Mani > Mani's Quotes

Showing 1-9 of 9
sort by

  • #1
    بیژن الهی
    “مرا دفنِ سراشیبها کنید که تنها

    نمی از باران به من رسد اما

    سیلابه اش از سر گذر کند

    مثل عمری که داشتم”
    بیژن الهی

  • #2
    بیژن الهی
    “به تصویر درختی
    كه در حوض
    زیر یخ زندانی ست،
    چه بگویم؟”
    بیژن الهی

  • #3
    بیژن الهی
    “این جا که همیشه می‌نشینی وچای هم می‌زنیّ وبه ابرها
    نگاه می‌کنی
    که دائماً بزرگ می‌شوند و کوچک و این قدر، خلاصه، دقیقه دقیقه که انگار
    بازمان می‌رقصند.

    گاهی اتفاق می‌افتد غروبها
    چیزی انگار گُمت شده باشد، بعد می‌بینی از نبودِ نور بوده وفتی آن رفیقِ قدیمی
    کلید چراغ را می‌زند...”
    بیژن الهی

  • #4
    بیژن الهی
    “و زیباترین خمیازه را كبریت كشید به گاه افروختن
    تا سیمای تو حادثه‌ای باشد در میان تاریكی.
    آن‌گاه كه برگریزان، این كف‌زدن شدید بر می‌خاست
    برای خضری، به شكل پیری‌ی من
    كه حتی مرگ خود را نیز باخته بود .”
    بیژن الهی

  • #5
    بیژن الهی
    “و من او را
    چون شاخه یی که به زیر برف شکسته باشد
    دوست می داشتم.”
    بیژن الهی, جوانی‌ها

  • #6
    بیژن الهی
    “ای نور ،
    ای جغرافیای سری که متلاشی می‌شود !
    با تو عشق در قلب من
    شعوری کروی دارد.”
    بیژن الهی

  • #7
    بیژن الهی
    “پس که
    یک شب پس از باران، چتر را میبندد و تنها می‌شود ؟
    الف – لام – میم، سلام بر تبرهایی که
    حروف آزادی را
    جدا جدا کرده‌اند !”
    بیژن الهی

  • #8
    بیژن الهی
    “نه! ثمری ندارد! بوسه‌ها، احشایی خلوت را بر چهره به‌جای می‌نهند!”
    Bijan Elahi

  • #9
    بیژن الهی
    “به تصوير درختى
    كه در حوض
    زير يخ زندانى ست،
    چه بگويم؟
    من تنها سقف مطمئنم را
    پنداشته بودم خورشيد است
    كه چتر سرگيج هام را
    – همچنان كه فرو نشستن فواره ها
    از ارتفاع گيج پيشانى ام مى كاهد –
    در حريق باز مى كند؛
    اما بر خورشيد هم
    برف نشست.
    چه بگويم به آواى دور شدن كشتى ها
    كه كالاشان جز آب نيست
    – آبى كه مى خواست باران باشد –
    و بادبانهاشان را
    خداى تمام خداحافظى ها
    با كبوتران از شانه ىِ خود رم داده...”
    بیژن الهی



Rss
All Quotes



Tags From Mani’s Quotes