“ناگهان آمدند و ناگهان رفتند. مثل باران آبادان که تا می آمدی فکر کنی می بارد، دیگر نمی بارید.”
― چراغها را من خاموش میکنم
― چراغها را من خاموش میکنم
“وقتی زبان مادریات فقط 127 فعل داشته باشد که مستقیم صرف میشوند، وقتی هزاران فعل دیگر را باید به کمک فعل معین صرف کرد، و این فعل هم درست همان فعلی باشد که برای عمل همخوابگی بهکار میرود، آنوقت زبان خیانتکار میشود.”
―
―
“هر آدمی کم و بیش رازهای کوچکی دارد که با خود به گور خواهد برد. رازهایی هم هست که میکوشیم تا آنجا که ممکن است از چشمِ دیگران پنهان بماند. مثل آدم ششانگشتی که دائم انگشتِ ششمش را پنهان کند”
― همنوایی شبانه ارکستر چوبها
― همنوایی شبانه ارکستر چوبها
“عشق یعنی تمرکز؛ روی کسی یا چیزی.
عاشق که باشی، برای همهچیز، حتی خودت، سربههوایی و برای آن کس یا آن چیزِ بهخصوص، سراپا گوش و چشم.
عشق یعنی تمرکز نزدیک به صددرصد و تمرکز روی هرچیزی یا هرکسی، به شناخت میانجامد.
عاشقی بدون شناخت محبوب، برچسبی است که زودازود چسبش ورمیآید.”
―
عاشق که باشی، برای همهچیز، حتی خودت، سربههوایی و برای آن کس یا آن چیزِ بهخصوص، سراپا گوش و چشم.
عشق یعنی تمرکز نزدیک به صددرصد و تمرکز روی هرچیزی یا هرکسی، به شناخت میانجامد.
عاشقی بدون شناخت محبوب، برچسبی است که زودازود چسبش ورمیآید.”
―
“تاریخچه اختراع زن مدرن ایرانی بی شباهت به تاریخچه اختراع اتومبیل نیست.با این تفاوت که اتومبیل کالسکه ای بود که اول محتوایش عوض شده بود(یعنی اسبهایش را برداشته و به جای آن موتور گذاشته بودند) و بعد کم کم شکلش متناسب این محتوا شده بود و زن مدرن ایرانی اول شکلش عوض شده بود و بعد ، که به دنبال محتوای مناسبی افتاده بود کار بیخ پیدا کرده بود.(اختراع زن سنتی هم ، که بعدها به همین شیوه صورت گرفت٬کارش بیخ کمتری پیدا نکرد).این طور بود که هر کس به تناسب امکانات و ذائقه شخصی٬از ذهنیت زن سنتی و مطالبات زن مدرن٬ترکیبی ساخته بود که دامنه تغییراتش٬گاه از چادر بود تا مینی ژوپ.می خواست در همه تصمیمها شریک باشد اما همه مسئولیتها را از مردش می خواست٬ میخواست شخصیتش در نظر دیگران جلوه کند نه جنسیتش٬اما با جاذبه های زنانه اش به میدان می امد٬مینی ژوپ می پوشید تا پاهایش را به نمایش بگذارد اما اگر کسی چیزی به او می گفت از بی چشم و رویی مردم شکایت می کرد٬طالب شرکت پایاپای مرد در امور خانه بود اما در همین حال مردی را که به این اشتراک تن می داد ضعیف و بی شخصیت قلمداد می کرد٬خواستار اظهار نظر در مباحث جدی بود اما برای داشتن یک نقطه نظر جدی کوشش نمی کرد٬از زندگی زناشویی اش ناراضی بود٬اما نه شهامت جدا شدن داشت نه خیانت.به برابری جنسی و ارضای متقابل اعتقاد داشت٬اما وقتی کار به جدایی می کشید٬به جوانی اش که بی خود و بی جهت پای دیگری حرام شده بود تاسف می خورد .”
― همنوایی شبانه ارکستر چوبها
― همنوایی شبانه ارکستر چوبها
Sima’s 2025 Year in Books
Take a look at Sima’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Sima
Lists liked by Sima































