داستان كوتاه discussion

22 views

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Elahe (last edited Sep 11, 2013 01:48AM) (new)

Elahe Samiee | 15 comments روزی مردی به دنبال سقراط فیلسوف می رود و به او میگوید:
-سقراط گوش کن . من باید برایت بگویم دوستت چگونه رفتار کرد.
-سقراط پاسخ می دهد : فورا حرفت را قطع می کنم . آیا حرفی را که می خواهی به من بگویی از سه صافی گذرانده ای ؟
و چون مرد او را با ابهام نگاه میکرد ، اضافه کرد:
- بله ، قبل از سخن گفتن ، بایستی همیشه آن چه را می خواهیم بگوییم را از سه صافی بگذرانیم .
آیا تو دیده ای که آنچه تو باید به من بگویی، کاملا صحیح است؟
-نه من آن را از کسی شنیده ام و....
-باشد ! ولی گمان می کنم که حداقل آن را از صافی دوم که خوبی می باشد ، گذرانده ای . آن چیزی را که می خواهی برای من تعریف کنی ، چیز خوبی است؟
مرد اول تامل می کند و سپس پاسخ می دهد:
- نه ، متاسفانه ، چیز خوبی نیست، بلکه بر عکس....
- فیلسوف می گوید: حالا برویم سراغ صافی سوم.
آیا چیزی که میخواهی برای من تعریف کنی برای من مفید خواهد بود؟
- مفید؟ نه دقیقا....
سقراط می گوید : پس راجع به آن دیگر حرفی نزنیم ! اگر آن چیزی که می خواهی به من بگویی ، نه حقیقت دارد ، نه خوب است ونه مفید،ترجیح می دهم آن را ندانم .و حتی به تو توصیه میکنم آن را فراموش کنی.


میشل پیکمال / داستان های فلسفی جهانداستان های فلسفی جهان (افسانه ها 1) ء


message 2: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments خیلی آموزنده و کاربردی
.
ممنون


message 3: by Elahe (new)

Elahe Samiee | 15 comments mohammad wrote: "خیلی آموزنده و کاربردی
.
ممنون"


خواهش میکنم


back to top