“چرا بهیاد نمیآورم؟
همیشهی بودن، با هم بودن نیست
چرا بهیاد نمیآورم؟
از هرچه تو را به یاد من میآورد، نامی نیست
باران میآمد، گفتی بیا به کوه برویم”
―
همیشهی بودن، با هم بودن نیست
چرا بهیاد نمیآورم؟
از هرچه تو را به یاد من میآورد، نامی نیست
باران میآمد، گفتی بیا به کوه برویم”
―
“تو نیستی
این باران بیهوده میبارد
ما خیس نخواهیم شد ...
بیهوده این رودخانه بزرگ
موج برمیدارد و میدرخشد
ما بر ساحل آن نخواهیم نشست ...
جادهها که امتداد مییابند
بیهوده خود را خسته میکنند
ما با هم در آنها راه نخواهیم رفت ...
دلتنگیها، غریبیها هم بیهوده است
ما از هم خیلی فاصله داریم
نخواهیم گریست ...
بیهوده تو را دوست دارم ...
بیهوده زندگی میکنم
این زندگی را قسمت نخواهیم کرد ...”
―
این باران بیهوده میبارد
ما خیس نخواهیم شد ...
بیهوده این رودخانه بزرگ
موج برمیدارد و میدرخشد
ما بر ساحل آن نخواهیم نشست ...
جادهها که امتداد مییابند
بیهوده خود را خسته میکنند
ما با هم در آنها راه نخواهیم رفت ...
دلتنگیها، غریبیها هم بیهوده است
ما از هم خیلی فاصله داریم
نخواهیم گریست ...
بیهوده تو را دوست دارم ...
بیهوده زندگی میکنم
این زندگی را قسمت نخواهیم کرد ...”
―
“سرت را بالا بگیر
که سیر همدیگر را نگاه کنیم
معلوم که نمیشود
شاید تا پاییز دیگر این خیابان
دلش خواست
که بزرگتر شود
گنجشکها روی برف راه میروند”
―
که سیر همدیگر را نگاه کنیم
معلوم که نمیشود
شاید تا پاییز دیگر این خیابان
دلش خواست
که بزرگتر شود
گنجشکها روی برف راه میروند”
―
“بهار بود
که آستانه کفشهای تو را پوشید
حالا تو با ستارههایی که
ریشه در خون من دارند
به خانه آمدهای
میخواهی
برف این همه سال را
در دلم آب کنی
که چه؟
من به رویاهای بلورین عادت کردهام
”
―
که آستانه کفشهای تو را پوشید
حالا تو با ستارههایی که
ریشه در خون من دارند
به خانه آمدهای
میخواهی
برف این همه سال را
در دلم آب کنی
که چه؟
من به رویاهای بلورین عادت کردهام
”
―
“در تنهايی بود كه پی برديم
چقدر تنها
و بیكس و كاريم
نه جگرگوشهای
نه دوستی
نه همدمی
نه خويشاوندی كه كوتاه كند
جمعههای طاقت فرسايمان را”
― حکایت ما
چقدر تنها
و بیكس و كاريم
نه جگرگوشهای
نه دوستی
نه همدمی
نه خويشاوندی كه كوتاه كند
جمعههای طاقت فرسايمان را”
― حکایت ما
مه کامه رحیم زاده
— 14 members
— last activity Feb 21, 2009 02:05AM
مهکامه رحیمزاده متولد 1331 است و داستاننویسی را از سال 68 و کلاسهای هوشنگ گلشیری آغاز کرد. تا کنون رمان "یلدا و رهایی" و مجموعه داستانهای "اتاق ص ...more
عباس صفاری
— 30 members
— last activity Mar 31, 2009 05:55AM
عباس صفاری، شاعر، مترجم و محقق، متولد 1330 است در سال 1976 به لندن رفت و پس از دو سال به امریکا نقل مکان کرد و در رشته گرافیک و تبلیغات به تحصیل پرداخ ...more
حسین سناپور
— 28 members
— last activity Dec 07, 2008 09:42AM
حسین سناپور متولد ۱۳۳۹ نویسنده ایرانی است. سناپور داستاننویسی را از کلاسهای هوشنگ گلشیری آغاز کرد. رمان نیمه غایب نوشته وی از جمله پرفروشترین رمان ...more
Leila’s 2025 Year in Books
Take a look at Leila’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Leila
Lists liked by Leila






















