آلبر کامو
|
طاعون
by
—
published
1947
—
1402 editions
|
|
|
برف های کلیمانجارو - مجموعه داستان
by |
|
|
The Plague طاعون- آلبر کامو
|
|
* Note: these are all the books on Goodreads for this author. To add more, click here.
“شر و بدی که در دنیا وجود دارد پیوسته از نادانی میزاید و حسن نیت نیز اگر از روی اطلاع نباشد ممکن است به اندازۀ شرارت خسارت به بار آورد. مردم بیشتر خوباند تا بد و در حقیقت، مسئله این نیست. بلکه آنها کم یا زیاد ناداناند و همین است که فضیلت یا ننگ شمرده میشود. نومیدکنندهترین ننگها، ننگ آن نادانی است که گمان میکند همه چیز را میداند و در نتیجه به خودش اجازۀ آدمکشی میدهد: روح قاتل کور است و هرگز نیکی حقیقی یا عشق زیبا بدون روشنبینی کافی وجود ندارد.
طاعون، آلبر کامو، رضا سیدحسینی”
― The Plague
طاعون، آلبر کامو، رضا سیدحسینی”
― The Plague
“رستگاری بشر برای من کلمۀ بسیار بزرگی است. من این همه دور نمیروم، سلامت بشر مورد علاقۀ من است، سلامت او در وهلۀ اول.
طاعون، آلبر کامو، رضا سیدحسینی”
― The Plague
طاعون، آلبر کامو، رضا سیدحسینی”
― The Plague
“فلیسهی نازنینم...
تازگی از من در موردِ برنامهها و آیندهام پرسیده بودی. تعجب کردم از این سؤال...
معلوم است که هیچ برنامه و چشماندازی ندارم، نمیتوانم به آینده بروم.
میتوانم به آینده پرتاب شوم، در آینده غلت بزنم، در آینده سکندری بخورم.
در بهترین حالت میتوانم از جایم تکان نخورم.
اما بهواقع برنامه و چشماندازی ندارم.
حالم خوب باشد، کاملاً از لحظه پُرم.
حالم بد باشد، همین لحظه را هم نفرین میکنم، آینده که جای خود دارد.”
―
تازگی از من در موردِ برنامهها و آیندهام پرسیده بودی. تعجب کردم از این سؤال...
معلوم است که هیچ برنامه و چشماندازی ندارم، نمیتوانم به آینده بروم.
میتوانم به آینده پرتاب شوم، در آینده غلت بزنم، در آینده سکندری بخورم.
در بهترین حالت میتوانم از جایم تکان نخورم.
اما بهواقع برنامه و چشماندازی ندارم.
حالم خوب باشد، کاملاً از لحظه پُرم.
حالم بد باشد، همین لحظه را هم نفرین میکنم، آینده که جای خود دارد.”
―
Is this you? Let us know. If not, help out and invite آلبر to Goodreads.


