Nahid > Nahid's Quotes

Showing 1-26 of 26
sort by

  • #1
    Jorge Luis Borges
    “To die for a religion is easier than to live it absolutely.”
    Jorge Luis Borges

  • #2
    Paulo Coelho
    “When someone leaves, its because someone else is about to arrive- I'll find love again.”
    Paulo Coelho, The Zahir

  • #3
    Veronica Roth
    “Like a wild animal, the truth is too powerful to remain caged.”
    Veronica Roth, Insurgent

  • #4
    William Shakespeare
    “Hell is empty and all the devils are here.”
    William Shakespeare, The Tempest

  • #5
    David Foster Wallace
    “Everybody is identical in their secret unspoken belief that way deep down they are different from everyone else.”
    David Foster Wallace, Infinite Jest

  • #6
    Louis-Ferdinand Céline
    “بشر یعنی این , فردینان... یعنی در همان حالی که دارد مرگ خودش را تدارک میبیند خودش را با مرگ سرگرم کند.”
    لویی فردینان سلین

  • #7
    Omar Khayyám
    “خیام اگر ز باده مستی خوش باش
    با ماه رخی اگر نشستی خوش باش
    چون عاقبت هستی ما نیستی است
    انگار که نیستی چون هستی خوش باش”
    خیام

  • #8
    Nikos Kazantzakis
    “تو هیچگاه نه گرسنه بوده ای، نه کسی را کشته ای، نه دزدی کرده ای و نه مرتکب زنا شده ای، پس چطور می خواهی دنیا را بشناسی و درباره کارهایش اظهار نظر کنی؟ افکارت بچه گانه است ارباب! نه زحمتی کشیده ای و نه رنجی برده ای. حتی هیچگاه آفتاب پوست بدنت را گرم نکرده است”
    Nikos Kazantzakis, Zorba the Greek

  • #9
    Louis-Ferdinand Céline
    “مردن مفت و مجانی نیست!باید با
    کفن ِخوشگل ِمصور به قصه های گلدوزی خدمت حضرت عزرائیل برسی.نفس آخر کلی کار میبرد.سئانس آخر سینماست...باید به هر قیمتی از خودت مایه بگذاری!”
    لویی فردینان سلین

  • #10
    هوشنگ گلشیری
    “وقتی آدم به تاریکی نگاه میکند، به آنجا، میداند که چه چیزها ممکن است باشد، اما نمیداند چه ها میگذرد. برای همین است که در تاریکی خیلی خبرهاست.”
    هوشنگ گلشیری, شازده احتجاب

  • #11
    Nikos Kazantzakis
    “آن گاه که جدال در تن آدمی شروع می شود؛ آن آغاز حرکت به سوی کمال است”
    Nikos Kazantzakis

  • #12
    Joan Didion
    “ما برای خود قصه می‌گوییم تا بتوانیم آسوده‌تر زندگی کنیم”
    Joan Didion

  • #13
    Susan Sontag
    “رمانی ارزش خواندن دارد که قلب را تعلیم دهد، احساس شما را از امکانات بشری بسط دهد، از آنچه که سرنوشت انسان است و آنچه در جهان رخ می‌دهد. ادبیات در قالب چنین رمانی درون ما را می‌آفریند”
    Susan Sontag

  • #14
    Søren Kierkegaard
    “آیا مضحک تر از این مردم یافت می شود، که هیچ وقت از آزادی ای که دارند استفاده نمی کنند، اما آزادی ای که ندارند را می طلبند؟
    آن ها آزادی اندیشه دارند، و آزادی بیان می طلبند. آزادی بیان می طلبند تا جبرانی باشد برای آزادی اندیشه ای که تقریباً هیچ وقت به کارش نمی برند.”
    Søren Kierkegaard, Either/Or: A Fragment of Life

  • #15
    Richard P. Feynman
    “Study hard what interests you the most in the most undisciplined, irreverent and original manner possible.”
    Richard Feynmann

  • #16
    Margaret Fuller
    “Today a reader, tomorrow a leader.”
    Margaret Fuller

  • #17
    Bijan Elahi
    “مرا دفنِ سراشیبها کنید که تنها

    نمی از باران به من رسد اما

    سیلابه اش از سر گذر کند

    مثل عمری که داشتم”
    بیژن الهی

  • #18
    Bijan Elahi
    “و من او را
    چون شاخه یی که به زیر برف شکسته باشد
    دوست می داشتم.”
    بیژن الهی, جوانی‌ها

  • #19
    Abdulla Pashew
    “How can I get to you?
    Tell me,
    if you are heaven
    Then I pray to all Gods
    Tell me,
    if you are hell
    Then I fill the earth with all sins.

    How can I get to you?
    Tell me,
    if you are an occupied land
    Then I make a flag with my skin.

    If you are a refugee like me
    Draw a border around me
    and
    Make me your land.
    But tell me, how can I get to you?”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #20
    Abdulla Pashew
    “!کودکان
    بر روی لولەهای نفت
    دیوارهای وضوخانه مساجد
    دە میلیون بار
    نوشتیم زندە باد مظلوم
    .زندە باد کارگر
    ولی همەی نوشتە ها
    حتی یک بار
    نتوانستند لقمە ای شوند
    .و شکم کارگری را سیر کنند”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #21
    Farhad Pirbal
    “مادام که پول یک جفت کفش در پاریس
    شکم سی گرسنه را در سیبری سیر می‏ کند

    مادام که سه کرون سرد سوئدی
    برابر است با معاش سی و سه روز سی و سه انسان بینوا در سومالی

    مادام که ارزش یک پيپسی کولا در شیکاگو
    یک ماه کل خوراک آدمی در هولیر* است

    مادام که یک پوند، قیمت دو پیت بنزین در سارایوو است

    مادام که نرخ یک عمامه در عربستان
    معادل نرخ دو خانه است برای یک بی خانمان در ارمنستان

    مادام که یک مارک آلمانی
    یک قوطی پنیر و یک گونی سیب‏ زمینی در پترزبورگ است

    مادام که قیمت یک شلوارک در ژنو
    بهای پانزده دست کت و شلوار در بمبئی است

    مادام که یک دلار نامرد، پانصد دینار در سلیمانیه* است
    مادام که سی تا پانصد دینار حتی لیوانی فالوده در ونیز نمی شود
    .باید این جهان سرتاسرش ویران شود”
    فرهاد پیربال

  • #22
    Abdulla Pashew
    “...اگر تنها سیبی بود

    اگر تنها سیبی بود، نصفش می کنم
    نصفی مال من، نصف دیگرش مال تو

    اگر تنها لبخندی بود، نصفش می کنم
    نصفی مال من، نصف دیگرش مال تو

    اندوهی اگر باشد! نیست تو را قسمتی
    ...عمیقا همچون آخرین نفس، خواهم مکیدش”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #23
    Samuel Beckett
    “God damn you to hell, Sir, no, it's indecent, there are limits! In six days, do you hear me, six days, God made the world. Yes Sir, no less Sir, the WORLD! And you are not bloody well capable of making me a pair of trousers in three months!'
    'But my dear Sir, my dear Sir, look at the world and look at my TROUSERS!”
    Samuel Beckett, Endgame

  • #24
    Jean-Paul Sartre
    “I'm going to smile, and my smile will sink down into your pupils, and heaven knows what it will become.”
    Jean-Paul Sartre, No Exit

  • #25
    Jean-Paul Sartre
    “Hell is—other people!”
    Jean-Paul Sartre, No Exit

  • #26
    Arthur Miller
    “گاهی می‌شینم تو آپارتمانم_یکه و تنها. به اجاره‌ای که دارم می‌دم فکر می‌کنم. کار احمقانه. از طرفی همیشه همین رو می‌خواسته‌م. یه آپارتمان از خودم داشته باشن، یه ماشین، و یه مشت زن. با این همه باز هم من لعنتی تنهام.”
    Arthur Miller, Death of a Salesman



Rss