خاله روت با لحنی سرد و دلسوزانه گفت:《خیلی بد است که تو اینقدر زود ذوق میکنی، امیلی.》
این طوری دلسوزی کردن حرصم را در میآورد، به همین خاطر با دلخوری گفتم:《 اما خبر ندارید کسی که دیر ذوق میکند چه لذتهایی را از دست میدهد، خاله روت. هیچکاری جالبتر از رقصیدن دور آتشی بزرگ نیست، پس چه دلیلی دارد که غصهی خاکستر بعد از آتش را بخوریم؟》
فعلا سعی دارم با امیلی خودم رو از اسلامپ تابستونی در بیارم.
— Aug 22, 2024 01:57PM
Add a comment