Donya

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Donya.


Loading...
افشین یداللهی
“مردن فقط با مرگ اتفاق نمی‌افتد
مردن گاهی همین زندگیست
که نه تمام می‌شود
نه شروع”
افشین یداللهی

افشین یداللهی
“وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد

وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي كشيد
وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي چشيد

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي

يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتي كه من عاشق شدم شيطان به نامم سجده كرد
آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو نه آتشي و نه گلي
چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي”
افشین یداللهی

افشین یداللهی
“گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
و آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
گاه یکسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود”
افشین یداللهی

افشین یداللهی
“تـو حق نداری
عاشــق کسی بمانی که سالهاستــــ رفته
تو مال کسی نیسـتی که نیستــــ
تو حق نداری اسـم دردهای مزمنت را عشــق بگذاری
تو میتوانی مدیون زخم هایتــــ باشی اما محتاج آنکه زخمی اتــــ کرده نه
دستــــ بردار از این افسانه های بی سروته...
که به نام عشـق فرصت عشــق را از تو میگـیرد
آنکه تو را زخمی خود میخــواهد
آدم تو نیستــــ
آدم نیستــــ
و تو سالهاستــــ حوای بی آدمی حواستــــ نیستــــ...”
افشین یداللهی

year in books

Donya hasn't connected with their friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by Donya

Lists liked by Donya