Mohammad J > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 40
Mohammad J
Mohammad J is on page 31 of 570 of یولسیز - جلد اول
فصل یک، ۲۴ صفحه.
پی نوشت فصل یک، ۶۷ صفحه!
خواندنش خیلی سخت و طولانی خواهد بود...
Jan 18, 2021 07:46AM Add a comment
یولسیز - جلد اول

Mohammad J
Mohammad J is 3% done with افسانه‌ی سیزیف
شروع به فکر کردن، شروع به تحلیل رفتن تدریجی است.
Oct 25, 2020 08:47AM Add a comment
افسانه‌ی سیزیف

Mohammad J
Mohammad J is on page 91 of 251 of جاده منتهی به لس انجلس
کسی که به تولد از باکره و قیامت اعتقاد داره اون قدر احمقه که به هیچ باور دیگه اش نمیشه اعتماد کرد.
Aug 28, 2020 08:02AM Add a comment
جاده منتهی به لس انجلس

Mohammad J
Mohammad J is on page 127 of 249 of هزارپیشه
حالا دیگر گوشی دستم آمده بود که عُشاقِ بزرگ همیشه مردهایی بوده اند که دنیا به تخم‌شان هم نیست. من وقتی بی‌خانمان بودم، بهتر می گاییدم تا موقعی که هر روز صبح بایستی می‌رفتم سرِ کار.
Jun 22, 2020 02:07PM Add a comment
هزارپیشه

Mohammad J
Mohammad J is on page 199 of 312 of انسان طاغی
آدمی چگونه می تواند در این جامعه آسوده بخوابد، وقتی که به رغم تظاهرات آن می داند که این جامعه لذت های پَست خود را از رنج و کار میلیون ها روح مرده فراهم آورده است؟
Jan 22, 2020 07:19AM Add a comment
انسان طاغی

Mohammad J
Mohammad J is on page 15 of 312 of انسان طاغی
طاغی کیست؟ انسانی که "نه" می‌گوید، اما "نه" گفتن او از سر انکار نفس نیست. او، چون به نفس خود بیندیشد، "آری" می‌گوید. برده‌ای که تمام عمر فرمان گزارده، به ناگاه در می‌یابد که نمی‌تواند از فرمان تازه‌ای اطاعت کند. منظور او از "نه" گفتن چیست؟
منظور او این است که مثلا "این وضع دیگر بیش از حد طولانی شده است." یا "تا اینجا هر چه بود گذشت، اما دیگر بس است." یا "این دیگر زیاده‌روی است." و یا "مرزهایی هست که نباید از آن گذشت.
Jan 09, 2020 07:54AM Add a comment
انسان طاغی

Mohammad J
Mohammad J is on page 49 of 358 of تهوع
جمعه:
ساعت سه. ساعت سه همیشه یا خیلی دیر است یا خیلی زود. برای هر کاری که بخواهی انجام دهی. ساعتی عجیب در بعدازظهر.
امروز غیر قابل تحمل است.
Dec 17, 2019 06:36AM Add a comment
تهوع

Mohammad J
Mohammad J is on page 432 of 698 of سرخ و سیاه
رمان آینه ای است که در جاده بزرگی در حرکت است. گاهی آبی آسمان ها را در نظرتان می آورد و گاهی گل و لجن چاله های راه را. و شما کسی را که آینه را به دوش می کشد به بی اخلاقی متهم می کنید! آینه اش لجن را نشان می دهد و شما آینه را متهم می دانید! اتهام را به جاده بزنید که چاله در آن است، و از آن هم بیشتر به بازرس راهداری که می گذارد چاله تشکیل شود و آب در آن بماند و بگندد.
Dec 07, 2019 07:42AM Add a comment
سرخ و سیاه

Mohammad J
Mohammad J is on page 320 of 581 of صومعه پارم
هیچ از آنچه بر سرتان می آید اندوهگین نباشید. اصلا مگر ما در این دنیای فانی برای تیره‌بخت شدن نیامده ایم؟!
Oct 09, 2019 05:24PM Add a comment
صومعه پارم

Mohammad J
Mohammad J is on page 5 of 112 of ملکوت
"در ساعت یازده شب چهارشنبه آن هفته جن در آقای "مودت" حلول کرد."

چه شروع خوبی واسه کتابی که ساعت ۳ بعد از نیمه شب برمیداری واسه خوندن! 😶
Sep 29, 2019 04:38PM Add a comment
ملکوت

Mohammad J
Mohammad J is on page 8 of 315 of اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری
قرار نیست در این کتابِ به‌خصوص منتظر چیز به‌خصوصی باشی. تو آدمی هستی که به دلیل اصول زندگی ات هیچ انتظاری از هیچ چیز نداری. آدم های بسیاری از تو جوان تر یا از تو پیر تر، زندگی شان در انتظار تجربه های فوق العاده گذشته. تجربه با کتاب‌ها، آدم‌ها، سفرها و ماجراها و با تمام چیزهایی که آینده در چنته دارد. اما تو، نه. تو می دانی به بهترین چیزی که می توانی امید داشته باشی، این است که از بدتر احتراز کنی.
Sep 23, 2019 07:42AM Add a comment
اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری

Mohammad J
Mohammad J is on page 289 of 353 of عقاید یک دلقک
انسان نه قادر به تکرار لحظات است و نه قادر به بیان آنهاست.
Aug 20, 2019 09:26AM Add a comment
عقاید یک دلقک

Mohammad J
Mohammad J is 66% done with خانه آخر
آه.. حقیقتا درک تنهایی دلپذیر است، چقدر دلپذیر، بی شک اهریمن مطرود، از این جهت به یزدان خیانت کرد که می خواست تنها باشد. موهبتی که دیگران از آن نصیبی نداشتند.
Aug 02, 2019 08:29AM Add a comment
خانه آخر

Mohammad J
Mohammad J is 30% done with خانه آخر
در نظرم زندگی دام رنج آوری است. انسان متفکر وقتی به سن بلوغ رسید و رشد عقلی یافت، بی اراده خود را در دامی می بیند که راه خروج ندارد. در حقیقت انسان بر خلاف اراده خود، در نتیجه یک سلسله حوادث به وجود آمده است، چرا؟ معلوم نیست.
Aug 01, 2019 08:38AM Add a comment
خانه آخر

Mohammad J
Mohammad J is on page 145 of 165 of نادیا
اما به عقیده من، محبوس کردن افراد در تیمارستان همیشه مستبدانه است. هنوز نمی توانم بفهمم به چه حق انسانی را از آزادی محروم می کنند. ساد را حبس کردند؛ نیچه را حبس کردند؛ بودلر را حبس کردند.... میدانم اگر دیوانه بودم، و چند روز حبس می کشیدم، در یک موقعیت که جنون موقتاً رهایم می کرد و حالم عادی می شد، با خونسردی یکی از کسانی را که دور و برم می دیدم - ترجیحاً پزشک را - به قتل می رساندم.
Jul 25, 2019 07:33AM Add a comment
نادیا

Mohammad J
Mohammad J is on page 452 of 534 of سفر به انتهای شب
هرگز فورا بدبختى كسى را باور نكنيد. بپرسيد كه مى تواند بخوابد يا نه؟... اگر جواب مثبت باشد، همه چيز رو به راه است. همين كافى است.
Jul 17, 2019 07:16AM Add a comment
سفر به انتهای شب

Mohammad J
Mohammad J is on page 288 of 534 of سفر به انتهای شب
”وقتى زياده از حد يك جا ماندى، اشياء و آدمها تكه پاره مى شوند و فقط به خاطر تو مى گندند و بوى بد مى دهند.“
-----------------------------
بوکوفسکی: «سفر به انتهای شب بهترین کتابی‌ست که در دوهزار سال گذشته نوشته شده‌است.»
شاهكار!! شاهكار!! شاهكار!!
Jul 14, 2019 04:23PM Add a comment
سفر به انتهای شب

Mohammad J
Mohammad J is on page 3 of 103 of تنهایی پرهیاهو
وقتى شروع به خواندن ميكنم، در واقع نمى خوانم. جمله اى زيبا را در دهان گذاشته و مثل آب نبات مى مكم، يا مثل مايعات مى نوشم تا انديشه همانند الكل جذب وجود من شود، در دلم نفوذ كند و در رگهايم جارى شده و به ريشه هر گلبول خونى برسد.
Jul 05, 2019 04:40PM Add a comment
تنهایی پرهیاهو

Mohammad J
Mohammad J added a status update
به مرور زمان هر چقدر به تعداد كتاب هام اضافه شد، از تعداد دوست هام كم شد!
پس من اين نظريه رو اعلام مى دارم كه: "تعداد دوستاى آدم با تعداد كتاباى آدم نسبت عكس دارد."
مواظب باشيد كه تعداد دوستاتون از كتاباتون بيشتر نشه!
Jul 02, 2019 03:47AM 2 comments

Mohammad J
Mohammad J is on page 485 of 783 of مجوس
دوست داشتن آدم هاى ديگه توهميه كه اگر ميخوايم تو جامعه زندگى كنيم، بايد درون خودمون پرورش بديم. اين چيزيه كه مدت هاست از زندگيم بيرونش كرده م. تو دوست دارى دوست داشته بشى. من فقط دوست دارم باشم، همين. يك روز معنى حرفم رو متوجه مى شى، شايد. و لبخند مى زنى. نه بر ضد من. همراه من.
Jun 07, 2019 04:04PM Add a comment
مجوس

Mohammad J
Mohammad J is on page 52 of 783 of مجوس
ديگر نمي خواهم زندگى كنم. بيش تر عمرم به نخواستنِ زندگى گذشته. تنها جايى كه خوشحالم اين جا در كلاس درس است كه مجبورم به چيز ديگرى فكر كنم، يا مواقعى كه كتاب مى خوانم يا سينما مى روم. يا توى تخت. فقط وقتى خوشحالم كه يادم مى رود وجود دارم.
Jun 01, 2019 06:01AM Add a comment
مجوس

Mohammad J
Mohammad J is starting سال‌های سگی
"هيچوقت يه كتاب رو از رو جلدش قضاوت نكن"
يكى از درگيرى هاى ذهنى هميشگى من، طراحى جلد كتاباى ناشراى ايرانيه! دريغ از يه ذره ذوق و سليقه.
عكس نويسنده ى بدبخت رو بزن رو جلد و يا على!!! برو چاپ دهم!
فقط كافيه يه كتاب رو با نسخه هاى خارجيش مقايسه كنيد!
هنوز چهل صفحه نخوندم مجذوب كتاب شدم!
May 22, 2019 03:39AM Add a comment
سال‌های سگی

Mohammad J
Mohammad J is starting شب‌های روشن
"مردها موجودات عجيبى اند."
فقط "ناستنكا"ى داستايفسكى ميتونه (احتمالا) تو كل ادبيات اينو درباره مردها بگه، در صورتى كه تا دلتون بخواد تو كتاب ها و فيلم ها و .... فقط درباره زن ها همچين چيزى رو گفتن!
عاشق داستايفسكى ام!
May 16, 2019 06:46AM Add a comment
شب‌های روشن

Mohammad J
Mohammad J is starting A Portrait of the Artist as a Young Man
استفان گفت: "من مطمئنم كه چيزى به نام "تفكر آزاد " وجود ندارد چرا كه هر تفكرى با قوانين خودش محدود مى گردد."
May 08, 2019 06:11AM Add a comment
A Portrait of the Artist as a Young Man

Mohammad J
Mohammad J is starting بیگانه
"مى پرسيد آيا به خدا اعتقاد دارم. گفتم نه. با عصبانيت نشست. گفت اين محال است؛ همه ى آدمها به خدا معتقدند، حتى آنهايى كه به خدا پشت مى كنند.
اين اعتقاد او بود و اگر در اين اعتقادش شك مى كرد زندگى اش بى معنا مى شد"

ترس از بى معنا شدن زندگى؛ مى تونه دليل اصلى باورها و اعتقادات مردم باشه!
Apr 22, 2019 05:30AM Add a comment
بیگانه

Mohammad J
Mohammad J is starting A Happy Death
"باورم كن، چيزهايى مثل رنج بزرگ، اندوه بزرگ، خاطره ى بزرگ معنا نداره... همه چيز فراموش ميشه، حتى عشق بزرگ.
اونچه درباره زندگى غم انگيز و حيرت آوره، همينه. فقط يه راه براى ديدن چيزها وجود داره، راهى كه هرازگاهى به سراغت مى آد"
Apr 13, 2019 04:28PM Add a comment
A Happy Death

Mohammad J
Mohammad J is starting Cousin Pons
"آنچه من ميتوانم به تو بگويم اين است: قرن ما لجن و نفرت انگيز است."

آقاى بالزاك عزيز؛ كه در مورد قرن نوزدهم اينو گفتى، در مورد قرن بيست و يكم چى بگيم؟!!
Mar 18, 2019 05:21PM Add a comment
Cousin Pons

Mohammad J
Mohammad J is starting A Tale of Two Cities
كلاسيك خوندن هميشه لذت بخشه! تو هر سنى و هر جايى :دى
Mar 09, 2019 02:26PM Add a comment
A Tale of Two Cities

« previous 1
Follow Mohammad's updates via RSS