Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following احمد محمود.

احمد محمود احمد محمود > Quotes

 

 (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Showing 1-13 of 13
“لە دوورەوە کوورەى هـەستت شوعلەیەکى بەتین ئەدا
بە چاوى من عاشق مەبە، کەم لە دەرگاى ئەوین ئەدا”
Ahmad Mahmoud
“نوشته همه کاغذها مثل هم است. چیزهایی است که اصلا سر در نمیآورم.جانم بالا میاید تا یک کلمه را هجی کنم و تازه وقتی کلمه را هجی کردم و خواندمش، معنی اش را نمیفهمم. مثلا نمیدانم این استعمارگر خونخوار چه جور جانوری است که فقط خون میخورد و اشتهاش هم سیری ناپذیر است. لابد بی جهت اسم استعمارگر را خونخوار نگذاشته اند. باید دلیلی داشته باشد.”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“...وقتی آدم رو بازجوی میکنن، باید خیال کنه که یه سر نیزه زیر چونش هست. اگه بگه آره نوک سرنیزه فرو میره و اگه بگه نه، هیج خطری متوجهش نیست.”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“مرد اونه که وقتی با پنجه بزنی رو گرده ش، گرد و خاک بلند شه”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“يقول أبي: إن الدنيا سجن المؤمن. عمو بندر من أهل الجنة. و لكن هذا الكلام لا يدخل مخ محمد الميكانيكي أصلاً.

- من كثرة ما سمعنا من وعود ، طلع حتى بذر وعْدنا. كلما ازداد بؤسنا ؛ زاد تحويلهم إيانا على الحياة الأخرى.

يبارك الحاج الشيخ علي بيتنا ، و يبارك شغل أبي و مكسبه فليس في مقدورنا الآن أن ندعوه و ندعو صهره و أولاده و أخوته و أولاد أخوته. كان وقت عيد لنا فكنا نأكل حقاً.

- يا حاج شيخ علي ، الشك بين الرابعة و الخامسة ، علام يحتسبوه ؟

نفرش لهم غرفة أبي ، و نقترض من كل الجيران وسائد فتصير غرفة أبي نورانية ، و أقبل يد الحاج الشيخ علي - مثل إلية خروف ، مثل يد بلّور خانم ناعمة و بيضاء. يتكلم الحاج الشيخ علي عن ثواب ختم الصلوات ثم عن الخُمس و بعده عن سهم الإمام"*".

محمد الميكانيكي مستقرّه نار جهنم.

- أفهذا عمل - أن أتحمل المشقة و أعطيه لحفنة من منتفخي البطون ؟

إلى أن يهيئ خواج توفيق ملء وافور آخر يتكلم من أنفه.

- منذ القديم و الأزل كان العلماء بركة الأرض ، و على كل من أراد ملاحاتهم يتورط.

يغص محمد الميكانيكي بالضحك.

ينهض أمان آقا ، و يطبخ خواج توفيق الأفيون على الطاس ثم ينفخ في الوافور.

في بعض الأوقات يُفسد كلام محمد الميكانيكي هذا و ضحكاته ذوق الإنسان على نحو سيء.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"*" من الضرائب الواجبة عند الشيعة الإمامية ، يفضل إعطاؤها إلى رجل دين سيد (من نسل علي بن أبي طالب) ؛ لأنها من حقه باعتباره وريثاً للنبي ، يتصرف بها كما يشاء. و قد جرت العادة أن ينفق نصفها على المبرات العامة ، و نصفها الثاني يوزع على الساد الآخرين.”
احمد محمود, همسایه‌ها
“- عمو بندر هیچوخ محبت شمارو...
حرفم را میبرد
ـ آخه پسرم، اگه ما آدمای یه لاقبا به همدیگه کمک نکنیم، کی به دادمون میرسه؟”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“كلما ذهبت إلى مكان ما مع أبي و أمي كانت أمي تمشي وراءنا و لم يحدث قط أن مشت كتفاً إلى كتف معنا.

- لماذا تتخلفين وراءنا إلى هذا الحد يا أماه؟

- ينبغي على المرأة دائماً أن تمشي وراء الرجل يا ابني.

- و لكن يا أمي ، كأنني سمعت أن النساء يجب أن يتقدمن.

تنظر أمي في عينيّ:

- لا يا أماه ، نحن نختلف كثيراً عن أولئك.

- ألح لكي أفهم ما الأمر.

- ما الفرق بيننا يا أماه ؟

تريح أمي نفسها:

- حرام.

و لكنني لا أكف بهذه السهولة.

- حرام ؟

نفد صبر أمي.

- ليس حراماً .. ولكن. حسناً .. هذه رسومنا و عاداتنا.

لا أفهم شيئاً من كلام أمي - يعني أنه لا ينطبق و عقلي.”
احمد محمود, همسایه‌ها
“دنیا علیه ما توطئه کرده بود شاسب، دنیا -
یعنی سرنوشت ما جایی دیگه رقم زده میشه؟ -
اینطور خیال می کنم -
پس مردم کشک؟ -
ای خدا عمرت بده شاسب. بیسوادن مردم! بیسواد و احساساتی -
با این حال خیلی هشیارن - نشان داده ن -
هشیاری محدود! در حد نفع روزانه، خیلی م زود گر میگیرن! علتش بیسوادیه. حتی یه صفحه تاریخ م نخوندن، رادیو هم بهشان اطلاعات غلط میده - دروغ -
این بی انصافیه در حق مردم! - مردم خوبن -
خوب بودن و عمین بودن دوتاست. مردم باید یاد بگیرن بخونن -
آخر اینم وسیله میخواد، وقت میخواد، رفاه میخواد -
نگفتم که نمیخواد -
با این حرفت گرفتار دور باطل میشیم -
هستیم -”
احمد محمود, دیدار
“دختر میگوید:
...
آدرس خونه تونو بدین:
خجالت میکشم. خانه دنگال، دیواره های گلی، تنور صنم، الاغ های رحیم خرکچی، گاری عموبندر، چارچرخه کرم، درشکست و بست خورده، اتاق های خفه و توسری خرده و سرتاسر کف حیاط از باران چند روز قبل گل و لای تا قوزک پا.
باز دروغ میگویم:
من مسافرم”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“گاهی کسانی که هزاران فرسنگ از شما فاصله دارند، می‌توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند، در شما ایجاد کنند.”
احمد محمود
“همیشه یادت باشه که انگلیسیا سرقبر پدرشون بدون منظور فاتحه نمیخونن.”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“مجلس، به خواست مردم، لایحه ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرده است. مردم با چهره های برافروخته و لبهای به خنده نشسته، جابه جا دور دسته های نوازنده جمع شده اند به پایکوبی و دست افشانی...”
Ahmad Mahmoud, همسایه‌ها
“از پدرم نامه آمده است. درست چهل و هشت روز است که رفته است کویت. وقتی که پدرم رفت کویت شبها عجب دلگیر شد. هنوز بوی تنش از اتاقش بیرون نرفته است. روفرش دراز میکشم، بوش توتونش دماغم را پرمیکند. چهل و هشت شب است که جاش خالی است. وقتی که دور هم مینشینم انگار که صدای نماز خواندنش را میشنوم و انگار که تو اتاق خودش رو سجاده نشسته است و ورد میخواند.”
Ahmad Mahmoud

All Quotes | Add A Quote
همسایه‌ها همسایه‌ها
5,241 ratings
داستان یک شهر داستان یک شهر
1,013 ratings