(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“نه من، نه پدرم عشق چندانی به مذهب نداشتیم چون رمز و راز را به معجزه ترجیح می دادیم، ولی راستش پدرم رمز و راز را هم دوست نداشت ـ برايش مثل سنگریزه در کفش بود. خب، من راز و رمز را مثل او نادیده نمی گیرم. ولی تلاشـی هـم در حلشان نمی کنم. فقط می خواهم ببینم وقتی به گته شان خیره می شـوی چـه اتفاقی می افتد. من ردپای نامطمئن و مسخره ی خودم را دنبال خواهم کرد. یک مدت در زمین سرگردان می شوم و خانوادهی مادرم را پیدا خـواهـم کـرد و مرد متعلق به چهره ی در آسمان را و می بینم این نسبتهای مرموز مرا کجا خواهند برد ــ مرا به درک بهتر مادرم رهنمون می شوند با به شیطانی غیرقابل تصور۔”

استیو تولتز
Read more quotes from استیو تولتز


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag