Monikaa

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Monikaa.


از دو که حرف می‌ز...
Rate this book
Clear rating

 
سرگذشت یک یوگی
Rate this book
Clear rating

 
جنس ضعیف
Monikaa is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
شمس لنگرودی
“نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
زخم‌های من، بی‌حضور تو از تسکین سر باز می‌زنند
بال‌های من
تکه‌تکه فرو می‌ریزند
بره‌های مسیح را می‌بینم که به دنبالم می‌دوند
و نشان فلوت تو را می‌پرسند
نه، نمی‌توانم فراموشت کنم

خیابان‌ها بی‌حضور تو راه‌های آشکار جهنم‌اند
تو پرنده‌یی معصومی
که راهش را
در باغ حیاط زندانی گم کرده است
تک‌ صورتی ازلی، بر رخسار تمام پیامبرانی
باد تشنه‌ی تابستانی
که گندم‌زاران رسیده در قدوم تو خم می‌شوند
آشیانه‌ی رودی از برف
که از قله‌های بهار فرو می‌ریزد
نه
نمی‌توانم
نمی‌خواهم که فراموشت کنم

تپه‌های خشکیده
از پله‌های تو بالا می‌آیند
تا به بوی نفس‌های تو درمان شوند و به کوهستان بازگردند
ماه هزار ساله دست‌نوشته‌ی آخرش را برای تو می‌فرستد
تا تصحیحش کند

نه، نمی‌توانم فراموشت کنم
قزل‌آلایی عصیانگری که به چشمه‌ی خود باز می‌رود
خونین شده در رودها که به جانب دریا روان است

شمس لنگرودی / Shams Langroodi, پنجاه‌وسه ترانه‌ی عاشقانه

شمس لنگرودی
“پروردگارا
گریه مکن
درست می‌شود
اینان پیامبران شما نیستند
پیامبران شما
کتاب‌هایشان را خمیر کرده‌اند
و بر سر بازار
کاغذ می‌فروشند”
شمس لنگرودی, باغبان جهنم

شمس لنگرودی
“شب بخیر
بچه های عزیز
شب به خیر که خیلی دیر است
به هواپیماها در هوای بهاری نگاه کنید
که چه زیبا برق می زنند
به بمب افکنها
تانکها نگاه کنید
هیچ بچه امریکایی شانس شما را ندارد
آنها همه این چیزها را
فقط بر پرده سینما می بینند
بخوابید بچه ها
و بیاد داشته باشید
جای شما در بهشت است
اما
چیزی بخورید و بنوشید
که صف محشر طولانی است و گرسنه تان خواهد شد
بخوابید بچه ها
اما
یادتان نرود صورت تان را بشویید
فرشتگان
انتظار بچه های تمیز را می کشند
و هیچ در فکر دلتنگی مادر نباشید
آنها مرگ را ترجیح می دهند و زود نزد شما می آیند
ما هم قول میدهیم
پای مجسمه آزادی
گورهای ظریفی برای شما بسازیم
تا رهگذران و توریست ها
دسته گلی بر آن بگذارند و
با رضایت خاطر بخندند”
شمس لنگـرودی / Shams Langroodi

شمس لنگرودی
“پس اين فرشتگان به چه كارى مشغولند
كه مثل پرندگان راست راست مى چرخند در هوا
سر ماه
حقوق شان را مى گيرند

پس اين فرشتگان به چه كارى مشغولند
كه مرگ تو را نديدند
كاش پر و بال شان در آتش آفتاب تير بسوزد
ما با ذغال شان
شعار خيابانى بنويسيم

پس اين فرشتگان پيرشده
جز جاسوسى ما
به چه كارِ بدِ ديگرى مشغولند
كه فرياد ما به گوش كسى نمى رسد”
شمس لنگرودی

year in books
Ghazaleh
188 books | 94 friends

Sahar T...
71 books | 54 friends

Tomik M...
2 books | 28 friends

Navid F...
2 books | 28 friends

Sevgi T...
7 books | 5 friends

Elnaz A...
1 book | 15 friends

Quinn P...
1 book | 16 friends

Sahar T...
12 books | 29 friends

More friends…

Favorite Genres



Polls voted on by Monikaa

Lists liked by Monikaa