mojtaba > mojtaba's Quotes

Showing 1-7 of 7
sort by

  • #1
    “هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
    الا بر آن که دارد با دلبری وصالی

    دانی کدام دولت در وصف می‌نیاید
    چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی”
    سعدی شیرازی Saadi Shirazi

  • #2
    احمد شاملو
    “خورشید شامگاهی آسمان را ترک گفته است
    و بر قله‌ی «یاگامی»
    روشنایی به سیاهی می‌گراید.
    می‌پنداشتم مردی دلیرم
    امّا آستینِ قبای نازکم از اشک نمناک است.
    مجموعه‌ی آثار احمد شاملو / دفتر دوّم: گزینه‌یی از اشعار شاعران جهان، ترانه‌‌ی سرزمین آفتاب”
    احمد شاملو

  • #3
    “«من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم،
    که عشق از پردۀ عصمت برون آرد زلیخا را...»”
    حافظ شیرازی

  • #4
    “دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت / سببی ساز خدایا که پشیمان نشود”
    حافظ شیرازی

  • #5
    “جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب
    که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را”
    حافظ شیرازی

  • #6
    Saadi
    “یکی از پادشاهان عابدی را پرسید که عِیالان داشت: اوقاتِ عزیز چگونه می‌گذرد؟ گفت: همه شب در مناجات و سحر در دعایِ حاجات و همه روز در بند اِخراجات.
    ملِک را مضمونِ اشارتِ عابد معلوم گشت. فرمود تا وجهِ کَفافِ وی معیّن دارند و بارِ عِیال از دلِ او برخیزد.
    ای گرفتارِ پای بندِ عیال
    دیگر آسودگی مبند خیال

    غمِ فرزند و نان و جامه و قوت
    بازت آرد ز سِیر در مَلَکوت

    همه روز اتّفاق می‌سازم
    که به شب با خدای پردازم

    شب چو عَقدِ نماز می‌بندم
    چه خورد بامداد فرزندم؟”
    Saadi, گلستان سعدی

  • #7
    “مریدی گفت پیر را: چه کنم کز خَلایق به رنج اندرم، از بس که به زیارتِ من همی‌آیند و اوقاتِ مرا از تردّدِ ایشان تشویش می‌باشد؟
    گفت: هر چه درویشانند مر ایشان را وامی بده و آنچه توانگرانند از ایشان چیزی بخواه که دیگر یکی گردِ تو نگردند!
    گر گدا پیشروِ لشکرِ اسلام بُوَد
    کافر از بیمِ توقّع برود تا درِ چین”
    سعدی شیرازی Saadi Shirazi



Rss