Mohammad Shoghi

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Mohammad.


۱۹۸۴
Mohammad Shoghi is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
André Gide
“فقر و فاقه به صورتی غم آور آنقدر عمومیت دارد که کم کم نامحسوس گشته.
*
اتحاد جماهیر شوروی مملکتی است که در آن عادت جلق زدن بیش از هر نقطه ی دیگری در دنیا رایج است.
*
(در بازدید از شهر بولشوو)
بیهوده است اگر در سیمای این سابقا جانی ها،در ظاهر حالشان و در لحن زبانشان به جستجوی علائمی از زندگی گذشته شان باشیم.
هیچ چیز سازنده تر،اطمینان انگیز تر و دلگرم کننده تر ازین ملاقات نبود.این ملاقات بیننده را به این فکر وا میداشت که تمام جنایات را نه به حساب آدمی که مرتکب آن ها میشود بلکه به حساب جامعه ای که آدمی را به ارتکاب جنایات وامیدارد باید گذاشت.”
André Gide , Return from the U.S.S.R

Viktor E. Frankl
“ما که در اردوگاه كار اجباری زندگی ميكرديم، به چشم می‌ديديم مردانی را كه به كلبه‌های ديگر می‌رفتند و ديگران را دلداری میدادند و آخرين تكه نانشان را هم به آن‌ها می‌بخشيدند.
درست است كه شمار اين مردان زياد نبود، امّا همين هم ثابت می‌كند كه همه چيز را می‌توان از یک انسان گرفت مگر یک چيز: آخرين آزادی بشر را در گزينش رفتار خود در هر شرايطی و گزينش راه خود.
*
زیگموند فروید می‌گوید: «اجازه دهید یک بار تعدادی از متفاوت‌ترین افراد، به صورت یکسانی گرسنه شوند. با افزایش نیاز ضروری گرسنگی، همهٔ تفاوت‌های فردی رنگ می‌بازند و کم‌کم شکل مشابهی از اصرار شدید در آن‌ها ظاهر می‌شود.» فروید از زندگی درون اردوگاه کار اجباری خبر نداشت. طرز فکر او مناسب زندگی‌های اعیانی فرهنگ ویکتوریایی بود، نه زندگی کثیف در آشویتس. در آن‌جا، تفاوت فردی کمرنگ نمی‌شد، بلکه برعکس، افراد متفاوت‌تر می‌شدند.
**
امروزه روان‌پزشکان بیش‌تر و بیش‌تر با بیمارانی مواجه می‌شوند که بابت مشکلات انسانی به آن‌ها مراجعه کرده‌اند تا نشانه‌های اختلال روانی. برخی از این‌ها که امروزه به روان‌پزشک مراجعه می‌کنند، احتمالاً در گذشته به سراغ کشیش، خاخام یا روحانی می‌رفتند. حالا آن‌ها عموماً از مراجعه به یک روحانی امتناع می‌کنند و درعوض به پزشک مراجعه می‌کنند، با پرسشی نظیر این: «معنای زندگی من چیست؟»
*”
Viktor E. Frankl, Man's Search for Meaning

Mitch Albom
“«همه می‌دونند که روزی می‌میرند، اما کسی هنوز به این باور نرسیده. اگر باور می‌کردیم، رفتارمون رو تغییر می‌دادیم.»
*
«فرهنگ ما آن‌طور نیست که در مردم حس خوشبختی ایجاد کند. باید به اندازهٔ کافی قوی باشی که اگه تشخیص دادی فرهنگ به وظایفش عمل نمی‌کند، از آن حمایت نکنی و خودت یک فرهنگ ایجاد کنی.»
*
اگر استاد موری شوارتز در زندگی فقط یک جمله به من آموخته باشد، آن جمله این است: «در زندگی چیزی به نام خیلی دیر شده وجود ندارد.» او خودش تا لحظهٔ آخر زندگی‌اش مرتب در حال تغییر بود.
*
«آنچه را می‌توانی انجام دهی و آنچه را نمی‌توانی انجام دهی همه را بپذیر»”
Mitch Albom, Tuesdays with Morrie: An Old Man, a Young Man, and Life's Greatest Lesson

Leo Tolstoy
“تمام آن چه برایش زندگی کرده ای و میکنی دروغ است وفریبی که زندگی و مرگ را از تو پنهان میدارد."
*
در جایی که خیال می کردم دارم بالا می روم، تو نگو از تپه دارم پایین می آیم. و راستی راستی هم چنین بود. به لحاظ افکار عمومی بالا می رفتم، اما به همان نسبت زندگی از من کناره می گرفت. و حالا دیگر کار از کار گذشته است و چیزی جز مرگ وجود ندارد. نکند راستی راستی کل زندگی ام غلط بوده باشد؟
*
آنجا در پس‌ِ پشت، در ابتدای زندگی، یک نقطه‌ی روشن هست و پس از آن همه چیز به سیاهی می‌گراید و هی سیاه‌تر می‌شود و هی با سرعت پیش می‌رود – به نسبت معکوس با مجذور فاصله از مرگ.
*
ایوان ایلیچ در بستر مرگ به خاطر درماندگی و تنهایی جانکاهش و بی رحمی انسان و بی رحمی خدا و غیبت خدا می‌گریست.”
Leo Tolstoy, The Death of Ivan Ilych

Viktor E. Frankl
“به جملهٔ یکی از شطرنج‌بازان استناد می‌کنم: «استاد به من بگو بهترین حرکت در جهان چیست؟» خب آشکار است بهترین حرکت به شرایط خاص بازی و شخصیت حریف بستگی دارد. این جواب دربارهٔ وجود انسان هم صدق می‌کند.
*
یک واکنش غیرعادی به شرایط غیرعادی، واکنشی عادی محسوب می‌شود.
*
همان طور که معنادرمانی تعلیم می‌دهد، سه راه اصلی برای رسیدن به معنای زندگی وجود دارد. نخست با خلق کار یا انجام عملی و دوم با تجربهٔ چیزی یا مواجهه با کسی. به عبارت دیگر، معنا را نه تنها در کار که در عشق نیز می‌توان یافت.
سوم شهامت روبرو شدن با رنج های زندگی.”
Viktor E. Frankl, Man's Search for Meaning

year in books

Favorite Genres



Polls voted on by Mohammad

Lists liked by Mohammad