dfgdfvffs > dfgdfvffs's Quotes

Showing 1-12 of 12
sort by

  • #1
    Sherko Bekas
    “بچه که بودم
    .نامه ای بستم به پای کبوتری
    .نامه را به خدا نوشته بودم
    :خواهرکم پرسید
    چرا کبوتر؟
    گفتم : چون کبوتر می رود به اوج آسمان
    .خدا نامه را از دست او زودتر می گیرد
    :خواهرم پرسید
    اما تو مطمئنی که خدا مدرسه رفته است؟
    اصلا خواندن و نوشتن بلد است
    که نامه ات را پاسخ دهد؟”
    شێرکۆ بێکەس

  • #2
    Anna Gavalda
    “باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد.آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد.به چیز دیگری فکر کرد.باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.
    "من او را دوست داشتم”
    Anna Gavalda آنا گاوالدا

  • #3
    هوشنگ ابتهاج
    “چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

    بود ایا که ز دیوانه ی خود یاد کند

    آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

    سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش

    عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت”
    هوشنگ ابتهاج

  • #4
    Sherko Bekas
    “ای فریاد خونین زن
    برابری از چه می خواهی؟
    !که برسی به من؟
    من که هنوز خود مردی ام
    نگهبان گورستان خرافات و
    طوق بر گردن از مهملات و
    اسیر عقل خرابات”
    شیرکو بیکس

  • #5
    Abdulla Pashew
    “چگونه برسم به تو؟
    ،اگر بهشتی
    به من بگو
    .تا به درگاه تمام خدایان دعا کنم

    ،اگر دوزخی
    به من بگو
    .تا دنیا را از گناهان پُر کنم

    چگونه برسم به تو؟
    ،اگر سرزمینی اشغال شده ای
    به من بگو
    تا برایت پرچمی
    .از پوست خود بدوزم

    ،اگر مانند من مهاجری
    مرزی به دورم بکش
    .و من را سرزمین خود کن
    حالا بگو: چگونه می توانم برسم به تو؟”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #6
    Christian Bobin
    “بعضی آدم ها اینطورند
    خوشبختی را به شما هدیه می دهند
    و این هدیه بدتر از هر نوع دزدی ست
    آنچه را که او با رفتن از پیش شما از شما می دزدد
    چیزی بسیار فراتر از وجود خودش است”
    Christian Bobin

  • #7
    عباس معروفی
    “دیگر گمت نمی‌کنم. دیگر گمت نمی‌کنم. دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گم گرده‌اند؛ ولی من دیگر گمت نمی‌کنم.”
    عباس معروفی, تماماً مخصوص

  • #8
    Albert Camus
    “What is called a reason for living is also an excellent reason for dying.”
    Albert Camus, The Myth of Sisyphus and Other Essays

  • #9
    “من بودم و کنجی و کتابی و رفیقی
    غم را که فرستاد و بلا را که خبر‌کرد؟”
    سیداشرف حسن غزنوی

  • #10
    Heinrich Böll
    “یک وسیلۀ درمان موقتی وجود دارد، آن اَلکُل است، و یک وسیلۀ درمان قطعی و همیشگی می‌تواند وجود داشته باشد، و آن ماری است. ماری مرا ترک کرده است. دلقکی که به مِی‌خوارگی بیُفتد زودتر از یک شیروانی‌ساز مست سقوط می‌کند.”
    Heinrich Böll, The Clown

  • #11
    Abdulla Pashew
    “!کودکان
    بر روی لولەهای نفت
    دیوارهای وضوخانه مساجد
    دە میلیون بار
    نوشتیم زندە باد مظلوم
    .زندە باد کارگر
    ولی همەی نوشتە ها
    حتی یک بار
    نتوانستند لقمە ای شوند
    .و شکم کارگری را سیر کنند”
    (Ebdulla peşêw)عه‌بدوڵا په‌شێو

  • #12
    William Shakespeare
    “To-morrow, and to-morrow, and to-morrow,
    Creeps in this petty pace from day to day,
    To the last syllable of recorded time;
    And all our yesterdays have lighted fools
    The way to dusty death. Out, out, brief candle!
    Life's but a walking shadow, a poor player,
    That struts and frets his hour upon the stage,
    And then is heard no more. It is a tale
    Told by an idiot, full of sound and fury,
    Signifying nothing.”
    William Shakespeare, Macbeth



Rss