Leo Tolstoy > Quotes > Quote > M. liked it
“احساس کرد علت آن همه درد کشنده این است که درون حفره ی تاریک و تنگی فرو می رود.بیشتر از آن جهت درد می کشید که نمیتوانست داخل شود! ظاهرا همین مساله بیشتر عذابش می داد.
ناگهان دستی نامرئی به سینه و پهلویش کوبید و نفسش ا بند آورد. به حفره ی بی انتهایی سقوط می کرد و از دور درخشش نوری را می دید. خود را درحالتی شبیه وقتی در قطار نشسته ای و تصور میکنی پیش میروی ، اما ناگهان میفهمی در جهت عکس حرکت میکنی ، و آن گاه سمت و سوی ولقعی را درمی یابی !”
― The Death of Ivan Ilych
ناگهان دستی نامرئی به سینه و پهلویش کوبید و نفسش ا بند آورد. به حفره ی بی انتهایی سقوط می کرد و از دور درخشش نوری را می دید. خود را درحالتی شبیه وقتی در قطار نشسته ای و تصور میکنی پیش میروی ، اما ناگهان میفهمی در جهت عکس حرکت میکنی ، و آن گاه سمت و سوی ولقعی را درمی یابی !”
― The Death of Ivan Ilych
No comments have been added yet.
