Mahda shademan > Recent Status Updates

Showing 1-5 of 5
Mahda shademan
Mahda shademan is starting وداع با اسلحه
صبح زود وارد میلان شدیم و ما را در بارانداز پایین آوردند. یک آمبولانس مرا به بیمارستان آمریکایی برد. درون آمبولانس، روی برانکار خوابیده بودم، نمی‌توانستم تشخیص دهم که از کدام قسمت شهر می‌گذریم؛ ولی هنگامی که برانکار را پایین آوردند جای بازارمانندی را دیدم و یک مغازه‌ی نوشابه‌فروشی باز بود و دختری زباله‌ها را به بیرون جاروب می‌کرد. خیابان را آب‌پاشی می‌کردند و بوی صبح زود می‌آمد.
Jul 04, 2018 02:02AM Add a comment
وداع با اسلحه

Mahda shademan
Mahda shademan is starting میک هارته این‌جا بود
«بگذارید از همین اول بگویم که تصادف کرد.
کل ماجرا نمی‌شد از این «تصادفی»تر هم باشد.
یعنی میک نه داشت خل‌بازی درمی‌آورد، نه لایی می‌کشید. هر دو دستش روی دسته‌ های دوچرخه بود و همه‌چیز هم به‌قاعده.
فقط چرخ‌اش به یک سنگ گیر کرد و پرت شد و خورد به پشت کامیونی که داشت رد می‌شد. حتی یک خراش هم برنداشته بود. ضربه‌ی مغزی. تمام».
Jul 01, 2018 11:54PM Add a comment
میک هارته این‌جا بود

Mahda shademan
Mahda shademan is starting سنگی بر گوری
ما بچه نداریم. من و سیمین. بسیارخوب. این یک واقعیت است. اما آیا کار به همین‌جا ختم می‌شود؟ اصلاً همین است که آدم را کلافه می‌کند. یک وقت چیزی هست. بسیار خوب هست. اما بحث بر سر آن چیزی است که باید باشد.
Jul 01, 2018 11:09PM Add a comment
سنگی بر گوری

Mahda shademan
Mahda shademan is starting اینجا همه آدمها اینجوری اند
.در نهایت خودت به تنهایی رنج می کشی. ولی در آغاز همراه کلی آدم دیگر هستی
Jul 01, 2018 11:04PM Add a comment
اینجا همه آدمها اینجوری اند

Mahda shademan
Mahda shademan is starting اینجا همه آدمها اینجوری اند
.در نهایت خودت به تنهایی رنج می‌کشی ولی در آغاز همراه کلی آدم دیگر هستی.
Jul 01, 2018 11:03PM Add a comment
اینجا همه آدمها اینجوری اند

Follow Mahda's updates via RSS