Ali Dehghan > Ali's Quotes

Showing 1-30 of 64
« previous 1 3
sort by

  • #1
    Romain Gary
    “چیزهایی هست که از دست رفتنشان را هیچ چیزی در دنیا نمی تواند جبران کند ...
    نمی دانی چه روزهایی را بی تو گذرانده ام . به خاطر این روزها از تو بدم می آید . می توانستیم با هم خوشبخت باشیم .”
    Romain Gary, Lady L

  • #2
    “ای خدای بزرگ
    که توی آشپزخانه هم هستی
    وروی جلد قرص های مرا می خوانی
    لطفا کمی آن طرف تر!

    باید همه ی این ظرف ها را آب بکشم
    وهمین طور که دارم با تو حرف می زنم
    به فکر غذای ظهر هم باشم
    نه کمک نمی خواهم!
    خودم هوای همه چیز را دارم
    پذیرایی جارو می خواهد
    غذا سر نمی رود
    به تلفن ها هم خودم جواب می دهم
    وگردگیری این قاب...
    یادت هست ؟
    اینجا کوچک بودم
    وتو هنوز خشمگین نبودی
    ومن آرامبخش نمی خوردم
    درست بعدِ طعمِ توت فرنگي بود وخواب
    که تو اخم کردی
    به سیزده سالگی
    ملافه
    و رویاهایم
    ببخش بی پرده می گویم
    اما تو به جیب هایم
    کیف دستی کوچکم
    وحتی صندوقچه ی قفل دار من
    چشم داشتی!
    ای خدای بزرگ که توی آشپزخانه ام نشسته ای
    حالا یک زن کاملم
    چیزی توی جیب هایم پنهان نمی کنم
    کیفم روی میز باز مانده است
    هر هشت ساعت یک آرامبخش می خورم
    وبه دکترم قول داده ام زیاد فکر نکنم
    لطفا پایت را بردار
    می خواهم تی بکشم”
    ناهید عرجونی

  • #3
    Charles Bukowski
    “تصمیم گرفتم تا ظهر توی رخت‌خواب بمانم. شاید تا آن‌موقع نصف آدم‌های دنیا بمیرند و مجبور باشم فقط نصف دیگرشان را تحمل کنم.”
    Charles Bukowski, Pulp: Charles Bukowski's Final Hardboiled Noir Comedy – Lady Death, Aliens, and the Absurd

  • #4
    عباس معروفی
    “خیلی ها فکر می کنند سلامتی بزرگترین نعمت است، ولی سخت در اشتباهند. وقتی سالم باشی و در تنهایی پرپر بزنی، آنی مرض می گیری، بدترین نحوست ها می آید سراغت، غم از در و دیوارت می بارد، کپک می زنی. کاش مریض باشی ولی تنها نباشی.”
    عباس معروفی

  • #5
    افشین یداللهی
    “روزی که برای اولین بار
    تو را خواهم بوسید
    یادت باشد
    کارِ ناتمامی نداشته باشی
    یادت باشد
    حرفهای آخرت را
    به خودت
    و همه
    گفته باشی

    فکرِ برگشتن
    به روزهای قبل از بوسیدنم را
    از سَرَت بیرون کن
    تو
    در جاده ای بی بازگشت قدم می گذاری
    که شباهتی به خیابان های شهر ندارد
    با تردید
    بی تردید
    کم می آوری ...”
    افشین یداللهی

  • #6
    عباس معروفی
    “تو میدانی از مرگ نمی ترسم،
    فقط، حيف است،
    هزار سال بخوابم و خواب تو را نبينم .”
    عباس معروفی

  • #7
    “وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش تر تنهاست ، چون نمی تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند ، تنهایی تو کامل می شود”
    سمفونی مردگان - عباس معروفی

  • #8
    “اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای. منظورم اینست که مثلن می فهمی که همه چیز بی معناست، بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد. چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن، تقریبن معنایی به آن می دهد.

    می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش بینانه”
    چارلزبوکوفسکی

  • #9
    “من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی شوم. یا یک چیز دیگر.
    ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را.”
    چارلزبوکوفسکی

  • #10
    Charles Bukowski
    “یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند ، نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند ، نه! قید احساسش را می زند.”
    Charles Bukowski, Pulp: Charles Bukowski's Final Hardboiled Noir Comedy – Lady Death, Aliens, and the Absurd

  • #11
    Romain Gary
    “گاهی بهترین وسیله برای فراموشی، دیدار دوباره است!”
    رومن گاري

  • #12
    Romain Gary
    “هیچ کس تا به حال دو مرتبه در عمرش عاشق نشده، عشق دوم ، عشق سوم ، اینها بی معنی است . فقط رفت و امد است . افت و خیز است . معاشرت می کنند و اسمش را می گذارند عشق.”
    رومن گاري

  • #13
    Romain Gary
    “از همین میترسم که به کسی یا چیزی عادت کنی اون وقت اون کس یا اون چیز قالت بذاره . اون موقع دیگه هیجی برات باقی نمیمونه . میفهمی چی میخوام بگم ؟ ...از کسایی که میزارن میرن خوشم نمیاد واسه همینم اول از همه خودم میرم اینجوری خاطر جمع تره !”
    رومن گاري

  • #14
    Romain Gary
    “پیش از آنکه کسی در راه خیانت گام بردارد ، لازم است که عشق فراوانی را بیهوده هدر داده باشد.”
    رومن گاري

  • #15
    Romain Gary
    “جوانک‌هایی را می‌شناسم که خودشان را با انواع کثافتها مشغول می‌کنند. اما من برای خوشی و شادی، حاضر نیستم کون زندگی را بلیسم. باهاش تعارفی ندارم. گور پدرش کرده.”
    رومن گاري

  • #16
    Virginia Woolf
    “And yet, the only exciting life is the imaginary one.”
    Virginia Woolf

  • #17
    Virginia Woolf
    “If you do not tell the truth about yourself you cannot tell it about other people.”
    Virginia Woolf

  • #18
    Anna Gavalda
    “باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد.آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.به چیز دیگری فکر کرد.باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.
    "من او را دوست داشتم”
    Anna Gavalda آنا گاوالدا

  • #19
    Willa Cather
    “The world is little, people are little, human life is little. There is only one big thing — desire.”
    Willa Cather, The Song of the Lark

  • #20
    احمدرضا احمدی
    “من خوب می دانم
    چگونه باید
    به یک تنگ بلور
    به یک شاخه ی نسترن
    نزدیک شد
    سکوت کرد.
    در یک آینه، نه
    در یک صبح تو به من
    یا با من حرف خواهی زد.”
    احمدرضا احمدی

  • #21
    Anna Gavalda
    “...But friends, those I wanted to please? There are so few, so few... and you're one of them. You... because you have such a gift for life. You grab hold of it with both hands. You move, you dance, you know how to make the rain and the sunshine in a home. You have this incredible gift for making people around you happy. You're so at ease, so at ease on this little planet...”
    Anna Gavalda

  • #22
    Anna Gavalda
    “How could you let yourself be sidetracked while I was waiting for your breath on my back?”
    Anna Gavalda, I Wish Someone Were Waiting for Me Somewhere

  • #23
    Bertolt Brecht
    “برايم بنويس، چه تنت هست؟ لباست گرم است؟
    برايم بنويس، چطوري ميخوابي؟ جايت نرم است؟
    برايم بنويس، چه شکلي شده اي؟ هنوز مثل آن وقت ها هستي؟
    برايم بنويس، چه کم داري؟ بازوان مرا؟
    برايم بنويس، حالت چطور است؟ خوش مي گذرد؟
    برايم بنويس، آن ها چه مي کنند؟ دليريت پا برجاست؟
    برايم بنويس، چه کار ميکني؟ کارت خوب است؟
    برايم بنويس، به چه فکر مي کني؟ به من؟
    مسلماً فقط من از تو مي پرسم!
    و جواب ها را مي شنوم که از دهان و دستت مي افتند
    اگر خسته باشي، نمي توانم
    باري از دوشت بردارم.
    اگر گرسنه باشي، چيزي ندارم که بخوري.
    و بدين سان گويا از جهان ديگري هستم
    چنان که انگار فراموشت کرده ام.........”
    برتولت برشت

  • #24
    Albert Camus
    “وجود ما نويسندگان و هنرمندان اگر تنها يك علت داشته باشد، آن علت چيزي نخواهد بود جز سخن گفتن به جاي همه كساني كه نمي توانند سخن بگويند.”
    آلبر كامو

  • #25
    Sadegh Hedayat
    “در زندگی آنقدر کم تفریح است که دیگر لازم نیست بیاییم برای خودمان بدبختی های تازه ای بتراشیم!”
    صادق هدایت

  • #26
    Charles Bukowski
    “در انتظار مرگ
    مثل گربه ای که روی تخت می پرد

    خیلی خیلی متاسفم برای زنم
    اوست که باید
    این بدن خشک و سفید شده
    را ببیند
    یکبار تکان اش دهد
    و بعد شاید دوباره:
    ـــ "هنک"
    جوابی نمی دهد

    مایه نگرانی ام مرگ نیست
    زنم است
    که با این توده ی هیچ
    برجا می ماند

    می خواهم به اطلاع او برسانم
    در تمامی شب ها
    که کنار او آرم گرفته ام
    حتی عبث ترین بگو مگو ها
    باشکوه بوده اند

    اکنون کلماتی که
    همیشه از گفتن شان هراس داشته ام:
    دوستت
    دارم”
    Charles Bukowski

  • #27
    “دوستت دارم
    بلند تر از همیشه
    از آن بلند ها
    که نمی توانی از این گوش بشنوی و از آن گوش...

    دوستت دارم
    سیاه تر از همیشه
    از آن سیاه ها
    که زیر چشمم ام می ریزد
    که نمی توانی بلد نیستی پاک شان کنی

    دوستت دارم اسب‌تر،خرتر،شتر تر از همیشه
    از آن شتر ها
    که عاقبت پشت در اتاقت می نشیند
    نمی توانی بلند شان کنی

    دوستت دارم
    از آن دوستت دارم ها
    که نمی دانی
    که نمی توانی
    که بلد نیستی...”
    باهار افسری

  • #28
    “تنهایی
    چیزهای زیادی
    به انسان می‌آموزد

    اما تو نرو
    بگذار من نادان بمانم ..”
    ناظم حکمت

  • #29
    “...اگر میخواهید بیماران روانی بیشتر شوند، اختلالات ذهنی تشدید گردد و در هر گوشه ی شهر تیمارستانی ساخته شود، دشنام را ممنوع کنید.
    آن وقت به خواص رهایی بخش، کارکرد روان درمانی آن، و برتری اش بر تمام روشهای دیگر از قبیل روانکاوی، یوگا و کلیسا پی خواهید برد. به خصوص، درخواهید یافت که اگر اکثر ما دیوانه یا جنایتکار نشده ایم، فقط به دلیل اثرات شگفت آور و امداد لحظه ای آن بوده است...!

    ... معنی مرگ را فقط وقتی می فهمیم که ناگهان چهره ی کسی را به یاد بیاوریم که برای مان هیچ اهمیتی نداشته است...!”
    امیل سیوران

  • #30
    Mother Teresa
    “If you judge people, you have no time to love them.”
    Mother Teresa



Rss
« previous 1 3