Pourahmadi > Pourahmadi's Quotes

Showing 1-8 of 8
sort by

  • #1
    Albert Camus
    “ترجیح میدهم طوری زندگی کنم که گویی خدا هست و وقتی مُردم بفهمم نیست، تا اینکه طوری زندگی کنم که انگار خدا نیست و وقتی مُردم بفهمم که هست.”
    آلبر کامو

  • #2
    Charles Bukowski
    “Things get bad for all of us, almost continually, and what we do under the constant stress reveals who/what we are.”
    Charles Bukowski, What Matters Most is How Well You Walk Through the Fire

  • #3
    احمد شاملو
    “کیستی که من
    این گونه به جد
    در دیار رویاهای خویش
    با تو درنگ می کنم؟”
    احمد شاملو

  • #4
    شاهرخ مسکوب
    “آدمیزاد یک بار به دنیا می‌آید، اما در هر جدایی یک بار از نو می‌میرد. مرگ یگانه دردی است که درمانش را هم با خود دارد. چون وقتی سر برسد دیگر دردی نمی‌ماند تا درمانی بخواهد. اما جدایی: دردی‌ست غیر مردن، کان را دوا نباشد/ پس من چگونه گویم، کاین درد را دوا کن”
    Shahrokh Meskoob, سوگ مادر

  • #5
    Kristin Hannah
    “In love we find out who we want to be, in war we find out who we are.”
    Kristin Hannah, The Nightingale

  • #6
    Stephen  King
    “باعجله عروسی کن
    و بعد تا عمر داری خودتو ملامت کن”
    Stephen King, The Stand

  • #7
    Alan             Moore
    “از زمانی که تمدن به وجود اومد، یه سری ظالم کنترل وظایفی از زندگی ما رو به عهده گرفتن که ما باید خودمون کنترلشونو به عهده میگرفتیم
    با این کار اونا قدرتو از ما گرفتن
    با دست روی دست گذاشتن عملاً واگذارش کردیم”
    Alan Moore, V for Vendetta

  • #8
    John Stuart Mill
    “این ادّعا که طبیعت دو جنس آن‌ها را با وظایف و جایگاه کنونی‌شان انطباق می‌دهد و این وظایف را برای آنان مناسب می‌سازد، نیز فایده‌ای در بر ندارد. من با تکیه بر عقل سلیم و سرشت ذهن بشر، به هیچ روی نمی‌توانم بپذیرم که کسی طبیعت این یا آن جنس را بشناسد، و یا اصول‍ا شناخت طبیعت آن‌ها امکان‌پذیر باشد. طبیعت این دو، مادام که مناسبات کنونی را با هم دارند، قابل شناخت نیست.
    ‎اگر مردان در جامعه‌ای بدون زن، و زنان در جامعه‌ای بدون مرد به‌سر برده بودند، و یا اگر جامعه‌ای شکل گرفته بود که در آن زنان زیر سلطه‌ی مردان نبودند، آن‌گاه می‌توانستیم درباره‌ی تفاوت‌های ذهنی و اخل‍اقی‌ای سخن بگوییم که احتمال‍ا از طبیعت آنان سرچشمه می‌گیرند. آن‌چه را امروز طبیعت زنانه می‌نامند، چیزی یک‌سره تصنّعی‌‌ست، زیرا محصول سرکوب در بعضی جهات و تشویق و ترغیب در جهاتی دیگر است.”
    John Stuart Mill, The Subjection of Women (1869) by: John Stuart Mill



Rss