داستان كوتاه discussion
نوشته هاي ديگران
>
مهمانی
date
newest »
newest »
محسن هدیه ات رو باز کن ببینیم چی توش بود
:)
خوش به حالت.یه عالمه حس دوستی
:)
خوش به حالت.یه عالمه حس دوستی



دوباره دل به خنده های گرم تو سپرده ام
بیا به چشم های من نگاه کن فقط دمی
ببین برای وعده ات شراب ناب خورده ام
نشسته ام به انتظار دیدنت در این طلوع
گله از این دل شکسته نزد کس نبرده ام
منم همان ستاره غریب و روشنت ، ببین!
ّبدون چشم های تو درون خویش مرده ام