Shabnam > Shabnam's Quotes

Showing 1-9 of 9
sort by

  • #1
    شهرام شیدایی
    “آزادی که بپذیری
    آزادی که بگویی نه
    و این
    زندان کوچکی نیست.

    آزادی که ساعت‌ها دست‌هایت در هم قفل شوند
    چشم‌هایت بروند و بر نگردند‌، خیره! خیره بمان

    و ما اسم اعظم را به کار می‌بریم:
    اسکیزوفرنیک.

    آزادی که کتاب‌ها جمع شوند زیر دیرکی که تو را به آن بسته‌اند
    و یکی‌شان
    آتش را شروع کند.

    آزادی که به هیچ قصه و شهر و کوچه‌ای
    به هیچ زمانی برنگردی

    و از اتاق‌های هتل
    صدای خنده به گوش برسد.”
    شهرام شیدایی

  • #2
    شهرام شیدایی
    “شاید زمین چیزی از من پرسیده
    که از خواب بیدار شده‌ام.
    یا قصه‌ای در من زنده شده
    که جوراب‌هایم را بلد نیستم بپوشم
    چه‌قدر ساده می‌نویسیم که زنده‌گی عجیب است
    و دست‌هایمان را پیدا نمی‌کنیم.

    تصویری که مرا می‌خواهد زنده نگه دارد
    کوچک شده است، کوچک.
    ــ ناتمامی در ما دنبالِ جایی می‌گردد ــ

    مادر، کلمه‌ای‌ست که در اتاقِ مجاور خوابیده
    من به همه‌چیز مشکوکم
    به چراغی که روشن کرده‌ام
    به تابلوهای روی دیوار
    به کسی که هفته‌ی پیش در گورستان چال کردیم

    شاید به خواب‌هایِ‌ بالاتری راه یافته‌ام
    به دنیاهایی دیگر
    که صدای شماها را
    چند روزِ دیگر می‌شنوم
    و برایِ‌ شنیدن‌ِ جواب‌هایتان
    همیشه کنارم خالی می‌مانَد.
    من به گوش‌دادن‌ِ حرف‌ها
    نشستن کنارِ همدیگر
    به تمامِ فاصله‌های نزدیک‌شده مشکوکم.

    امروز ناتمامی را جشن می‌گیریم
    فردا، یک هفته‌ی دیگر خواهد گذشت.

    در می‌زنند
    کسی پُشتِ پنجره آمده است
    همیشه فکر می‌کنم...

    کلمه‌هایی که از ما به‌جا خواهد ماند
    بی‌خوابی عجیبی خواهند کشید
    بی‌خوابی عجیبی.
    کلیدهای گریه‌کردن را
    برای قاتلانی که در راهند
    جا می‌گذارم”
    شهرام شیدایی

  • #3
    مهدی اخوان ثالث
    “خوشا با خود نشستن نرم نرمک اشکی افشاندن زدن پیمانه ای دور از گرانان هر شبی کنج شبستانی”
    مهدی اخوان ثالث

  • #4
    Susan Sontag
    “Do stuff. be clenched, curious. Not waiting for inspiration's shove or society's kiss on your forehead. Pay attention. It's all about paying attention. attention is vitality. It connects you with others. It makes you eager. stay eager.”
    Susan Sontag

  • #5
    Susan Sontag
    “Illness is the night side of life, a more onerous citizenship. Everyone who is born holds dual citizenship, in the kingdom of the well and in the kingdom of the sick. Although we all prefer to use the good passport, sooner or later each of us is obliged, at least for a spell, to identify ourselves as citizens of that other place.”
    Susan Sontag, Illness as Metaphor

  • #6
    Jeff Garvin
    “The world isn't binary. Everything isn't black or white, yes or no. Sometimes it's not a switch, it's a dial. And it's not even a dial you can get your hands on; it turns without your permission or approval" -Riley”
    Jeff Garvin, Symptoms of Being Human

  • #7
    David Whyte
    “Anger is the deepest form of compassion, for another, for the world, for the self, for a life, for the body, for a family and for all our ideals, all vulnerable and all, possibly about to be hurt. Stripped of physical imprisonment and violent reaction, anger is the purest form of care, the internal living flame of anger always illuminates what we belong to, what we wish to protect and what we are willing to hazard ourselves for.”
    David Whyte, Consolations: The Solace, Nourishment and Underlying Meaning of Everyday Words

  • #8
    احمد شاملو
    “ما نیز روزگاری، لحظه یی سالی قرنی ،هزاره یی از این پیش ترک هم در این جای ایسناده بودیم

    بر این سیاره بر این خاک

    در مجالی تنگ هم از این دست . در حریر تاریکی در کتان روز ،

    در ایوان گسترده ی مهتاب

    در تارهای باران ، در شادَرْوانِ بوران

    در حجله ی شادی ، در حصار اندوه

    تنها به خود تنها با دیگران

    یگانه در عشق یگانه در سرود

    سرشار از حیات سرشار از مرگ

    ما نیز گذشته ایم چون تو بر این سیاره بر این خاک

    در مجال تنگ سالی چند هم از این جای که تو ایستاده ای اکنون

    فروتن یا فرومابه

    خندان یا غمین

    سبک پای یا گران بار

    آزاد یا گرفتار

    ما نیز روزگاری...”
    احمد شاملو

  • #9
    Sylvia Plath
    “I lean to you, numb as a fossil. Tell me I'm here.”
    Sylvia Plath, The Collected Poems



Rss