Arian Ebrahimi > Arian's Quotes

Showing 1-14 of 14
sort by

  • #1
    Oriana Fallaci
    “عادت بدترین بیماریه. کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره”
    Oriana Fallaci, A Man

  • #2
    نادر ابراهیمی
    “گمان می برم که اگر خداوند ، صد هزار گونه خنده می آفرید اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت ، قلب حتی تاب ده روز تپیدن را هم نمی آورد .”
    نادر ابراهیمی, هرگز آرام نخواهی گرفت

  • #3
    “گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار

    گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار

    گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل

    گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار”
    ابوسعید ابوالخیر

  • #4
    “تنها که می شوم.

    یادم می افتد که رفتنی شده ای.

    من هنوز چمدانم را نبسته ام.

    بس که نشسته ام

    وبه ناخن های دستم خیره شده ام.

    تو امروز زیباتری.

    ... موهایت را از این کوتاه تر نکن.

    بگذار باد ،

    فرصت کند تا پریشان ترش کند.

    گندمزار دور دست مرا....



    کسی چه می داند؟

    شاید با رفتنت

    باد هم مرا فراموش کند

    دلش برایم بسوزد

    ودیگر هیچ وقت

    در حوالی دلتنگی من پرسه نزند..



    انگار رفتنی شده ای.

    من هنوز چمدانم را نبسته ام.

    این بوسه خداحافظی نیست!

    همیشه دیر می کنم.

    آن قدر که؛

    در پیچ کوچه گم می شوی.

    در کدام پیچ؟

    در کدام کوچه؟



    کسی چه می داند؛

    خبر های بد از کدام سمت می آید؟

    و چرا باد

    به گندمزار که می رسد.

    باران می بارد؟”
    نیلوفر لاری پور

  • #5
    رضا قاسمی
    “وقتی زبان مادری‌ات فقط 127 فعل داشته باشد که مستقیم صرف می‌شوند، وقتی هزاران فعل دیگر را باید به کمک فعل معین صرف کرد، و این فعل هم درست همان فعلی باشد که برای عمل هم‌خوابگی به‌کار می‌رود، آن‌وقت زبان خیانتکار می‌شود.”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #6
    رضا قاسمی
    “نخستین چتر زندگی ام را ,هنوز باز نکرده , توفانی مهیب از دستم ربود , کوبید به تیر چراغ برق و لاشهء در هم شکسته اش را آن چنان با خود برد که گویی هنوز در جایی از این جهان ، دارد می بردش”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #7
    Albert Camus
    “ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.”
    آلبر کامو

  • #8
    “حالم چو دلیری است که از بخت بد خویش
    در لشکر دشمن پسری داشته باشد”
    حسین جنتی, ن
    tags: man, pain, poem

  • #9
    Haruki Murakami
    “What happens when people open their hearts?"
    "They get better.”
    Haruki Murakami, Norwegian Wood

  • #10
    Marcus Tullius Cicero
    “A room without books is like a body without a soul.”
    Marcus Tullius Cicero

  • #11
    Sohrab Sepehri
    “چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
    اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
    مرد گاریچی در حسرت مرگ”
    سهراب سپهری / Sohrab Sepehri

  • #12
    Aziz Nesin
    “تو نیستی
    این باران بی‌هوده می‌بارد
    ما خیس نخواهیم شد ...

    بی‌هوده این رودخانه بزرگ
    موج برمی‌دارد و می‌درخشد
    ما بر ساحل آن نخواهیم نشست ...

    جاده‌ها که امتداد می‌یابند
    بی‌هوده خود را خسته می‌کنند
    ما با هم در آن‌ها راه نخواهیم رفت ...

    دلتنگی‌ها، غریبی‌ها هم بی‌هوده است
    ما از هم خیلی فاصله داریم
    نخواهیم گریست ...

    بی‌هوده تو را دوست دارم ...
    بی‌هوده زندگی می‌کنم
    این زندگی را قسمت نخواهیم کرد ...”
    عزیز نسین/داود وفایی

  • #13
    Sohrab Sepehri
    “کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
    کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم
    کار ما شاید این است
    که میان گل نیلوفر و قرن
    پی آواز حقیقت بدویم”
    Sohrab Sepehri

  • #14
    Oriana Fallaci
    “برات نوشتم دیگه طاقت ندارم بشنوم که همه چیز تقصیر ژنرالا و مایه دارا و صاحبای قدرته! پس ما چه کاره ایم؟ اسم و رسم و شماره شناسنامه هایی که فقط به درد انتخابات و جنگا می خورن؟ یه ابزار تو دست مذهبیا و ایسما و ایدئولوژیا؟”
    Oriana Fallaci, A Man



Rss