ما Quotes
Quotes tagged as "ما"
Showing 1-7 of 7
“وجود خودم را حس میکنم. اما تنها بعضی چیزها وجود خودشان را حس میکنند و از فردیتشان آگاهند؛ چشمی که خاری در آن رفته، انگشت ملتهب و دندان چرک کرده!
چشم، انگشت و دندان سالم حس نمیشوند، انگار که وجود ندارند.
آیا خودآگاهی به وضوح چیزی جز نوعی بیماری نیست؟”
― We
چشم، انگشت و دندان سالم حس نمیشوند، انگار که وجود ندارند.
آیا خودآگاهی به وضوح چیزی جز نوعی بیماری نیست؟”
― We
“من فقط یکی چیز میخواهم و آن چیز «او»ست. میخواهم که او هر لحظه، هر دقیقه کنارم باشد، فقط با من.
تمام چیزهایی که همین حالا دربارهی وحدت نوشتم همهاش بیربط است، چیزی نیست که باید باشد، دلم میخواهد تمامش را خط بزنم، پاره کنم و دور بریزم.
چون میدانم (شاید کفر باشد، اما واقعیت است): جشن فقط با او جشن میشود، فقط زمانی که او کنارم و شانهبهشانهام باشد. بدون او، خورشید فردا چیزی نیست جز دایرهای حلبی و آسمان، حلبیای که رنگ آبی به آن زده باشند و خودم هم، چیزی نیستم جز تکهای حلبی!”
― We
تمام چیزهایی که همین حالا دربارهی وحدت نوشتم همهاش بیربط است، چیزی نیست که باید باشد، دلم میخواهد تمامش را خط بزنم، پاره کنم و دور بریزم.
چون میدانم (شاید کفر باشد، اما واقعیت است): جشن فقط با او جشن میشود، فقط زمانی که او کنارم و شانهبهشانهام باشد. بدون او، خورشید فردا چیزی نیست جز دایرهای حلبی و آسمان، حلبیای که رنگ آبی به آن زده باشند و خودم هم، چیزی نیستم جز تکهای حلبی!”
― We
“آدم مثل یک کتاب است: تا آخرین صفحهاش نمیدانی پایان کارش چطور رقم میخورد. در غیر اینصورت ارزش خواندن ندارد...”
― We
― We
“برای موجودی بینا و متفکر، زندگی در دل بینظمیها، مجهولها و ایکسها طبیعی نیست. درست مثل این است که چشمهایتان را ببندند و مجبورتان کنند، همانطور که سکندری میخورید، کورمال کورمال راه بروید؛ در عین حال شما میدانید که همان نزدیکی یک پرتگاه هست و کافی است فقط یک قدم بردارید تا از شما جز تکهگوشتی تخت و لهیده چیزی باقی نماند. آیا من وضعی غیر از این داشتم؟
اگر منتظر آخر کار نمانم و خودم را با سر به پایین پرت کنم چه؟ آیا این تنها راه حل درست نیست، راه حلی که خیلی راحت تمام گرهها را باز میکند؟”
― We
اگر منتظر آخر کار نمانم و خودم را با سر به پایین پرت کنم چه؟ آیا این تنها راه حل درست نیست، راه حلی که خیلی راحت تمام گرهها را باز میکند؟”
― We
“دل هر چه کهنه باز به دل ختم میشود
گیسوی گیر کرده به تل ختم میشود
ما هر دو کشته مردهی سکسیم پس چرا
هر بار حرفمان به هگل ختم میشود”
― با من گناه گن به کسی بر نمیخورد
گیسوی گیر کرده به تل ختم میشود
ما هر دو کشته مردهی سکسیم پس چرا
هر بار حرفمان به هگل ختم میشود”
― با من گناه گن به کسی بر نمیخورد
All Quotes
|
My Quotes
|
Add A Quote
Browse By Tag
- Love Quotes 102k
- Life Quotes 80.5k
- Inspirational Quotes 77k
- Humor Quotes 44.5k
- Philosophy Quotes 31.5k
- Inspirational Quotes Quotes 29k
- God Quotes 27k
- Wisdom Quotes 25k
- Truth Quotes 25k
- Romance Quotes 24.5k
- Poetry Quotes 23.5k
- Life Lessons Quotes 23k
- Quotes Quotes 21.5k
- Death Quotes 21k
- Happiness Quotes 19k
- Hope Quotes 19k
- Faith Quotes 18.5k
- Inspiration Quotes 18k
- Motivational Quotes 16k
- Spirituality Quotes 16k
- Relationships Quotes 16k
- Religion Quotes 15.5k
- Life Quotes Quotes 15.5k
- Writing Quotes 15k
- Love Quotes Quotes 15k
- Success Quotes 14k
- Motivation Quotes 14k
- Time Quotes 13k
- Science Quotes 12k
- Motivational Quotes Quotes 12k
