Fateme kamali > Fateme's Quotes

Showing 1-30 of 71
« previous 1 3
sort by

  • #1
    Bernard M. Baruch
    “Be who you are and say what you feel, because those who mind don't matter, and those who matter don't mind.”
    Bernard M. Baruch

  • #2
    Robert Frost
    “In three words I can sum up everything I've learned about life: it goes on.”
    Robert Frost

  • #3
    Jess C. Scott
    “When someone loves you, the way they talk about you is different. You feel safe and comfortable.”
    Jess C. Scott, The Intern

  • #4
    نادر نادرپور
    “امشب دلم گرفته تر از ابر است
    چشمم در آرزوي چراغي نيست
    دانم كه در چنين شب نافرجام
    كس را از آنكه رفته، سراغي نيست.”
    نادر نادرپور, شعر انگور

  • #5
    Friedrich Nietzsche
    “It is not a lack of love, but a lack of friendship that makes unhappy marriages.”
    Friedrich Nietzsche

  • #6
    I'm selfish, impatient and a little insecure. I make mistakes, I am out of control
    “I'm selfish, impatient and a little insecure. I make mistakes, I am out of control and at times hard to handle. But if you can't handle me at my worst, then you sure as hell don't deserve me at my best.”
    Marilyn Monroe

  • #7
    Romain Gary
    “کسی که سزاوار نام انسان باشد همیشه احساس ندامت می کند و این خود محکی برای شناختن انسانهاست”
    Romain Gary, خداحافظ گاری کوپر

  • #8
    A.A. Milne
    “You can't stay in your corner of the Forest waiting for others to come to you. You have to go to them sometimes.”
    A.A. Milne, Winnie-the-Pooh

  • #9
    Christopher Marlowe
    “Make me immortal with a kiss.”
    Christopher Marlowe, Doctor Faustus and Other Plays

  • #10
    Astrid Lindgren
    “Give the children love, more love and still more love – and the common sense will come by itself.”
    Astrid Lindgren

  • #11
    Albert Camus
    “ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.”
    آلبر کامو

  • #12
    “همیشه کسانی هستند
    که در نهایت دلتنگی
    نمی‌توانیم آن‌ها را در آغوش بگیریم
    بدترین اتفاق شاید همین باشد...”
    ایلهان برک

  • #13
    Fyodor Dostoevsky
    “What is hell? I maintain that it is the suffering of being unable to love.”
    Fyodor Dostoevsky, The Brothers Karamazov

  • #14
    Do what you can, with what you have, where you are.
    “Do what you can, with what you have, where you are.”
    Theodore Roosevelt

  • #15
    Marcus Tullius Cicero
    “A room without books is like a body without a soul.”
    Marcus Tullius Cicero

  • #16
    “هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
    نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
    به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
    شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
    حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد
    دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم
    مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
    که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
    من رمیده دل آن به که در سماع نیایم
    که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم
    بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
    که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
    مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
    که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
    به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت
    که تندرست ملامت کند چو من بخروشم
    مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن
    سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم
    به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
    و گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم”
    Sa'di Shirazi

  • #17
    J.R.R. Tolkien
    “If more of us valued food and cheer and song above hoarded gold, it would be a merrier world.”
    J.R.R. Tolkien

  • #18
    Charles Bukowski
    “•
    هر یک از زنانی
    که زمانی
    بی تفاوت از کنارشان گذشته ای
    تمام دنیای مردی بوده اند...
    همین زن که از اتوبوس پیاده شد
    با چشمهای معمولی
    و کیفی معمولی تر
    و تو معصومش پنداشتی
    روزی
    جایی
    کسی را آتش زده...
    با همان ساقهای معمولی
    و انگشتهای کشیده
    شک ندارم
    مردی هست
    که هنوز
    در جایی از جهان
    منتظر است آن زن
    خوشبختی را در همان کیف چرم معمولی
    به خانه او ببرد...”
    Charles Bukowski

  • #19
    بیژن نجدی
    “براي کندن گل سرخ اره آورده ايد؟!


    چرا اره؟



    به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!

    خودش مي افتد و ميميرد . . .”
    بیژن نجدی

  • #20
    Emma Donoghue
    “Scared is what you're feeling. Brave is what you're doing.”
    Emma Donoghue, Room

  • #21
    Astrid Lindgren
    “A childhood without books – that would be no childhood. That would be like being shut out from the enchanted place where you can go and find the rarest kind of joy.”
    Astrid Lindgren

  • #22
    احمدرضا احمدی
    “حقیقت دارد
    تو را دوست دارم
    در این باران
    می‌خواستم تو
    در انتهای خیابان نشسته
    باشی
    من عبور کنم
    سلام کنم
    لبخند تو را در باران
    می‌خواستم
    می‌خواهم
    تمام لغاتی را که می دانم برای تو
    به دریا بریزم
    دوباره متولد شوم
    دنیا را ببینم
    رنگ کاج را ندانم
    نامم را فراموش کنم
    دوباره در اینه نگاه کنم
    ندانم پیراهن دارم
    کلمات دیروز را
    امروز نگویم
    خانه را برای تو آماده کنم
    برای تو یک چمدان بخرم
    تو معنی سفر را از من بپرسی
    لغات تازه را از دریا صید کنم
    لغات را شستشو دهم
    آنقدر بمیرم
    تا زنده شوم ”
    Ahmad Reza Ahmadi / احمدرضا احمدی

  • #23
    Rainer Maria Rilke
    “We need, in love, to practice only this: letting each other go. For holding on comes easily; we do not need to learn it.”
    Rainer Maria Rilke, Translations from the Poetry of Rainer Maria Rilke

  • #24
    Federico García Lorca
    “شکل‌های ناب که غرق شدند
    ،زیرِ جیرجیرِ گل‌های مروارید
    .فهمیدم که مرا کشته‌اند

    ،کافه‌ها را گشته بودند به‌خاطرِ من، گورستان‌ها را، و کلیساها را
    ،از سرِ کنج‌ کاوی بشکه‌ها و گنجه‌ها را گشوده بودند
    .سه اسکلت را نابود کردند که دندان‌های طلای‌شان را درآورند

    .اما دیگر پیدایم نکردند
    پیدا نکردند؟
    .نه، پیدایم نکردند

    ،اما فهمیدند که ماهِ هفتم از برابرِ سیلاب گریخته است
    و دریا ـ ناگهان! ـ به یاد آورد نامِ همه ‌ی آن ‌ها را که غرق شده بودند

    ........
    قسمتی از شعر معروف «افسانه‌ی سه دوست که زیرِ بارانِ گلوله آواز خواندند» که گفته می شود "لورکا" در آن نحوه مرگش را پیش بینی کرده بود”
    Federico García Lorca

  • #25
    احمد شاملو
    “روزی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

    روزی كه كمترین سرود
    بوسه است
    و هر انسان
    برای هر انسان
    برادری ست
    روزی كه دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
    قفل افسانه ایست
    و قلب
    برای زندگی بس است

    روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
    روزی كه آهنگ هر حرف، زندگی ست
    تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جستجوی قافیه نبرم
    روزی كه هر حرف ترانه ایست
    تا كمترین سرود بوسه باشد

    روزی كه تو بیایی، برای همیشه بیایی
    و مهربانی با زیبایی یكسان شود
    روزی كه ما دوباره برای كبوترهایمان دانه بریزیم ...

    و من آنروز را انتظار می كشم
    حتی روزی
    كه دیگر
    نباشم”
    احمد شاملو

  • #26
    J.R.R. Tolkien
    “I sit beside the fire and think
    Of all that I have seen
    Of meadow flowers and butterflies
    In summers that have been

    Of yellow leaves and gossamer
    In autumns that there were
    With morning mist and silver sun
    And wind upon my hair

    I sit beside the fire and think
    Of how the world will be
    When winter comes without a spring
    That I shall ever see

    For still there are so many things
    That I have never seen
    In every wood in every spring
    There is a different green

    I sit beside the fire and think
    Of people long ago
    And people that will see a world
    That I shall never know

    But all the while I sit and think
    Of times there were before
    I listen for returning feet
    And voices at the door”
    J.R.R. Tolkien

  • #27
    Vicki Baum
    “There are shortcuts to happiness and dancing is one of them!”
    Vicki Baum, Ballerina

  • #28
    Langston Hughes
    “Let the rain kiss you. Let the rain beat upon your head with silver liquid drops. Let the rain sing you a lullaby.”
    Langston Hughes

  • #29
    Bertolt Brecht
    “Art is not a mirror held up to reality
    but a hammer with which to shape it.”
    Bertolt Brecht

  • #30
    Agostinho da Silva
    “I am not interested in being original. I am interested in being true.”
    Agostinho da Silva



Rss
« previous 1 3