Sogand > Sogand's Quotes

Showing 1-14 of 14
sort by

  • #1
    نادر ابراهیمی
    “نمی شود که تو باشی من عاشق تو نباشم نمی شود که تو باشی
    درست همینطور که هستی و من هزار بار بهتر از این باشم و باز هزار بار عاشق تو نباشم
    نمی شود می دانم
    نمی شود که بهاراز تو سر سبز تر باشد”
    نادر ابراهیمی / Nader Ebrahimi

  • #2
    Shel Silverstein
    “جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند
    به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم
    لستر هم با زرنگی آرزو کرد
    دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
    بعد با هر کدام از این سه آرزو
    سه آرزوی دیگر آرزو کرد
    آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
    بعد با هر کدام از این دوازده آرزو
    سه آرزوی دیگر خواست
    که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...
    به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد
    برای خواستن یه آرزوی دیگر
    تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...
    ۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو
    بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن
    جست و خیز کردن و آواز خواندن
    و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر
    بیشتر و بیشتر
    در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند
    عشق می ورزیدند و محبت میکردند
    لستر وسط آرزوهایش نشست
    آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
    و نشست به شمردنشان تا ......
    پیر شد
    و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود
    و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند
    آرزوهایش را شمردند
    حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
    همشان نو بودند و برق میزدند
    بفرمائید چند تا بردارید
    به یاد لستر هم باشید
    که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها
    همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد”
    شل سیلور استاین

  • #3
    احمد شاملو
    “همه

    لرزش دست و دلم

    از آن بود

    که عشق پناهی گردد

    پروازی نه

    گریزگاهی گردد

    آی عشق آی عشق

    چهره ی آبیت پیدا نیست

    و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی

    نه شور شعله بر سرمای درون

    آی عشق آی عشق

    چهره ی سرخت پیدا نیست

    غبار تیره تسکینی برحضور وهن

    و رنج رهایی برگریز حضور

    سیاهی بر آرامش آبی

    وسبزه برگچه بر ارغوان

    آی عشق آی عشق

    رنگ آشنایت پیدا نیست

    شاملو

  • #4
    احمد شاملو
    “مرا
    تو
    بی سببی
    نيستی.
    به راستی
    صلت کدام قصيده ای
    ای غزل؟
    ستاره باران جواب کدام سلامی
    به آفتاب
    از دريچه ی تاريک؟

    کلام از نگاه تو شکل می بندد.
    خوشا نظر بازيا که تو آغازمی کنی!”
    احمد شاملو, ابراهیم در آتش

  • #5
    شهریار
    “آمـدي، جـانم به قـربانت ولي حالا چـــــرا ……….. بي‌وفـــــا حالا كه من افـــتاده‌ام از پا چــرا
    نوشــدارويي و بعد از مرگ سـهراب آمدي ……….. سنگدل، اين زودتر مي‌خواستي حالا چرا
    عـمر ما را مهلت امـروز و فرداي تو نيست ……….. من كه يك امــــروز مـــهمان توام، فردا چرا
    نازنينــــــا ما به ناز تو جــــــــواني داده‌ايم ……….. ديگر اكـــنون با جـــوانان ناز كن با ما چــرا
    وه كه با اين عـــمرهاي كوته بي‌اعــــــتبار ……….. اينهمه غافل‌شدن از چون مني شيدا چرا
    شور‌فرهادم به‌پرسش سربه‌زير افكنده‌بود ……….. اي لب شـــيرين جواب تلخ سر بالا چـــــرا
    اي‌شب‌هجران‌كه‌يكدم‌درتوچشم‌من‌نخفت ……….. اين قــــدر با بخت خواب آلود من، لا لا چرا
    آسمان ‌چون‌جمع‌مشتاقان‌پريشان‌مي‌كند ……….. در شـــگفتم من نمي‌پاشد ز هم دنيا چرا
    درخــزان هجر گل اي بلـبل طبع حـــــــزين ……….. خاموشي شرط وفاداري بود، غـــــوغا چرا
    شــــهريارا بي‌حبيب خود نمي‌كري ســفر ……….. اين ســـــفر راه قيامت مي‌روي، تنها چــرا

    شهریار

  • #6
    “روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش
    حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن
    برای فردایت برنامه ریزی کن
    از عبارت متشکرم زیاد استفاده کن
    نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر
    زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان
    اگر مجبور شدی با کسی درگیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن
    برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر
    اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر
    همیشه در حال آموختن باش
    آنچه میدانی به دیگران بیاموز
    روز تولدت یک درخت بکار
    دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر
    از مکانهای مختلف عکس بگیر
    راز دار باش
    فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن
    به دیگران متکی نباش
    هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن
    اشتباه هایت را بپذیر
    بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست
    بعد از تنبیه بچه هایت آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن
    گاهی برای خودت سوت بزن
    شجاع باش، حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی، هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد
    هیچ وقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن
    به کسی کنایه نزن
    از بین کتابهایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد
    به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند
    برای فرزندانت آواز بخوان
    برای فرزندانت کتاب بخوان
    افتخاراتت را با دیگران قسمت کن
    صدای خنده پدر و مادرت را ضبط کن
    نگذار شرافتت لکه دار شود
    سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند
    هیچ وقت شادی دیگران را از بین نبر
    به رستورانهای گران نرو
    یک اشتباه را دوبار تکرار نکن
    سعی کن برای دیگران الگو باشی
    انگیزه ات در ازدواج عشق باشد
    همیشه شکر گذار باش
    کوچکترین پیشرفتها را هم موفقیت بدان
    وظیفه شناس باش
    به جزئیات توجه کن
    هیزمهای شومینه را خودت خرد کن
    از افراد بدبین دوری کن
    بدان تمام چیزهایی که میشنوی درست نیست
    به پیشخدمتها بیش از حد معمول انعام بده
    هیچ وقت ماشین نخودی رنگ نخر
    یادت باشد حتما به مادرت تلفن بزنی
    در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور
    هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار
    اگر کسی به تو آبنبات نعنایی تعارف کرد رد نکن
    از صمیم قلب عشق بورز
    ممکن است کمی لطمه ببینی اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است
    همیشه عکسهای جدید از خودت بگیر
    وقتی می دانی کسی واقعا زحمت کشیده که شیک شود به او بگو معرکه شده ای
    علامت خاصی بین خودت و همسرت در نظر بگیر تا در میهمانی ها با او رد و بدل کنی تا بداند حتی در مکانهای شلوغ هم به او توجه داری
    یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار میدهد
    هرگز پشت تلفن شماره کارت اعتباری ات را نگو
    یادت باشد تمام مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عش”
    جکسون براون

  • #7
    Ali Shariati
    “نیایش یعنی خواستن و تکرار خواست ها
    چه کسی نیایش می کند؟
    آنکس که فاصله آنچه هست و آنچه باید باشد
    زیاد است”
    شریعتی

  • #8
    Eleanor Roosevelt
    “A woman is like a tea bag; you never know how strong it is until it's in hot water.”
    Eleanor Roosevelt

  • #9
    Bil Keane
    “Yesterday is history, tomorrow is a mystery, today is a gift of God, which is why we call it the present.”
    Bill Keane

  • #10
    Mahatma Gandhi
    “Be the change that you wish to see in the world.”
    Mahatma Gandhi

  • #11
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ست/ با چشم های روشن براق/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/ هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر/ این هم نشان ما :/ یک سو خلیج فارس / سوی دگر خزر”
    محمد رضا شفیعی کدکنی

  • #12
    Kahlil Gibran
    “خطاست اگر بیندیشیم "عشق" حاصل مصاحبت دراز مدت
    .و با هم بودنی مجدّانه است

    عشق ثمره ی "خویشاوندی روحی" است
    ،و اگر این خویشاوندی در لحظه تحقق نیابد
    .در طول سالیان و حتی نسل ها نیز تحقق نخواهد یافت ”
    جبران خلیل جبران

  • #13
    یغما گلرویی
    “دیگر ساعتی بر دست ِ من نخواهی دید
    من بعد عبور ِ ریز ِ عقربه ها را مرور نخواهم کرد
    وقتی قراری ما بین ِ نگاه ِ من
    و بی اعتنایی نگاه ِ تو نیست،
    ساعت به چه کار ِ من می اید؟
    می خواهم به سرعت ِ پروانه ها پیر شوم
    مثل ِ همین گل ِ سرخ ِ لیوان نشین،
    که پیش از پریروز شدن ِ امروز
    می پژمرد
    دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،
    بعد بیایم و با عصایی در دست،
    کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم،
    تا تو بیایی،
    مرا نشناسی،
    ولی دستم را بگیری و از ازدحام ِ خیابان عبورم دهی
    حالا می روم که بخوابم
    خدا را چه دیده ای
    شاید فردا
    به هیئت پیرمردی برخواستم
    تو هم از فردا،
    دست ِ تمام پیرمردان ِ وامانده در کنار ِ خیابان را بگیر
    دلواپس نباش
    آشنایی نخواهم داد
    قول می دهم آنقدر پیر شده باشم،
    که از نگاه کردن به چشمهایم نیز،
    مرا نشناسی
    شب بخیر ”
    یغما گلرویی

  • #14
    عباس صفاری
    “دنيا كوچكتر از آن است
    كه گم شده اي را در آن يافته باشي
    هيچ كس اينجا گم نمي شود
    آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
    چمدانشان را مي بندند
    و ناپديد مي شوند
    يكي در مه
    يكي در غبار
    يكي در باران
    يكي در باد
    و بي رحم ترينشان در برف
    آنچه به جا مي ماند
    رد پايي است
    و خاطره اي كه هر از گاه
    پس مي زند مثل نسيم سحر
    پرده هاي اتاقت را”
    عباس صفاری / Abas Safari, کبریت خیس



Rss