Ferdos > Ferdos's Quotes

Showing 1-3 of 3
sort by

  • #1
    Bohumil Hrabal
    “در سکوت شبانه، سکوت مطلق شبانه، وقتی که حواس انسان آرام گرفته است، روحی جاودان به زبانی بی نام با انسان از چیزهایی، از اندیشه هایی سخن می گوید که می فهمی... ولی نمی توانی وصف کنی.”
    Bohumil Hrabal, Too Loud a Solitude

  • #2
    Bohumil Hrabal
    “وقتی که چشمانم به کتاب درست و حسابی می‌افتد و کلمات چاپ شده را کنار می‌زنم از متن چیزی جز اندیشه‌های مجرد باقی نمی‌ماند. اندیشه‌هایی که در هوا جریان و سیلان دارند، از هوا زنده‌اند و به هوا برمی‌گردند، چون که آخر و عاقبت هر چیزی هواست، هم ظرف و هم مظروف. نان در مراسم عشاء ربانی از هواست و نه از خون مسیح”
    Bohumil Hrabal, Too Loud a Solitude

  • #3
    Bohumil Hrabal
    “هنگامی که روشنایی لرزانِ شبی تابستانی پر از تلالوِ ستاره ها و ماهِ بدرِ تمام است، من به اوجِ نازک دلی ای می رسم که از حسّ دوست داشتن جهان است”
    Bohumil Hrabal, Too Loud a Solitude



Rss