صبح زود وارد میلان شدیم و ما را در بارانداز پایین آوردند. یک آمبولانس مرا به بیمارستان آمریکایی برد. درون آمبولانس، روی برانکار خوابیده بودم، نمیتوانستم تشخیص دهم که از کدام قسمت شهر میگذریم؛ ولی هنگامی که برانکار را پایین آوردند جای بازارمانندی را دیدم و یک مغازهی نوشابهفروشی باز بود و دختری زبالهها را به بیرون جاروب میکرد. خیابان را آبپاشی میکردند و بوی صبح زود میآمد.
— Jul 04, 2018 02:02AM
Add a comment