Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following محمد رضا صفدری - سیاسنبو.

محمد رضا صفدری - سیاسنبو محمد رضا صفدری - سیاسنبو > Quotes

 

 (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Showing 1-2 of 2
“نگاهش‌ سرگردان‌ بود. رگ‌ سرخ‌ در چشم‌هایش‌ دویده‌ بود. انگار از خواب‌ پسینگاهی‌ بیدار شده‌ بود: منگ‌ و تهی‌ و دهانش‌ تلخ‌، یا كه‌ در چاهی‌ ژرف‌ و نمناك‌ از خواب‌ پریده‌ بود؛ مانند كبوتران‌ چاهی‌ كه‌ به‌ هوای‌ چراغ‌ خانه‌ای‌ فرود می‌آیند و در سیاهی‌ شب‌ به‌ دیوار كوبیده‌ می‌شوند، آنگاه‌ چشم‌هایشان‌ دودو می‌زند”
محمد رضا صفدری - سیاسنبو
“كه‌ رفتی‌، روزی‌ كه‌ آوردنت‌ من‌ كجا بودم‌؟"
دیگر چه‌ بود؟ كسی‌ تفنگ‌ به‌ دست‌ می‌دوید، یخچالی‌ جابه‌ جا می‌شد و انگشتانی‌ به‌ هم‌ مالیده‌ می‌شدند. خدر دلتنگ‌ بود، سینه‌هایی‌ كوچك‌ و كم‌پیدا، سینه‌ای‌ سوخت‌. پرنده‌ای‌ بال‌ گشود و رفت‌. كشالة‌ رانی‌ خونین‌ بود و روی‌ زمین‌ كشیده‌ می‌شد. ساختمانی‌ آجری‌ به‌ هوا می‌رفت‌، دستی‌ در هوا آجرها را كنار هم‌ می‌چید. زنی‌ لیك‌ و شیون‌ می‌كرد، پیرمردی‌ بند گاو به‌ دست‌ كنار جاده‌، روی‌ پاها تا می‌شد. و دو چشم‌ درشت‌ میشی‌ غنی‌آبادی‌ توی‌ دیواری‌ پیدا و ناپیدا می‌شد. چشم‌ها بزرگ‌ و ناگهانی‌ ندیدار می‌شدند”
محمد رضا صفدری - سیاسنبو