“جلو من ایستاد و گفت: در نظر یک سنگ را مجسم کنید به بزرگی یک عمارت بزرگ. خیال کنید این سنگ آویزان است بالای سر شما. اگر یک دفعه بیفتد روی سرتان شما حس میکنید دردی؟
سنگی به بزرگی یک عمارت؟ البته وحشتناک است.
من کاری ندارم به و حشتناکیاش احساس رنج را میگویم. درد حس خواهید کرد یا نه؟
سنگی به بزرگی یک کوه. میلیونها تن؟ البته فرصت احساس درد نخواهم داشت.
اما اگر به راستی ایستاده باشید زیر آن، تا وقتی بالای سر شما آویزان است میترسید از رنج مرگ، خیلی! بزرگترین دانشمندان و معروفترین دکترها، همه خیلی میترسند. در حالیکه همهشان خوب میدانند که رنجی نخواهند کشید اگر بیفتد. با این همه همهشان از رنجش میترسند.
در سنگ هم رنج نیست اما وجود دارد ترس از رنج، خدا همان درد وحشت از مرگ هست.”
―
سنگی به بزرگی یک عمارت؟ البته وحشتناک است.
من کاری ندارم به و حشتناکیاش احساس رنج را میگویم. درد حس خواهید کرد یا نه؟
سنگی به بزرگی یک کوه. میلیونها تن؟ البته فرصت احساس درد نخواهم داشت.
اما اگر به راستی ایستاده باشید زیر آن، تا وقتی بالای سر شما آویزان است میترسید از رنج مرگ، خیلی! بزرگترین دانشمندان و معروفترین دکترها، همه خیلی میترسند. در حالیکه همهشان خوب میدانند که رنجی نخواهند کشید اگر بیفتد. با این همه همهشان از رنجش میترسند.
در سنگ هم رنج نیست اما وجود دارد ترس از رنج، خدا همان درد وحشت از مرگ هست.”
―
“فلیسهی نازنینم...
تازگی از من در موردِ برنامهها و آیندهام پرسیده بودی. تعجب کردم از این سؤال...
معلوم است که هیچ برنامه و چشماندازی ندارم، نمیتوانم به آینده بروم.
میتوانم به آینده پرتاب شوم، در آینده غلت بزنم، در آینده سکندری بخورم.
در بهترین حالت میتوانم از جایم تکان نخورم.
اما بهواقع برنامه و چشماندازی ندارم.
حالم خوب باشد، کاملاً از لحظه پُرم.
حالم بد باشد، همین لحظه را هم نفرین میکنم، آینده که جای خود دارد.”
―
تازگی از من در موردِ برنامهها و آیندهام پرسیده بودی. تعجب کردم از این سؤال...
معلوم است که هیچ برنامه و چشماندازی ندارم، نمیتوانم به آینده بروم.
میتوانم به آینده پرتاب شوم، در آینده غلت بزنم، در آینده سکندری بخورم.
در بهترین حالت میتوانم از جایم تکان نخورم.
اما بهواقع برنامه و چشماندازی ندارم.
حالم خوب باشد، کاملاً از لحظه پُرم.
حالم بد باشد، همین لحظه را هم نفرین میکنم، آینده که جای خود دارد.”
―
“کور شود کاسبی که مشتریاش را نشناسد! عقیدهی من این است: هرکس در جهان از پس یک کار، خوب بربیاید در هرکاری پایش بیفتد از همه سر است.”
― خانه ادريسیها
― خانه ادريسیها
“آری، من پدر خود بودم و پسر خود بودم، از خود میپرسیدم و بهترین جوابهایی که میتوانستم میدادم، میدادم عصر به عصر برایم بخوانند، همان داستان همیشگی را که از بر بودم و باورش نداشتم، یا با هم قدم میزدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خودمان، هرکس غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. این طور است که تا حالا دوام آوردهام. و امروز عصر هم انگار باز نتیجه میدهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفتهام، نه چندادن با لطافت، اما وفادار، وفادار...”
―
―
“همیشه تصور می کنم بهشت جایی است شبیه به یک کتابخانه.”
―
―
کتابخونه’s 2025 Year in Books
Take a look at کتابخونه’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Art, Biography, Business, Chick-lit, Children's, Classics, Comics, Contemporary, Cookbooks, Crime, Ebooks, Fantasy, Fiction, Gay and Lesbian, Graphic novels, Historical fiction, History, Horror, Humor and Comedy, Manga, Memoir, Music, Mystery, Non-fiction, Paranormal, Philosophy, Poetry, Psychology, Religion, Romance, Science, Science fiction, Self help, Suspense, Spirituality, Sports, Thriller, Travel, and Young-adult
Polls voted on by کتابخونه
Lists liked by کتابخونه














































