Hooman > Hooman's Quotes

Showing 1-15 of 15
sort by

  • #1
    Ivan Klíma
    “به این نتیجه رسیده ام که هیچ اندیشه ای در این دنیا آنقدر خوب و خیر نیست که بتواند تلاشی تعصب آمیز برای به کرسی نشاندنِ آن اندیشه را توجیه کند. تنها امید نجات در جهانِ این دوران، تساهل و تسامح است ... این واقعیت جای بحث و فحص ندارد که هیتلر و همپالکی هایش درست مثل لنین و دار و دسته ی انقلابی اش، هیچ این نیات ویرانگرشان را پنهان نمی داشتند که می خواهند گروه های بزرگی از مردم را محدود کنند، و هیچ پنهان نمی داشتند که برای رسیدن به اهدافشان عزم جزم تعصب آلودی دارند و هیچ در قید هزینه ی آن هم نیستند. اگر بی اعتنایی، بی عملی و ضعف توجیه ناشدنیِ طرف های مقابلِ آنها نبود، حتماً می شد آنها را مهار کرد. تساهل و تسامح هرگز نباید به معنای تساهل و تسامح در برابر عدم تساهل و تسامح باشد. تحمل کردنِ آنهایی که آماده شده اند آزادی را محدود کنند یا حق زندگیِ کسان دیگر را بگیرند، حتی اگر توجیهش شریف ترین اهداف باشد، روا و جایز نیست”
    ایوان کلیما

  • #2
    احمد شاملو
    “آه اگر آزادی سرودی می خواند
    کوچک
    همچون گلوگاه پرنده ای
    هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
    سالیان بسیاری نمی بایست
    دریافتی را
    که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است”
    احمد شاملو

  • #3
    احمد شاملو
    “راست است که صاحبان دل های حساس نمی میرند...بی هنگام ناپدید میشوند”
    احمد شاملو / Ahmad Shamloo

  • #4
    “بعضی ترانه‌ها را
    می توان
    بارها و بارها
    گوش داد

    بعضی انسان‌ها را
    می‌توان
    بارها و بارها
    دوست داشت ..”
    ایلهان برک

  • #5
    Mark Twain
    “Never tell the truth to people who are not worthy of it.”
    Mark Twain

  • #6
    Frank Zappa
    “So many books, so little time.”
    Frank Zappa

  • #7
    فریدون مشیری
    “بیمار خنده های توام بیشتر بخند
    خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب”
    فریدون مشیری / Fereydoon Moshiri
    tags: love

  • #8
    John Green
    “Thomas Edison's last words were "It's very beautiful over there". I don't know where there is, but I believe it's somewhere, and I hope it's beautiful.”
    John Green, Looking for Alaska

  • #9
    Margaret Mitchell
    “After all, tomorrow is another day!”
    Margaret Mitchell, Gone with the Wind

  • #10
    B.J. Novak
    “In my opinion, there are two types of perfect. The first is the type that seems so obvious and intuitive to you and everyone else that in a perfect world it would simply be considered standard; but, in reality, in our flawed world, what should be considered standard is actually so rare that it has to be elevated to the level of “perfect.” This is the type of perfect that makes you and most other people think, “Why isn’t everything like this? Why is it so hard to find …” a black V-neck cotton sweater, or a casual non-chain restaurant with comfortable booths, etc.—“that is just exactly the way everyone knows something like this should be?” “Perfect,” we all say with relief when we finally find something like this that is exactly as it should be. “Perfect. Why was this so hard to find?”
    The other type of perfect is the type you never could have expected and then could never replicate.”
    B.J. Novak, One More Thing: Stories and Other Stories

  • #11
    سیدعلی صالحی
    “سلام!
    حال همه‌ی ما خوب است
    ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
    با اين همه عمری اگر باقی بود
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
    نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


    تا يادم نرفته است بنويسم
    حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
    می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
    اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
    ببين انعکاس تبسم رويا
    شبيه شمايل شقايق نيست!
    راستی خبرت بدهم
    خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
    بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!
    بی‌پرده بگويمت
    چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
    فردا را به فال نيک خواهم گرفت
    دارد همين لحظه
    يک فوج کبوتر سپيد
    از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
    باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
    يادت می‌آيد رفته بودی
    خبر از آرامش آسمان بياوری!؟؟؟
    نه ری‌را جان
    نامه‌ام بايد کوتاه باشد
    ساده باشد
    بی حرفی از ابهام و آينه،
    از نو برايت می‌نويسم
    حال همه‌ی ما خوب است
    اما تو باور نکن!!”
    سید علی صالحی

  • #12
    رسول یونان
    “داشتم از این شهر می رفتم
    صدایم کردی
    جا ماندم
    از کشتی ای که رفت و غرق شد
    البته
    این فقط می تواند یک قصه باشد
    در این شهر دود و آهن
    دریا کجا بود
    که من بخواهم سوار کشتی شوم و
    تو صدایم کنی
    فقط می خواهم بگویم
    تو نجاتم دادی
    تا اسیرم کنی”
    رسول یونان

  • #13
    Sadegh Hedayat
    “هرچه قضاوت آنها درباره من سخت بوده ‌باشد نمی‌دانند که من پیشتر خودم را سخت‌تر قضاوت کرده‌ام”
    صادق هدایت, زنده به‌گور

  • #14
    شمس لنگرودی
    “دیر آمدی موسی
    دوره ی اعجاز ها گذشته
    عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن
    تا لااقل کمی بخندیم”
    شمس لنگرودی

  • #15
    “تنهایی من
    یک کیف دستی ست

    آن را کجا
    کِی
    جا می گذارم؟”
    مژگان عباسلو, از لب برکه‌ها



Rss
All Quotes



Tags From Hooman’s Quotes