Saman > Saman's Quotes

Showing 1-11 of 11
sort by

  • #1
    J.K. Rowling
    “Dumbledore watched her fly away, and as her silvery glow faded he turned back to Snape, and his eyes were full of tears.
    "After all this time?"
    "Always," said Snape.”
    J.K. Rowling, Harry Potter and the Deathly Hallows

  • #2
    George R.R. Martin
    “Never forget what you are, for surely the world will not. Make it your strength. Then it can never be your weakness. Armour yourself in it, and it will never be used to hurt you.”
    George R.R. Martin, A Game of Thrones

  • #3
    “I don't care if you're black, white, straight, bisexual, gay, lesbian, short, tall, fat, skinny, rich or poor. If you're nice to me, I'll be nice to you. Simple as that!”
    Eminem

  • #4
    Russell T. Davies
    “Doctor Who: You want weapons? We're in a library. Books are the best weapon in the world. This room's the greatest arsenal we could have. Arm yourself!

    (from Tooth and Claw in Season 2)”
    Russell T. Davies

  • #5
    Tupac Shakur
    “Death is not the greatest loss in life. The greatest loss is what dies inside while still alive. Never surrender.”
    Tupac Shakur

  • #6
    Frank Zappa
    “So many books, so little time.”
    Frank Zappa

  • #7
    Abdulla Pashew
    “چشم دختر اروپایی را
    اگر آبی هم باشد، دوست میدارم
    اگر سبز هم باشد، دوست میدارم
    اینگونه فهمیده ام
    آبی‌ ترین چشم
    سبزترین چشم
    در این دنیا
    با ذره ای از سیاهی
    .چشم دخترِ سرزمینم را دارد”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #8
    Friedrich Nietzsche
    “Without music, life would be a mistake.”
    Friedrich Nietzsche, Twilight of the Idols

  • #9
    Martin Luther King Jr.
    “من بارها کلمه «صبر کنيد» را شنيده‌ام
    اين «صبر» تقريبا به معنای «هرگز» است
    آنانکه اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!”
    Martin Luther King Jr.

  • #10
    Oscar Wilde
    “Most people are other people. Their thoughts are someone else's opinions, their lives a mimicry, their passions a quotation.”
    Oscar Wilde, De Profundis

  • #11
    “چرا کار و بار «لوس بازی» سکه شده؟
    چرا همه مثل هم حرف می‌زنند: «اون اتفاق باحاله»، «می دونی آدما»، «ای جانم»، «ازت راضی ام» و ...
    چرا زنان و دختران ادای نوزادان را در می‌آورند و مردان و پسران فقط لودگی می‌کنند؟
    چرا هیچ کس شخصیت منحصر به فردی ندارد؟
    چرا می‌ترسند مبادا با کسی بحث‌شان شود؟
    چرا وقتی به جوانی بیست و چند ساله می‌گویی «احمق»، به جای آنکه جوابت را دهد، می‌گوید :«وقت به خیر»
    چرا همه «پالت» و «پرتقال من کجایی» گوش می‌دهند؟
    چرا هیچ کس دیگر کله شقی نمی‌کند و در یک نبرد عاشقانه، رقیب را به «دوئل» فرانمی‌خواند؟
    چرا همه عاشق فوتبال و تیم «بارسا» و «یووه» شده‌اند؟
    چرا همه فقط گرافیک و بازاریابی و هنرهای تجسمی می‌خوانند؟
    چرا از میز شام و گربه و پای لاک‌زده عکس می‌گیرند؟
    چرا وقتی یک شب عادی با دوستانشان جایی می‌روند، از این اتفاق ساده ده‌ها بار عکس سلفی و دستجمعی می‌گیرند؟
    چه اتفاقی برای‌شان می‌افتد که از دیدن برنامه «خندوانه» یا طنزهای بینمک لذت می‌برند؟
    چرا همه سیبیل‌های دسته موتوری دارند و پیراهن چهارخانه و عینک‌های پت و پهن و مانتوهای چادرگل گلی و شلوارهای قرمز و سبز و کانورس و کوله می‌پوشند؟
    چرا همه چیز اینقدر گل گلی و عروسکی و ملوس شده است؟
    چرا هرکس را که می‌بینی، هفته بعدش نمایشگاه یا کارگاه متن‌خوانی یا رونمایی از کتاب دارد؟
    چرا همه داستان کوتاه می‌نویسند و شعر می‌گویند؟
    چرا اینقدر عکاس و «کارگردان اولی» زیاد شده است؟
    چرا هیچ کس رمان نمی‌نویسد؟
    چرا هر کس که بعد از مدتی کافه نشینی، احساس می‌کند که باید یا مجله ادبی-هنری تاسیس کند یا مترجم و مدرس شود؟
    چرا هیچکس نمی‌تواند چند دقیقه بدون مسخره بازی یا تقلید تکه کلام‌های باب روز، درباره هر موضوعی حرف بزند؟
    چرا سر و ته همه چیز با دو تا تحلیل و یک کاریکاتور هم می‌آید؟
    چرا همه بازاریاب و ایده”
    نادر فتوره چی



Rss