matin yahyazade
http://matinyahyazade.mihanblog.com/post/author/1569412
https://www.goodreads.com/matin_yahyazde
“… مدرسه خوابهای مرا قیچی کرده بود؛
نماز مرا شکسته بود
مدرسه عروسک مرا رنجانده بود
روز ورود، یادم نخواهد رفت:
مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب …
از آن پس و هربار دلهره بود که بجای من راهی مدرسه میشد…
… در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند.
روزی در مسجد بسته بود.
بقال سر گذر گفت: "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید."
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم
...بی آن که خدایی داشته باشم”
―
نماز مرا شکسته بود
مدرسه عروسک مرا رنجانده بود
روز ورود، یادم نخواهد رفت:
مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب …
از آن پس و هربار دلهره بود که بجای من راهی مدرسه میشد…
… در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند.
روزی در مسجد بسته بود.
بقال سر گذر گفت: "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید."
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم
...بی آن که خدایی داشته باشم”
―
“توپ /داستان كوتاه
پسر توپ بدست ايستاد و باخونسردي به حرفهايش گوش كرد .
"اردشير تو واقعا پسر بي فكري هستي كه توپ محمود را زير بغلت مي زني و جلوي همه رژه مي روي. اگر همه بفهمند كه ما او را كشته ايم و درآن زمين پشتي چالش كرده ايم، بايد برويم زندان بچه ها!"
پسر توپ را زير پايش گذاشت. از وقتي پدر بزرگش آلزايمر گرفته بود او را اردشير صدا مي زد.
متين يحيي زاده”
―
پسر توپ بدست ايستاد و باخونسردي به حرفهايش گوش كرد .
"اردشير تو واقعا پسر بي فكري هستي كه توپ محمود را زير بغلت مي زني و جلوي همه رژه مي روي. اگر همه بفهمند كه ما او را كشته ايم و درآن زمين پشتي چالش كرده ايم، بايد برويم زندان بچه ها!"
پسر توپ را زير پايش گذاشت. از وقتي پدر بزرگش آلزايمر گرفته بود او را اردشير صدا مي زد.
متين يحيي زاده”
―
matin yahyazade’s 2025 Year in Books
Take a look at matin yahyazade’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by matin yahyazade
Lists liked by matin yahyazade






















