faride abtahi > faride's Quotes

Showing 1-7 of 7
sort by

  • #1
    Jane Austen
    “I do not want people to be very agreeable, as it saves me the trouble of liking them a great deal.”
    Jane Austen, Jane Austen's Letters

  • #2
    Jostein Gaarder
    “Wisest is she who knows she does not know.”
    Jostein Gaarder, Sophie's World: A Novel About the History of Philosophy

  • #3
    Jostein Gaarder
    “A state that does not educate and train women is like a man who only trains his right arm.”
    Jostein Gaarder, Sophie’s World

  • #4
    Jostein Gaarder
    “When you realize there is something you don't understand, then you're generally on the right path to understanding all kinds of things.”
    Jostein Gaarder, The Solitaire Mystery

  • #5
    Sadegh Hedayat
    “آنچه زندگانی را زهرآلود می کند جنگ برای زندگی نیست، بلکه کشمکش سر چیزهای پوچ و بیهوده است.”
    صادق هدایت / Sadegh Hedayat

  • #6
    Sherko Bekas
    “كلمه هايمان را كاشتيم
    تا در جلگه های فردا قد بكشند.
    واژه هايمان را آويخته‌ی باد كرديم
    تا در بالادست،
    به درك درستی از پرواز برسند.
    شعرهايمان را ـ با قاطعيت ـ
    به جرسی سنگی بدل كرديم
    تا در بلندای كوه‌ها
    تاريخی زنده به جنبش درآيد
    اما، حيفا و دريغا!
    دشت‌هايمان را چونان كاغذ برگ‌ها سوزاندند
    آسمان‌مان را در قفس كردند
    و كوه‌هايمان را ترور كردند
    حالا شعر نيز
    تكه ذغالی است در اين سوخته جای ويران”
    Sherko Bekas

  • #7
    احمد شاملو
    “نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفت
    در خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیر
    دست از گمان بدار!
    با مرگ نحس پنجه میفکن!
    بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار...
    نازلی سخن نگفت،
    سر افراز
    دندان خشم بر جگر خسته بست رفت
    ***
    نازلی ! سخن بگو!
    مرغ سکوت، جوجه مرگی فجیع را
    در آشیان به بیضه نشسته ست!

    نازلی سخن نگفت
    چو خورشید
    از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت
    ***
    نازلی سخن نگفت
    نازلی ستاره بود:
    یک دم درین ظلام درخشید و جست و رفت
    نازلی سخن نگفت
    نازلی بنفشه بود:
    گل داد و
    مژده داد: زمستان شکست!
    و
    رفت...”
    احمد شاملو, هوای تازه



Rss