rEtO Torabi > rEtO 's Quotes

Showing 1-2 of 2
sort by

  • #1
    Sadegh Hedayat
    “زندگی من مثل یک شمع آب می شود، نه اشتباه می کنم-مثل یک کنده ی هیزم تر است که گوشه ی دیگدان افتاده و به آتش هیزم های دیگر برشته و زغال شده، ولی نه سوخته و نه تر و تازه مانده، فقط از دود و دم دیگران خفه شده”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat, The Blind Owl

  • #2
    الیاس علوی
    “دستانت را گرفتند
    و دهانت را خرد كردند
    به همین سادگی تمام شدی

    از من نخواه در مرگ تو غزل بنويسم
    كلماتم را بشويم
    آنطور كه خون لبهايت را شستند
    و خون لبهايت بند نمي آمد

    تو را شهيد نمي خوانم
    تو كشته ي تاريكي هستي
    كشته ي تاريكي
    اين شعر نيست
    چشمان كوچك توست
    كه در تاريكي ترسيده است
    در تنهايي
    گريه كرده
    اعتراف كرده است

    نمي‌خواهم از تو فرشته‌اي بسازم با بالهاي نامرئي
    تو نيز بي وفا بودي
    بی پروا می خندیدی
    گاهي دروغ مي گفتي
    تو فرشته نبودي
    اما آنكه سينه ات را سوخته به بهشت می رود
    با حوریان شیرین هماغوشی می کند
    با بزرگان محشور می شود
    تو بزرگ نبودي
    مال همين پائين شهر بودي

    اين شعر نيست
    خون دهان توست كه بند نمي آيد”
    الیاس علوی



Rss