به واقع قدرت و عقیدهی خود آنهاست. اما موقعی که از این حقیقت آگاه شدند آزادی فردی شاید به همان میزان که در حال حاضر دستخوش تعدی افکار عمومی است در معرض تاخت و تاز حکومت نیز قرار گیرد.
خوشبختانه هنوز مقدار زیادی احساسات مقاوم در این کشور هست که هر آنی میشود بسیجش کرد و بر ضد مداخلهی قانون در حوزههایی که حریم اختصاصی افراد است بکار برد. در عین حال این احساس عمومی فرقی هم در این زمینه قایل نیست که آیا موضوعی که دولت میخواهد در آن مداخله کند در حوزهی مشروع نظارت قانونی هست یا نیست. بیقیدی مردم در این باره به حدی است که خود این احساس مقاوم گرچه رویهمرفته بینهایت سودمند است چه بسا که از روی اشتباه ابراز میشود چون به واقع اصل ثابتی که انسان به کمک آن بتواند حقانیت یا عدم حقانیت دخالت حکومت را تشخیص بدهد وجود ندارد و مردم برحسب عادت روی ترجیحات و پسندهای شخصی خود تصمیم می گیرند. بعضیها وقتی میبینند کار خوبی هست که باید انجام شود یا زیانی هست که باید درمان شود حکومت را با کمال میل و رغبت به انجام آن تشویق میکنند در حالی که دیگران ترجیح میدهند تقریبا هر نوع زیان اجتماعی را تحمل کنند تا اینکه پای مداخلهی حکومت را به بخش جدیدی از مصالح عمومی بکشانند.”
― On Liberty
خوشبختانه هنوز مقدار زیادی احساسات مقاوم در این کشور هست که هر آنی میشود بسیجش کرد و بر ضد مداخلهی قانون در حوزههایی که حریم اختصاصی افراد است بکار برد. در عین حال این احساس عمومی فرقی هم در این زمینه قایل نیست که آیا موضوعی که دولت میخواهد در آن مداخله کند در حوزهی مشروع نظارت قانونی هست یا نیست. بیقیدی مردم در این باره به حدی است که خود این احساس مقاوم گرچه رویهمرفته بینهایت سودمند است چه بسا که از روی اشتباه ابراز میشود چون به واقع اصل ثابتی که انسان به کمک آن بتواند حقانیت یا عدم حقانیت دخالت حکومت را تشخیص بدهد وجود ندارد و مردم برحسب عادت روی ترجیحات و پسندهای شخصی خود تصمیم می گیرند. بعضیها وقتی میبینند کار خوبی هست که باید انجام شود یا زیانی هست که باید درمان شود حکومت را با کمال میل و رغبت به انجام آن تشویق میکنند در حالی که دیگران ترجیح میدهند تقریبا هر نوع زیان اجتماعی را تحمل کنند تا اینکه پای مداخلهی حکومت را به بخش جدیدی از مصالح عمومی بکشانند.”
― On Liberty
“بخشی از نقد کتاب یوز پلنگانی که با من دویده اند.برگرفته از سایت:
www.atiban.com
در ده داستان کوتاهی که در این مجموعه هست ، ساختار چیره بر داستان ها و ذهنیت " بیژن نجدی " ساختار " تقابلهای دوگانه " ( Binary Oppositions ) است. نویسنده خود یک بار در تنها گفتوگویش با " فرنگیس حبیبی " از بخش فارسی رادیو فرانسه " یوزپلنگ " را استعارهای از نسل ، نهاد ، آرمان و کسانی میداند که همانند " نوع " یوزپلنگ ، در آستانهی انقراض و " مورد هجوم " هستند ؛ باورها ، هستیها و کسانی که به گذشتههای نزدیک یا دورتر ما تعلق دارند و شاید دیگربار در تاریخ تکرار نشوند . همین ذهنیت خاص و شرح تأسفبار تباهی ارزشها و به تعبیر نویسنده "جاهطلبیهای زیبا "ی یوزپلنگان است که همهی داستانهای کوتاه این مجموعه را به هم پیوند میدهد و میان دیروز و امروز ، طبیعت و انسان ، جهان برین و فرودین ، روستا و شهر ، آرمانخواهی و آرمان گریزی فاصله میافکند. " یوزپلنگانی که با من دویدهاند " به این تعبیر ، ادعانامهای برضد عصری است که در روند هیاهوی پیشرفت صنعتی و اجتماعی کاذب ما ، اصالت هایش را از کف میدهد و از درون تهی و خوارمایه میشود. هشت بار چاپ یوزپلنگانی که با من دویدهاند ( از سال 1373 تا 1386 ) از اقبال عمومی این مجموعه داستان خبر میدهد. تعلق جایزهی ادبی مجلهی گردون عباس معروفی در 1374 به این اثر ، مایهی توجه به آن و کسب آوازهی نویسنده شد. داوریها در مورد این داستانها یا داستان گونهها متفاوت بوده است . گویا " رضا قاسمی" دارندهی سایت " دوات " گفته است :« همان یک داستان کوتاه سپرده به زمین نجدی به تمام داستانهای کوتاه صادق هدایت میارزد.» (2) داوری در کار ادبیات داستانی ، مانند همهی دیگر عرصهها ، در این مُلک همیشه افراطی یا تفریطی است و به جای آن که منتقدان ادبی نظر دهند ، نویسندگان در کارِ هم داوری میکنند ؛ چنان که خانم دکتر سیمین دانشور هم به گفتهی " زراعتی " پس از ارزیابی شتاب زدهی رضا قاسمی در مورد داستانهای کوتاه هدایت ، برای تعیین تکلیف بهترین اثر هدایت ، یکی از آثار رضا قاسمی ( چاه بابل یا همنوایی شبانهی ارکستر چوبها ؟ ) را از بوف کور هدایت " برتر " دانستهاند.
با این همه به پندار ما آنچه بیشتر باعث اقبال خوانندگان به مجموعهی مورد نقد گردیده ، شاعرانگی و برجستگی زبان داستانهاست ؛ وگرنه بعضی داستانها به اعتبار ساختار نوع ادبی داستان کوتاه و برخی به اعتبار ذهنیت اجتماعی واپسگرایانه ارزشی ندارند. در جمع بندی نهایی میتوان گفت در همهی داستانهای این مجموعه ، وجه شاعرانگی بر نوع ادبی داستان”
―
www.atiban.com
در ده داستان کوتاهی که در این مجموعه هست ، ساختار چیره بر داستان ها و ذهنیت " بیژن نجدی " ساختار " تقابلهای دوگانه " ( Binary Oppositions ) است. نویسنده خود یک بار در تنها گفتوگویش با " فرنگیس حبیبی " از بخش فارسی رادیو فرانسه " یوزپلنگ " را استعارهای از نسل ، نهاد ، آرمان و کسانی میداند که همانند " نوع " یوزپلنگ ، در آستانهی انقراض و " مورد هجوم " هستند ؛ باورها ، هستیها و کسانی که به گذشتههای نزدیک یا دورتر ما تعلق دارند و شاید دیگربار در تاریخ تکرار نشوند . همین ذهنیت خاص و شرح تأسفبار تباهی ارزشها و به تعبیر نویسنده "جاهطلبیهای زیبا "ی یوزپلنگان است که همهی داستانهای کوتاه این مجموعه را به هم پیوند میدهد و میان دیروز و امروز ، طبیعت و انسان ، جهان برین و فرودین ، روستا و شهر ، آرمانخواهی و آرمان گریزی فاصله میافکند. " یوزپلنگانی که با من دویدهاند " به این تعبیر ، ادعانامهای برضد عصری است که در روند هیاهوی پیشرفت صنعتی و اجتماعی کاذب ما ، اصالت هایش را از کف میدهد و از درون تهی و خوارمایه میشود. هشت بار چاپ یوزپلنگانی که با من دویدهاند ( از سال 1373 تا 1386 ) از اقبال عمومی این مجموعه داستان خبر میدهد. تعلق جایزهی ادبی مجلهی گردون عباس معروفی در 1374 به این اثر ، مایهی توجه به آن و کسب آوازهی نویسنده شد. داوریها در مورد این داستانها یا داستان گونهها متفاوت بوده است . گویا " رضا قاسمی" دارندهی سایت " دوات " گفته است :« همان یک داستان کوتاه سپرده به زمین نجدی به تمام داستانهای کوتاه صادق هدایت میارزد.» (2) داوری در کار ادبیات داستانی ، مانند همهی دیگر عرصهها ، در این مُلک همیشه افراطی یا تفریطی است و به جای آن که منتقدان ادبی نظر دهند ، نویسندگان در کارِ هم داوری میکنند ؛ چنان که خانم دکتر سیمین دانشور هم به گفتهی " زراعتی " پس از ارزیابی شتاب زدهی رضا قاسمی در مورد داستانهای کوتاه هدایت ، برای تعیین تکلیف بهترین اثر هدایت ، یکی از آثار رضا قاسمی ( چاه بابل یا همنوایی شبانهی ارکستر چوبها ؟ ) را از بوف کور هدایت " برتر " دانستهاند.
با این همه به پندار ما آنچه بیشتر باعث اقبال خوانندگان به مجموعهی مورد نقد گردیده ، شاعرانگی و برجستگی زبان داستانهاست ؛ وگرنه بعضی داستانها به اعتبار ساختار نوع ادبی داستان کوتاه و برخی به اعتبار ذهنیت اجتماعی واپسگرایانه ارزشی ندارند. در جمع بندی نهایی میتوان گفت در همهی داستانهای این مجموعه ، وجه شاعرانگی بر نوع ادبی داستان”
―
Musakhan’s 2025 Year in Books
Take a look at Musakhan’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Favorite Genres
Biography, Business, Chick-lit, Christian, Classics, Ebooks, Graphic novels, History, Music, Philosophy, Psychology, Religion, Sports, and Young-adult
Polls voted on by Musakhan
Lists liked by Musakhan









