Shaqayeq

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Shaqayeq .


Loading...
Sohrab Sepehri
“من از خیلی چیز ها می ترسیدم : از مادیان سپید پدر بزرگ ، از مدیر مدرسه ، از نزدیک شدن وقت نماز ، از قیافه عبوس شنبه. چقدر از شنبه ها بیزار بودم . خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد . عصر پنجشنبه تکه ای از بهشت بود . شب که می شد در دور ترین خواب هایم طعم صبح جمعه را می چشیدم .”
سهراب سپهری, هنوز در سفرم...

حسین پناهی
“انبان حرص را جز آوار
هیچ آذوقه ای پر نمی کند.”
حسین پناهی, من و نازی
tags: poem

هوشنگ ابتهاج
“چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او
باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا

پرتوِ بی‌پیرهن ام، جانِ رها-کرده-تن ام
تا نشوم سایه‌ی خود باز نبینید مرا”
هوشنگ ابتهاج, سیاه‌ مشق

Sohrab Sepehri
“ديرگاهي است در اين تنهايي"

رنگ خاموشي در طرح لب است

بانگي از دور مرا مي خواند،

ليك پاهايم در قير شب است.

رخنه اي نيست در اين تاريكي

در و ديوار به هم پيوسته

سايه اي لغزد اگر روي زمين

"نقش وهمي است ز بندي رسته.”
Sohrab Sepehri, هشت کتاب

“نقاشی من فساد میوه را از خود میراند.ثقل سنگ را میگرفت.شاخه ی نقاشی من دستخوش آفت نبود.آدم نقاشی من عطسه نمیکرد.راستی چه دیر به ارزش نقصان پی بردم.و اعتبار فساد را دریافتم.”
پریدخت سپهری, هنوز در سفرم...

year in books



Polls voted on by Shaqayeq

Lists liked by Shaqayeq