Leila

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Leila.


Loading...
حسین سناپور
“يك‌روز بيدار مي‌شويم (توي يك گفت‌وگوي خيلي عادي، يا توي رخت‌خواب با كيف ِ نشئه‌گي ِ يك خواب ِ عميق ِ شبانه، يا روي صندلي با فكري سرگردان در هزارجا، يا پشت فرمان ماشين توي يك راه‌بندان)، و مي‌بينيم كه نمي‌خواهيم فكرمان هيچ‌جا برود، نمي‌خواهيم فكر كنيم به چيزهاي نيامده و آمده و كارهاي نكرده و كرده و هرآنچه پيش يا بعد از اين ممكن است اتفاق بيفتد. و اصلا نمي‌خواهيم فكر وجود داشته باشد تا يادمان بيايد كه هنوز هستيم و هنوز خيلي كارها مي‌شود كرد. مي‌فهميم ديگر پايين‌تر از اين، تحمل‌ناپذيرتر از اين، ممكن نيست.
بعضي‌مان يك‌مرتبه بيدار مي‌شويم، بعضي آهسته، و بعضي هيچ‌وقت. اما اگر بيدار شويم، ديگر فكر و نظر ديگران هيچ تاثيري در حال‌مان ندارد. اين‌كه وقتي ما را مي‌بينند چشمانشان برق بزند، يا برعكس، پره‌هاي دماغشان با نفرت باز و بسته شود، هيچ اهميتي ندارد. مهم فقط اين است كه خودمان جلوي آينه كه مي‌ايستيم چه مي‌بينيم. اگر نتوانيم جلوي آينه بايستيم و به خودمان نگاه كنيم، يا اگر نتوانيم با خيال‌هامان بازي كنيم، نتوانيم و نخواهيم كه به هيچ‌چيز و هيچ‌كس فكر كنيم، چه‌كار مي‌كنيم...؟”
حسين سناپور

احمدرضا احمدی
“شتاب مکن
که ابر بر خانه‌ات ببارد
و عشق
در تکه‌ای نان گم شود
هرگز نتوان
آدمی را به خانه آورد
آدمی در سقوط کلمات
سقوط می‌کند
و هنگام که از زمین برخیزد
کلمات نارس را
به عابران تعارف می‌کند
آدمی را توانایی
عشق نیست
در عشق می‌شکند و می‌میرد ”
Ahmad Reza Ahmadi / احمدرضا احمدی

احمدرضا احمدی
“حقیقت دارد
تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
می‌خواستم
می‌خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم ”
Ahmad Reza Ahmadi / احمدرضا احمدی

Romain Gary
“If there is something that opens horizons, it is precisely ignorance.”
Romain Gary

الیاس علوی
“لحظاتی هست
استخوان های اشیاء می پوسد
و فرسودگی از در و دیوار می بارد
لحظاتی هست
نه آواز گنجشک حمل
نه صدایی صمیمی از آن طرف سیم
و نه نگاه مادر در قاب
قانعت نمی کند
زندگی قانعت نمی کند
و تو به اندکی مرگ احتیاج داری

من گرگ خیالبافی هستم”
الیاس علوی

11463 مه کامه رحیم زاده — 14 members — last activity Feb 21, 2009 02:05AM
مه‌کامه رحیم‌زاده متولد 1331 است و داستان‌نویسی را از سال 68 و کلاس‌های هوشنگ گلشیری آغاز کرد. تا کنون رمان "یلدا و رهایی" و مجموعه داستان‌های "اتاق ص ...more
12224 عباس صفاری — 30 members — last activity Mar 31, 2009 05:55AM
عباس صفاری، شاعر، مترجم و محقق، متولد 1330 است در سال 1976 به لندن رفت و پس از دو سال به امریکا نقل مکان کرد و در رشته گرافیک و تبلیغات به تحصیل پرداخ ...more
5419 حسین سناپور — 28 members — last activity Dec 07, 2008 09:42AM
حسین سناپور متولد ۱۳۳۹ نویسنده ایرانی است. سناپور داستان‌نویسی را از کلاس‌های هوشنگ گلشیری آغاز کرد. رمان نیمه غایب نوشته وی از جمله پرفروش‌ترین رمان‌ ...more
6269 فريبا وفي — 24 members — last activity Sep 06, 2008 12:51PM
متولد سال 1341، تبريز.شروع جدي داستان نويسي از سال 1367. رمان‌ها: ۱۳۸۱ - پرنده من. نشر مرکز ۱۳۸۲ - ترلان. نشر مرکز. ۱۳۸۴ - رویای تبت. نشر مرکز. ۱۳۸۶ ...more
year in books
مصطفي س...
12,899 books | 3,406 friends

Ahmadre...
195 books | 251 friends

Keyvan ...
497 books | 540 friends

Asad
91 books | 737 friends

Mostafa...
584 books | 732 friends

Sawan
2,700 books | 2,059 friends

hessam
1,145 books | 109 friends

arash
215 books | 645 friends

More friends…


Polls voted on by Leila

Lists liked by Leila