hossein ataeefard > hossein ataeefard's Quotes

Showing 1-11 of 11
sort by

  • #1
    شمس لنگرودی
    “گلایل را دوست دارم
    به خاطر قلبش
    که از پس برگ های لطیفش پیداست

    دل آدمی پیدا نیست
    و سر انگشتانت را سیاه می کند چون گردو
    اگر بگشایی
    و ببینی”
    شمس لنگـرودی

  • #2
    شمس لنگرودی
    “حتما سراسر شب صدامان مي‌كردي

    اما عزيز دلم

    زندگان

    قادر نيستند كه صداي تو را بشنوند



    حتما سراسر شب

    بر دريچه سنگين‌ات كوفتي

    و ما فقط صداي ريزش باراني را مي‌شنيديم

    كه بر گل نامرئي مي‌باريد

    و بويي غريب

    از گل‌هايي ناشناخته در شب مي‌پيچيد



    با دست بسته نمي‌شود كاري كرد

    شب چسبنده دست و دهانمان را فرو مي‌بندد

    و آنچه كه مي‌بيني روياهاي ماست

    كه مثل مه‌اي برمي‌خيزد

    بر سنگت فرو مي‌ريزد

    با دست بسته نمي‌شود كاري كرد



    اما هيچ‌كس را توان بستن روياهايمان نيست

    روياهايي كه نيمه‌شبان قدم به خيابان مي‌گذارند

    در تلالوي پنهان خويش يكديگر را مي‌شناسند

    از ديداري در سپيده فردا سخن مي‌گويند.”
    شمس لنگرودی

  • #3
    شمس لنگرودی
    “نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
    زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
    بال‌های من
    تکه‌تکه فرو می‌ریزند
    بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
    و نشان فلوت تو را می‌پرسند
    نه، نمی‌توانم فراموشت کنم

    خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
    تو پرنده‌یی معصومی
    که راهش را
    در باغ حیاط زندانی گم کرده است
    تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
    باد تشنه‌ی تابستانی
    که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
    آشیانه‌ی رودی از برف
    که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد
    نه
    نمی‌توانم
    نمی‌خواهم که فراموشت کنم

    تپه‌های خشکیده
    از پله‌های تو بالا می‌آیند
    تا به بوی نفس‌های تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
    ماه هزار ساله دست‌نوشته‌ی آخرش را برای تو می‌فرستد
    تا تصحیحش کند

    نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
    قزل‌آلایی عصیانگری که به چشمه‌ی خود باز می‌رود
    خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است

    شمس لنگرودی / Shams Langroodi, پنجاه‌وسه ترانه‌ی عاشقانه

  • #4
    شمس لنگرودی
    “بر نمی‌گردند شعرها
    به خانه نمی‌روند
    تا برگردی
    و دست تکان‌ دهی

    روبان‌های سفید را در کف شعرها ببین که چگونه در باران می‌لرزند
    روبان‌های سفید، پیچیده بر گل سرخ‌های بی‌تاب را ببین

    بر نمی‌گردند شعرها
    پراکنده نمی‌شوند
    به انتظار تو در باران ایستاده‌اند
    و به لبخندی، به تکان دستی، دل خوشند”
    شمس لنگرودی, پنجاه‌وسه ترانه‌ی عاشقانه

  • #5
    شمس لنگرودی
    “آخر به چه درد می خورد
    آفتاب اسفند
    این که جای پای تو را
    آب کرده است”
    شمس لنگـرودی / Shams Langroodi

  • #6
    شمس لنگرودی
    “در هر ایستگاهی که پیاده شوی
    کنار توام
    این قطار
    مثل همیشه در کف دستم راه می رود”
    شمس لنگـرودی / Shams Langroodi

  • #7
    شمس لنگرودی
    “شب بخیر
    بچه های عزیز
    شب به خیر که خیلی دیر است
    به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید
    که چه زیبا برق می زنند
    به بمب افکنها
    تانکها نگاه کنید
    هیچ بچه امریکایی شانس شما را ندارد
    آنها همه این چیزها را
    فقط بر پرده سینما می بینند
    بخوابید بچه ها
    و بیاد داشته باشید
    جای شما در بهشت است
    اما
    چیزی بخورید و بنوشید
    که صف محشر طولانی است و گرسنه تان خواهد شد
    بخوابید بچه ها
    اما
    یادتان نرود صورت تان را بشویید
    فرشتگان
    انتظار بچه های تمیز را می کشند
    و هیچ در فکر دلتنگی مادر نباشید
    آنها مرگ را ترجیح می دهند و زود نزد شما می آیند
    ما هم قول میدهیم
    پای مجسمه آزادی
    گورهای ظریفی برای شما بسازیم
    تا رهگذران و توریست ها
    دسته گلی بر آن بگذارند و
    با رضایت خاطر بخندند”
    شمس لنگـرودی / Shams Langroodi

  • #8
    شمس لنگرودی

    اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می‌کند
    و نام تو را می‌پرسد
    بیا در گوشَت بگویم
    همین زندگی نیز
    زیبا بود

    شمس لنگـرودی / Shams Langroodi, باغبان جهنم

  • #9
    عباس صفاری
    “دنيا كوچكتر از آن است
    كه گم شده اي را در آن يافته باشي
    هيچ كس اينجا گم نمي شود
    آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
    چمدانشان را مي بندند
    و ناپديد مي شوند
    يكي در مه
    يكي در غبار
    يكي در باران
    يكي در باد
    و بي رحم ترينشان در برف
    آنچه به جا مي ماند
    رد پايي است
    و خاطره اي كه هر از گاه
    پس مي زند مثل نسيم سحر
    پرده هاي اتاقت را”
    عباس صفاری / Abas Safari, کبریت خیس

  • #10
    Wayne W. Dyer
    “Change the way you look at things and the things you look at change.”
    Wayne W. Dyer

  • #11
    Virginia Woolf
    “The truth is, I often like women. I like their unconventionality. I like their completeness. I like their anonymity.”
    Virginia Woolf



Rss
All Quotes



Tags From hossein ataeefard’s Quotes