“با چشمانی تنگ و صدایی آرام پرسید: «این تهدیده؟»
پاپ جا نخورد. «نه، فقط میخوام یادت بندازم تو قهرمان نیستی.»
برای اولین بار طی آن مکالمه، ولو با لحنی عاری از شادی، خندید. «چیکار میشه کرد؛ همهمون شانس قهرمان بودن گیر نمیاریم.» لبهایش را بر هم فشرد. اشک را پس زد و اجازه نداد صدایش بلرزد. «ولی دلیل نمیشه سعیمونو نکنیم.»”
―
Armina Salemi,
فراخوان رنگها