Find & Share Quotes with Friends
“هنوز چیزی نگذشته یکی از کوچولوهایی که روی زمین نشسته بودند به سویش آمد،از بازویش گرفت و بالا رفت و روی زانویش نشست تا با با او کتاب را تماشا کند؛ کودک دیگری هم از آن طرف بالا رفت و روی زانوی دیگرش نشست. آنگاه بود که رویایی همانند آنچه سالها پیش دیده بود به سراغش آمد. زمان درازی خود را در حالتی مجسم کرد که در شب خوش و دل انگیزی در خانه ی خودش نشسته است و کتاب می خواند و آن زیبای ناشناسی که پیانو می زند همسر اوست..”
―
Le Grand Meaulnes
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
0 likes
All Members Who Liked This Quote
None yet!
This Quote Is From
Browse By Tag
- love (102435)
- life (81037)
- inspirational (77527)
- humor (45309)
- philosophy (32028)
- inspirational-quotes (28751)
- god (27135)
- wisdom (25255)
- romance (24989)
- truth (24946)
- poetry (24693)
- life-lessons (23069)
- quotes (21551)
- death (21024)
- happiness (19056)
- hope (18946)
- faith (18728)
- inspiration (18117)
- relationships (16161)
- spirituality (16157)
- motivational (16131)
- religion (15605)
- life-quotes (15361)
- writing (15193)
- love-quotes (14982)
- success (14264)
- motivation (14123)
- time (13066)
- science (12346)
- motivational-quotes (12185)

