Alireza > Alireza's Quotes

Showing 1-10 of 10
sort by

  • #1
    “تنهایی بعد از تو
    تنهایی قبل از تو نیست ...”
    ساره دستاران

  • #2
    “عسل! این عشق نیست که نرم نرمک عقب می نشیند؛ این بیکارگی ست که پیوسته هجوم می آورد؛ بیکارگی، کاهلی، بی قیدی، خستگی، بهانه جویی، کهنگی، وقت کشی، وادادگی، نق زدن، به هم ریختن، بی اعتنا شدن، به شکلی جبران ناپذیر تخریب کردن و به صورتی خوف آور به عادت زیستن تسلیم شدن”
    نادر ابراهیمی-یک عاشقانه ی آرام
    tags: عشق

  • #3
    Woody Allen
    “God is silent. Now if only man would shut up.”
    Woody Allen

  • #4
    Charles Bukowski
    “•
    هر یک از زنانی
    که زمانی
    بی تفاوت از کنارشان گذشته ای
    تمام دنیای مردی بوده اند...
    همین زن که از اتوبوس پیاده شد
    با چشمهای معمولی
    و کیفی معمولی تر
    و تو معصومش پنداشتی
    روزی
    جایی
    کسی را آتش زده...
    با همان ساقهای معمولی
    و انگشتهای کشیده
    شک ندارم
    مردی هست
    که هنوز
    در جایی از جهان
    منتظر است آن زن
    خوشبختی را در همان کیف چرم معمولی
    به خانه او ببرد...”
    Charles Bukowski

  • #5
    I have always imagined that Paradise will be a kind of library.
    “I have always imagined that Paradise will be a kind of library.”
    Jorge Luis Borges

  • #6
    هوشنگ چالنگی
    “برکه‌ای که شب از آن آغاز می‌شود
    ماهی اندوهگین می‌گردد
    و رشد شبانه‌ی علف
    پوزه‌ی اسب را مرتعش می‌کند”
    هوشنگ چالنگی

  • #7
    Abdulla Pashew
    “«شرط»

    من دشمنِ رهبران ِ دیکتاتورِ زمان
    ـ سایه های خدا بر زمین ـ
    نیستم؛
    به آن شرط امّا
    که کودکان
    !دیکتاتور باشند”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #8
    Sherko Bekas
    “دم دمای غروب بود
    ممد کوچولوی واکسی
    از فرط خستگی گردنش خم گشته بود
    در گوشه‌ای از میدان بزرگ
    "در مرکز شهر "شام
    بر روی چهارپایه‌ی کوچک خود نشسته بود
    و پی‌ در پی
    مانند فرچه توی دستش
    اندام نحیف و لاغر خود را تکان می داد

    ممد کوچولوی آواره
    با خود زمزمه کنان
    :این چنین می‌گفت
    تو ای بازرگان پایت را بگذار
    تو ای استاد پایت را بگذار
    تو ای وکیل پایت را بگذار
    افسر، سرباز، جاسوس، جلاد
    پسر خوب و آدم بی سر و پا
    همگی یکی بعد از دیگری
    پایتان را بگذارید

    کسی نمانده
    تنها خدا مانده
    در آن دنیا هم مطمئنم
    او هم سراغ کُردی را خواهد گرفت
    تا کفشهایش را واکس بزند
    !شاید آن کُرد هم من باشم

    آخ ... مادر جان
    تو گویی که کفشهای خدا چقدر بزرگ است!؟
    شماره چند می‌پوشد!؟
    آخ مادر جان
    راستی برای دستمزد
    خدا چقدر می‌پردازد!؟
    باید چقدر بدهد...!!؟؟”
    شێرکۆ بێکەس

  • #9
    قوبادی جه‌لی زاده
    “اگر رهبرانمان زن و
    پرچم مان رنگِ زن و
    سرودمان صدای زن می بود
    سپیده‌دم، پروانه صبح بخیرمان می گفت
    ظهر گل به استقبال‌مان می آمد
    عصر نیز
    ...با نسیم ِ ماه قدم می زدیم”
    قوبادی جه‌لی زاده

  • #10
    Nikos Kazantzakis
    “تو هیچگاه نه گرسنه بوده ای، نه کسی را کشته ای، نه دزدی کرده ای و نه مرتکب زنا شده ای، پس چطور می خواهی دنیا را بشناسی و درباره کارهایش اظهار نظر کنی؟ افکارت بچه گانه است ارباب! نه زحمتی کشیده ای و نه رنجی برده ای. حتی هیچگاه آفتاب پوست بدنت را گرم نکرده است”
    Nikos Kazantzakis, Zorba the Greek



Rss
All Quotes



Tags From Alireza’s Quotes