Sima Sarshar > Sima's Quotes

Showing 1-8 of 8
sort by

  • #1
    رضا قاسمی
    “وقتی زبان مادری‌ات فقط 127 فعل داشته باشد که مستقیم صرف می‌شوند، وقتی هزاران فعل دیگر را باید به کمک فعل معین صرف کرد، و این فعل هم درست همان فعلی باشد که برای عمل هم‌خوابگی به‌کار می‌رود، آن‌وقت زبان خیانتکار می‌شود.”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #2
    رضا قاسمی
    “تاریخچه اختراع زن مدرن ایرانی بی شباهت به تاریخچه اختراع اتومبیل نیست.با این تفاوت که اتومبیل کالسکه ای بود که اول محتوایش عوض شده بود(یعنی اسبهایش را برداشته و به جای آن موتور گذاشته بودند) و بعد کم کم شکلش متناسب این محتوا شده بود و زن مدرن ایرانی اول شکلش عوض شده بود و بعد ، که به دنبال محتوای مناسبی افتاده بود کار بیخ پیدا کرده بود.(اختراع زن سنتی هم ، که بعدها به همین شیوه صورت گرفت٬کارش بیخ کمتری پیدا نکرد).این طور بود که هر کس به تناسب امکانات و ذائقه شخصی٬از ذهنیت زن سنتی و مطالبات زن مدرن٬ترکیبی ساخته بود که دامنه تغییراتش٬گاه از چادر بود تا مینی ژوپ.می خواست در همه تصمیمها شریک باشد اما همه مسئولیتها را از مردش می خواست٬ میخواست شخصیتش در نظر دیگران جلوه کند نه جنسیتش٬اما با جاذبه های زنانه اش به میدان می امد٬مینی ژوپ می پوشید تا پاهایش را به نمایش بگذارد اما اگر کسی چیزی به او می گفت از بی چشم و رویی مردم شکایت می کرد٬طالب شرکت پایاپای مرد در امور خانه بود اما در همین حال مردی را که به این اشتراک تن می داد ضعیف و بی شخصیت قلمداد می کرد٬خواستار اظهار نظر در مباحث جدی بود اما برای داشتن یک نقطه نظر جدی کوشش نمی کرد٬از زندگی زناشویی اش ناراضی بود٬اما نه شهامت جدا شدن داشت نه خیانت.به برابری جنسی و ارضای متقابل اعتقاد داشت٬اما وقتی کار به جدایی می کشید٬به جوانی اش که بی خود و بی جهت پای دیگری حرام شده بود تاسف می خورد .”
    رضا قاسمی, همنوایی شبانه ارکستر چوبها

  • #3
    رضا قاسمی
    “شکنجه‌گرِ رژیم قبلی به چیزی اعتقاد نداشت. تا یک‌جایی وحشی‌گری می‌کرد، وقتی می‌دید سرِ اعتقادت ایستاده‌ای، احساس حقارت می‌کرد و برایت احترام قائل می‌شد. اما شکنجه‌گرِ این رژیم هرچه تو معتقدتر باشی، بیشتر به غیرت می‌آید تا نشان بدهد اعتقادش از تو کمتر نیست.”
    رضا قاسمی, چاه بابل

  • #4
    رضا قاسمی
    “هر آدمی کم و بیش رازهای کوچکی دارد که با خود به گور خواهد برد. رازهایی هم هست که می‌کوشیم تا آنجا که ممکن است از چشمِ دیگران پنهان بماند. مثل آدم شش‌انگشتی که دائم انگشتِ ششمش را پنهان کند”
    رضا قاسمی, همنوایی شبانه ارکستر چوبها

  • #5
    رضا قاسمی
    “ساز نو، هرچه هم خوش‌خوان، باز پخته نیست صدایش. گذر زمان را با هیچ‌چیز نمی‌توان به‌دست آورد.”
    رضا قاسمی, وردی كه بره‌ها می‌خوانند

  • #6
    Zoya Pirzad
    “نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
    هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
    آدم‌ها عقیده‌ات را که می‌پرسند نظرت را نمی‌خواهند.
    می‌خواهند با عقیده‌ی خودشان موافقت کنی.
    بحث کردن با آدمها بی‌فایده است.”
    زویا پیرزاد, چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

  • #7
    Zoya Pirzad
    “ناگهان آمدند و ناگهان رفتند. مثل باران آبادان که تا می آمدی فکر کنی می بارد، دیگر نمی بارید.”
    زویا پیرزاد, چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم

  • #8
    “عشق یعنی تمرکز؛ روی کسی یا چیزی.
    عاشق که باشی، برای همه‌چیز، حتی خودت، سربه‌هوایی و برای آن کس یا آن چیزِ به‌خصوص، سراپا گوش و چشم.
    عشق یعنی تمرکز نزدیک به صددرصد و تمرکز روی هرچیزی یا هرکسی، به شناخت می‌انجامد.
    عاشقی بدون شناخت محبوب، برچسبی است که زودازود چسبش ورمی‌آید.”
    سیما سرشار



Rss