Nina > Nina's Quotes

Showing 1-8 of 8
sort by

  • #1
    Oriana Fallaci
    “عادت بدترین بیماریه. کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره”
    Oriana Fallaci, A Man

  • #2
    Virginia Woolf
    “When the Day of Judgment dawns and people, great and small, come marching in to receive their heavenly rewards, the Almighty will gaze upon the mere bookworms and say to Peter, “Look, these need no reward. We have nothing to give them. They have loved reading.”
    Virginia Woolf

  • #3
    محمود دولت‌آبادی
    “برخی افراد از حالت من دچار تعجب می‌شوند و می‌پرسند "تو چه کم داری؟" و اشاره‌شان مثلاً به توفیق‌های هنری-ادبی، و احمقانه این‌که اشاره‌شان به حُسن شهرت من است؛ و من از این پرسش آن‌ها دچار تعجب می‌شوم که فکر می‌کنند انسان در حالتی حق دارد دچار باشد که شخصاً چیزی کم داشته باشد! غافل از این‌که یکی از علل اساسی چنین حالتی در من این است که حس می‌کنم و می‌بینم تک به تک مردم، هرکس فقط به مشکل خودش و راه‌حل فردی مشکل خودش فکر می‌کند؛ و لابد نمی‌داند که فاجعهٔ اجتماعی از همین ناشی می‌شود که هر کس فکر می‌کند باید گوش و گلیم خود را از آب به‌در کشد. چه انبوه‌اند مشکلات زندگی ما، و چه اندک‌اند کسانی که آن‌را مشکل خود بدانند.”
    محمود دولت‌آبادی, نون نوشتن

  • #4
    محمود دولت‌آبادی
    “عجیب ترین خوی آدمی این است که..می داند فعلی بد و آسیب رسان است..اما آن را انجام می دهد..به کرات هم..هر آدمی..دانسته و ندانسته..به نوعی در لجاجت و تعارض با خود به سر می برد..و..
    هیچ دیکری ویرانگرتر از خودِ آدمی نسبت به خودش نیست...”
    محمود دولت‌آبادی, سُلوک

  • #5
    Haruki Murakami
    “Memories warm you up from the inside. But they also tear you apart.”
    Haruki Murakami, Kafka on the Shore

  • #6
    Masashi Kishimoto
    “In this world, whenever there is light, there are also shadows. As long as the concept of winners exist, there must also be losers. The selfish desire of wanting to maintain peace causes wars and hatred is born to protect love.”
    Masashi Kishimoto

  • #7
    Shams Tabrizi
    “فی‌الجمله تو را یک سخن بگویم؛ این مردمان به نفاق خوش‌دل می‌شوند و به راستی غمگین. با مردمان به نفاق می‌باید زیست، تا در میان ایشان با خوشی باشی. همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می‌باید رفت که میان خلق راه نیست”
    شمس تبریزی, مقالات شمس

  • #8
    “غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است، به هیچ جا راه نمی برد، اما نباید ایستاد. با این که می دانیم نخواهیم رسید، نباید ایستاد. وقتی هم که مردیم؛ مردیم به درک”
    نامه های صمد بهرنگی



Rss