“رفتم که از دیوانه بازی دست بردارم
تا اخم کردم مطمئن شد دوستش دارم
وا کرد درهای قفس را ... گفت : مختاری !
ترجیح دادم دست روی دست بگذارم
بیزارم از وقتی که آزادم کند ... ای وای !
- روزی که خوشحالش نخواهد کرد آزارم -
این پا و آن پا کرد ؛ گفتم دوستم دارد
امـا نگو سر در نمی آورده از کارم !
از یال و کوپالم خجالت می کشم اما
بازیچه ی آهو شدن را دوست می دارم
با خود نشستم مو به مو یاد آوری کردم
از خواب های روز در شب های بیدارم
من چای می خوردم ؛ به نوبت شعر می خواندند
تا صبح ، عکس سایه و سعدی به دیوارم !”
―
قرار نشد
Share this quote:
Friends Who Liked This Quote
To see what your friends thought of this quote, please sign up!
0 likes
All Members Who Liked This Quote
None yet!
Browse By Tag
- love (101856)
- life (79972)
- inspirational (76364)
- humor (44527)
- philosophy (31209)
- inspirational-quotes (29052)
- god (26991)
- truth (24849)
- wisdom (24804)
- romance (24489)
- poetry (23462)
- life-lessons (22762)
- quotes (21226)
- death (20641)
- happiness (19108)
- hope (18677)
- faith (18524)
- inspiration (17547)
- spirituality (15834)
- relationships (15751)
- life-quotes (15661)
- motivational (15538)
- religion (15448)
- love-quotes (15421)
- writing (14988)
- success (14232)
- travel (13643)
- motivation (13467)
- time (12914)
- motivational-quotes (12672)

