Milan Kundera > Quotes > Quote > Cikan liked it

Milan Kundera
“وقتی اگنس 16 ساله بود، به دیدن دوستهای پدر و مادرش رفت، در نیمه‌ی شب قاعده شد و ملافه ها را خونی کرد. وقتی صبح زود آنها را دید وحشتزده شد. دزدکی به حمام رفت، یک قالب صابون برداشت، و با یک تکه پارچه خیس شروع به پاک کردن ملافه ها کرد، لکه قرمز نه تنها بزرگتر شد، بلکه تشک را هم آلوده کرد؛ او به شکل هولناکی خجالت می کشید.
چرا این همه خجالت می کشید؟ مگر تمام زنها از خونریزی ماهیانه رنج نمیبرند؟ مگر او اعضای تناسلی زن را اختراع کرده است؟ آیا او مسئول آنها است؟ نه. اما مسئولیت ارتباطی با شرم ندارد. اساس شرم از خطای شخصی ما سرچشمه نمیگیرد، بلکه احساس کردن خواری و تحقیری است از آنچه هستیم و باید باشیم، بدون اینکه در موضوع دخالتی داشته باشیم و همچنین دیده شدن این خواری توسط دیگران است.”
Milan Kundera, Immortality

No comments have been added yet.