Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Arian Ebrahimi
> Arian's Quotes
Showing 1-14 of 14
sort by
date added
favorite
random
like
#1
“عادت بدترین بیماریه. کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره”
―
Oriana Fallaci,
A Man
tags:
اوریانا-فالاچی
,
بیماری
,
عادت
,
مرض
,
نفرت
,
یک-مرد
179 likes
like
#2
“گمان می برم که اگر خداوند ، صد هزار گونه خنده می آفرید اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت ، قلب حتی تاب ده روز تپیدن را هم نمی آورد .”
―
نادر ابراهیمی,
هرگز آرام نخواهی گرفت
86 likes
like
#3
“گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار”
―
ابوسعید ابوالخیر
42 likes
like
#4
“تنها که می شوم.
یادم می افتد که رفتنی شده ای.
من هنوز چمدانم را نبسته ام.
بس که نشسته ام
وبه ناخن های دستم خیره شده ام.
تو امروز زیباتری.
... موهایت را از این کوتاه تر نکن.
بگذار باد ،
فرصت کند تا پریشان ترش کند.
گندمزار دور دست مرا....
کسی چه می داند؟
شاید با رفتنت
باد هم مرا فراموش کند
دلش برایم بسوزد
ودیگر هیچ وقت
در حوالی دلتنگی من پرسه نزند..
انگار رفتنی شده ای.
من هنوز چمدانم را نبسته ام.
این بوسه خداحافظی نیست!
همیشه دیر می کنم.
آن قدر که؛
در پیچ کوچه گم می شوی.
در کدام پیچ؟
در کدام کوچه؟
کسی چه می داند؛
خبر های بد از کدام سمت می آید؟
و چرا باد
به گندمزار که می رسد.
باران می بارد؟”
―
نیلوفر لاری پور
5 likes
like
#5
“وقتی زبان مادریات فقط 127 فعل داشته باشد که مستقیم صرف میشوند، وقتی هزاران فعل دیگر را باید به کمک فعل معین صرف کرد، و این فعل هم درست همان فعلی باشد که برای عمل همخوابگی بهکار میرود، آنوقت زبان خیانتکار میشود.”
―
رضا قاسمی / Reza Ghasemi
113 likes
like
#6
“نخستین چتر زندگی ام را ,هنوز باز نکرده , توفانی مهیب از دستم ربود , کوبید به تیر چراغ برق و لاشهء در هم شکسته اش را آن چنان با خود برد که گویی هنوز در جایی از این جهان ، دارد می بردش”
―
رضا قاسمی / Reza Ghasemi
41 likes
like
#7
“ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.”
―
آلبر کامو
140 likes
like
#8
“حالم چو دلیری است که از بخت بد خویش
در لشکر دشمن پسری داشته باشد”
―
حسین جنتی,
ن
tags:
man
,
pain
,
poem
33 likes
like
#9
“What happens when people open their hearts?"
"They get better.”
―
Haruki Murakami,
Norwegian Wood
tags:
healing
,
vulnerability
6688 likes
like
#10
“A room without books is like a body without a soul.”
―
Marcus Tullius Cicero
tags:
attributed-no-source
,
books
,
simile
,
soul
135819 likes
like
#11
“چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
مرد گاریچی در حسرت مرگ”
―
سهراب سپهری / Sohrab Sepehri
212 likes
like
#12
“تو نیستی
این باران بیهوده میبارد
ما خیس نخواهیم شد ...
بیهوده این رودخانه بزرگ
موج برمیدارد و میدرخشد
ما بر ساحل آن نخواهیم نشست ...
جادهها که امتداد مییابند
بیهوده خود را خسته میکنند
ما با هم در آنها راه نخواهیم رفت ...
دلتنگیها، غریبیها هم بیهوده است
ما از هم خیلی فاصله داریم
نخواهیم گریست ...
بیهوده تو را دوست دارم ...
بیهوده زندگی میکنم
این زندگی را قسمت نخواهیم کرد ...”
―
عزیز نسین/داود وفایی
28 likes
like
#13
“کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم
کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم”
―
Sohrab Sepehri
tags:
سهراب-سپهری-هشت-کتاب-صدای-پای-آب
9 likes
like
#14
“برات نوشتم دیگه طاقت ندارم بشنوم که همه چیز تقصیر ژنرالا و مایه دارا و صاحبای قدرته! پس ما چه کاره ایم؟ اسم و رسم و شماره شناسنامه هایی که فقط به درد انتخابات و جنگا می خورن؟ یه ابزار تو دست مذهبیا و ایسما و ایدئولوژیا؟”
―
Oriana Fallaci,
A Man
13 likes
All Quotes
Tags From Arian’s Quotes
اوریانا-فالاچی
بیماری
عادت
مرض
نفرت
یک-مرد
man
pain
poem
healing
vulnerability
attributed-no-source
books
simile
soul
سهراب-سپهری-هشت-کتاب-صدای-پای-آب
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.