Ali Mahdavi > Ali's Quotes

Showing 1-30 of 30
sort by

  • #1
    حسین پناهی
    “من زندگي را دوست دارم ولي
    از زندگي دوباره مي ترسم!
    دين را دوست دارم
    ولي از کشيش ها مي ترسم!
    قانون را دوست دارم
    ولي از پاسبانها مي ترسم!
    عشق را دوست دارم
    ولي از زنها مي ترسم!
    کودکان را دوست دارم
    ولي ز آئينه مي ترسم!
    سلام رادوست دارم
    ولي از زبانم مي ترسم!
    من مي ترسم
    پس هستم
    اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!
    من روز را دوست دارم
    ولي از روزگار مي ترسم”
    حسین پناهی

  • #2
    حسین پناهی
    “و رسالت من این خواهد بود
    تا دو استکان چای داغ را
    از میان دویست جنگ خونین
    به سلامت بگذرانم
    تا در شبی بارانی
    آن ها را
    با خدای خویش
    چشم در چشم هم نوش کنیم”
    حسین پناهی

  • #3
    Bernard M. Baruch
    “Be who you are and say what you feel, because those who mind don't matter, and those who matter don't mind.”
    Bernard M. Baruch

  • #4
    Oscar Wilde
    “Be yourself; everyone else is already taken.”
    Oscar Wilde

  • #5
    Sohrab Sepehri
    “من به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمهاست پس چرا این همه آدم تنهاست.؟”
    سهراب سپهری

  • #6
    Kahlil Gibran
    “It takes a minute to have a crush on someone, an hour to like someone, and a day to love someone... but it takes a lifetime to forget someone.”
    Kahlil Gibran

  • #7
    John Lennon
    “Count your age by friends, not years. Count your life by smiles, not tears.”
    John Lennon

  • #8
    “The grand essentials to happiness in this life are something to do, something to love, and something to hope for.”
    George Washington Burnap, The Sphere and Duties of Woman: A Course of Lectures

  • #9
    Romain Gary
    “If there is something that opens horizons, it is precisely ignorance.”
    Romain Gary

  • #10
    Ali Shariati
    “ می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
    ستایش کردم ، گفتند خرافات است
    عاشق شدم ، گفتند دروغ است
    گریستم ، گفتند بهانه است
    خندیدم ، گفتند دیوانه است
    دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم”
    علي شريعتي

  • #11
    “جهان راهمين جا نگه دار
    كمي جلوتر
    من آن طرف امروز پياده مي شوم
    كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
    كسي از سايه هاي هر چه ناپيدا مي آيد
    از آن
    طرف كودكي
    و نزديك پنجشنبه به راه بعد از امروز مي افتد
    كمي نزديك به پنجشنبه نگهدار
    تو همان آشناترين صداي اين حدودي
    كه مرا ميان مكث سفر
    به كودك ترين سايه ها مي بري
    با دلم كه هواي باغ كرده است
    با دلم كه پي چند قدم شب زير ماه مي گردد
    و مرامي نشيند
    مي
    نشينم و از يادمي روم
    مي نشينم و دنيا را فكر مي كنم
    آشناترين صداي اين حدود پنجشنبه
    كنار غربت راه و مسافران چشمخيس
    دارم به ابتداي سفر مي روم
    به انتهاي هر چه در پيش رو مي رسم
    گوش مي كني ؟
    مي خواهم از كنار همين پنجشنبه حرفي بزنم
    حالا كه دارم از ياد
    مي روم
    دارم سكوت مي شوم
    مي خواهم آشناترين صداي اين حدود تازه شوم
    گوش مي كني؟
    پيش روي سفر
    بالاي نزديك پنجشنبه برف گرفته است
    پيش روي سفر
    تا نه اين همه ناپيدا
    تنها منم كه آشناترين صداي اين حدودم
    تنها منم كه آشناترين صداي هر حدودم
    حالا هر چه باران است ، در من برف مي شود
    هر چه درياست ، در من آبي
    حالا هر چه پيري است ، در من كودك
    هر چه ناپيدا ، در من پيدا
    حالا هر چه هر روز و بعد از اين
    هر چه پيش رو
    منم كه از ياد مي روم ، آغاز مي شوم
    و پنجشنبه نزديك من است
    جهان را همين
    جا نگهدار
    من پياده مي شوم”
    هيوا مسيح

  • #12
    Mahatma Gandhi
    “چیزی در درونم مرا وامی دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم.من نیک دانسته ام که چه باید بکنم.آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:باید در مقابل دنیا بایستی،حتی اگر تنها بمانی.باید چشم در چشم دنیا بدوزی،حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد.ترس به دل راه نده.به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید:دوستان،همسر،و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده”
    Mahatma Gandhi

  • #13
    رضا قاسمی
    “وقتی زبان مادری‌ات فقط 127 فعل داشته باشد که مستقیم صرف می‌شوند، وقتی هزاران فعل دیگر را باید به کمک فعل معین صرف کرد، و این فعل هم درست همان فعلی باشد که برای عمل هم‌خوابگی به‌کار می‌رود، آن‌وقت زبان خیانتکار می‌شود.”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #14
    رضا قاسمی
    “حس شهادت‌طلبی و مظلومیت ، که مشخصه‌ای کاملن ایرانی است ، هیچ‌گاه در طول تاریخ اجازه نداده است تا مسائلی را که با یک سیلی حل می‌شود به موقع رفع و رجوع کنیم ؛ گذاشته‌ایم تا وقتی که با کُشت و کشتار هم حل نمی‌شود خونمان به جوش آید و همه‌چیز را به آتش بکشیم و هیچ چیزی را هم حل نکنیم ...”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #15
    Sadegh Hedayat
    “اگر در دنیا شباهت و ابتذال هست، در هنر نیست.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #16
    Sadegh Hedayat
    “برای من بزرگترین معجزه همین است که وجود دارم.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #17
    عباس معروفی
    “شب‌ها در پارک راه می‌روم و به عکس ماه در آب سلام می‌کنم. تاريکی از سوت می‌ترسد. سوت می‌زنم و خوشبختم.”
    عباس معروفی

  • #18
    Louis-Ferdinand Céline
    “هر وقت دیدی زندگی داره روی خوش بهت نشون میده، بدون یه کاسه ای زیر نیم کاسه ی کثافتش هست”
    Celine

  • #22
    رضا قاسمی
    “نخستین چتر زندگی ام را ,هنوز باز نکرده , توفانی مهیب از دستم ربود , کوبید به تیر چراغ برق و لاشهء در هم شکسته اش را آن چنان با خود برد که گویی هنوز در جایی از این جهان ، دارد می بردش”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #23
    Milan Kundera
    “Two people in love, alone, isolated from the world, that's beautiful.”
    Milan Kundera

  • #24
    Madeleine L'Engle
    “In my dreams, I never have an age.”
    Madeleine L'Engle

  • #25
    احمد شاملو
    “کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
    و انسان با نخستین درد
    در من زندانی ، ستمگری بود
    که به آواز زنجیرش خو نمیکرد
    من با نخستین نگاه تو آغاز شدم




    احمد شاملو / Ahmad Shamlou

  • #26
    Charles Bukowski
    “بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

    - عاشق شدن
    - آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
    - بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
    - برای مسافرت به یک جای زیبا بری
    - به آهنگ مورد علاقه ات از رادیو گوش بدی
    - به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
    - از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه
    - آخرین امتحانت رو پاس کنی
    - کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه
    - توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی
    - برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی
    - تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
    - بدون دلیل بخندی
    - بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه
    - از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی
    - آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره
    - عضو یک تیم باشی
    - از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
    - دوستای جدید پیدا کنی
    - کسی باشه که وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین
    - لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
    - کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
    - یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده
    - عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
    - یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره
    - یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی”
    چارلز بوکفسکی, عامه‌پسند
    tags: life

  • #27
    “رونوشت روزها را بر هم سنجاق کردم
    شنبه های بی قراری”
    مهرداد بهار

  • #29
    Paulo Coelho
    “ايستگاه خدا

    قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:
    مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
    كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
    كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟


    قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

    در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .

    قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

    مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

    آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
    درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد

    و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري.”
    Paulo Coelho

  • #30
    Audrey Hepburn
    “Happy girls are the prettiest”
    Audrey Hepburn

  • #31
    Suzanne Collins
    “You here to finish me off, Sweetheart?”
    Suzanne Collins, The Hunger Games

  • #32
    Maya Angelou
    “Everything in the universe has a rhythm, everything dances. ”
    Maya Angelou

  • #33
    Albert Camus
    “Live to the point of tears.”
    Albert Camus

  • #34
    “Even
    After
    All this time
    The Sun never says to the Earth,

    "You owe me."

    Look
    What happens
    With a love like that,
    It lights the whole sky.”
    Hafiz



Rss