پیشینه ی تعبیر ِ "این نیز بگذرد!" در ذهن و زبان ایرانیان و در ادب فارسی
یکی از رایج ترین تعبیرها و زبانزدها درذهن و زبان ایرانیان، جمله ی کوتاه و رسا و تإثیرگذار این نیز بگذرد! است.
می توان گفت که هیچ تعبیر دیگری، همتای آن نیست و بدین کونه رواج ندارد، جمله می توان گفت که هیچ تعبیر دیگری، همتای آن، نداریم.
نه تنها مردم بلا کشیده و دل و جان سوخته ی ما در همه ی رده های اجتماعی با نوشتن این جمله بر سنگ و کاشی و چرم و پارچه و کاغذ و جز آن و نصب آن در فضاهای کار و زندگی ی خود، داغ ِ دلهای سوخته ی خود را فرو می نشانند؛ چنان که گویی طلسم یا حِزری رازآمیز ست برای برتافتنی کردن رنج و شکنج های پایان ا ناپذیر در جامعه ی ستم زده ی ما.
امّا این پناه جویی و چاره اندیشی تنها ویژه ی توده ی مردم نیست و نمونه های چشم گیری در ادب فرهیخته ی ما دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت و به سادگی و بی لرزش دل و بُغض گلو و آب چشم، از کنار آنها گذشت.
کمتر دیوان شعر یا اثر منثوری را سراغ داریم که از این داغ دلها و رنجنامه ها خالی باشد.
یکی از والاترین و تأثیرگذارترین و دل و جان لرزاننده ترین نمونه ها را می توان در ِ چکامه ی پر درد و دریغ ِ سیف فرغانی (۶٥۱- ٥٥٨ هجری ِ خورشیدی) با ردیف ...نیز بگذرد، یافت که در هنگامه ی تازش فاجعه بار مغولان به ایران، سروده است و بر تارهای دل و جان هر انسان دردشناسی، زخمه می زند.
*
کسی می گفت که جمله ی "این نیز بگذرد!"، در اصل، از گفته های بودا بوده است.
باید گفت به فرض که این سخن مستند و درست باشد، تفاوت میان ِاندرز و برداشت ِ عرفانی ی"بودا" و چکامه ی دل و جان سوز ِ "سیف"، از زمین تا آسمان است.
*
هم مرگ بر جهان ِ شما نیز بگذرد!
هم رونق زمان شما نیز بگذرد!وین بوِم ِ محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان ِ شما نیز بگذردنیز بگذرد!باد ِ خزان ِ نکبت ِ ایّام ناگهان
بر باغ و بوستان ِ شما نیز بگذرد!آب ِ اجل که هست گلوگیر خاص و عام
برحلق و بر دهانِ ِ شما نیز بگذرد!ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی ِ سِنان ِ شما نیز بگذرد!چون داد ِ عادلان به جهان در، بَقا[/ وفا] نکرد
ییداد ِ ظالمان ِ شما نیز بگذرد!در مملکت، چو غُرّش ِ شیران گذشت و رفت
این عوعو ِ سگان ِ شما نیز بگذرد!آن کس که اسب داشت غُُبارش فرونشست
گرد ِ سُم ِ خران ِ شما نیز بگذرد!بادی که در زمانه بسی شمع ها بکُشت
هم بر چراغدان ِ شما نیز بگذرد! زین کاروان سرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان ِ شما نیز بگذرد! ای مُفتخر به طالعِ ِ مسعود ِ خویشتن،
تاثیر ِاختران ِ شما نیز بگذرد!این نوبت از کسان به شماناکسان رسید
نوبت ز ناکسان ِ شما نیز بگذرد!بیش از دو روز بود از آن ِ دگر کسان
بعداز دو روز، از آن ِ شما نیز بگذرد!بر تیر ِ جورتان ز تحمّل سپر کنیم
تا سختیِ ِ کمان ِ شما نیز بگذرد!در باغ ِ دولت ِ دگران بود مدّتی
این گُل، ز گُلستان ِ شما نیز بگذرد!آبی ست ایستاده دراین خانه مال وجاه
این آب ِ نارَوان ِ شما نیز بگذرد!ای تو رَمه سپُرده به چوپان ِ گرگ طبع
این گُرگیِ ِ شُبان شما نیز بگذرد!پیل ِ فنا که شاه ِ بقا مات ِ حُکم ِ اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد!ای دوستان خوهم [/ خواهم] که به نیکی دُعای ِ سیف
یک روز بر زبان ِ شما نیز بگذرد!
Published on October 05, 2015 21:15
No comments have been added yet.
جلیل دوستخواه's Blog
- جلیل دوستخواه's profile
- 14 followers
جلیل دوستخواه isn't a Goodreads Author
(yet),
but they
do have a blog,
so here are some recent posts imported from
their feed.

