به زن نداشته ام فکر نمی کنم
که به بهانه ی شستن لباس تمیزم
مچ مویت را بگیرد
روی شانه ام
بچه ی نداشته ام را وادارد به گریه
کرم جمع کردن لباسش بگیرد
چمدان را بیندازد
به بلعیدن تکه هایی که من باید دربیاورم
از تنش
در مسیر نخ نمای گریه
هی تهدیدم کند به هندوانه ی خانه ی پدری اش
قند توی دلم آب شود
بشکند سفید باشد
نرود
اضافه کار کفافم را ندهد
یک شیفت بیافرینم
که تو را بیشتر ...
اصلن تو هم به شوهرت فکر نکن
Published on March 09, 2010 12:01