“واگشتنش را دوست دارم
مردي كه دامان شريفش
پاكيزه تر از آسمان بود
درقطره اشکش محبت
تابیده چون رنگين كمان بود
با همت وارستگي ها
درمنتهاي خستگي ها
آيات مهر و حكم عدلش
تامرزبي مرزي روان بود
بخشيد معنا راتكامل
چونان كه بخشد غنچه را گل
زيراوجودش نيم ِ ديگر
ازخطه ي نيم ِ جهان بود
واگشتنش را دوست دارم
برتوبه حرمت مي گزارم
هرچند بنياني دگررا
خودازنخستين بانيان بود!
اوماند و آن درهاي بسته
با آن دل از جور خسته
درهرسخن باهركلامي
هرخسته را تاب و توان بود
بافقر، صاحب جاه بودن
دركنج عزلت، شاه بودن
آيين انساني گر اين است
اين فخر انسان آن چنان بود
مكتب به مسند وانهشتن
ازبهره ي دنيا گذشتن
درخوردهربي دست و پا نيست
آن كس كه اين شد ، قهرمان بود
اسطوره يي از استواري
اعجوبه اي درمهروياري
هرگزنمرده ست و نميرد
مردي كه سرتاپاش جان بود
آذر 88
”
―
مردي كه دامان شريفش
پاكيزه تر از آسمان بود
درقطره اشکش محبت
تابیده چون رنگين كمان بود
با همت وارستگي ها
درمنتهاي خستگي ها
آيات مهر و حكم عدلش
تامرزبي مرزي روان بود
بخشيد معنا راتكامل
چونان كه بخشد غنچه را گل
زيراوجودش نيم ِ ديگر
ازخطه ي نيم ِ جهان بود
واگشتنش را دوست دارم
برتوبه حرمت مي گزارم
هرچند بنياني دگررا
خودازنخستين بانيان بود!
اوماند و آن درهاي بسته
با آن دل از جور خسته
درهرسخن باهركلامي
هرخسته را تاب و توان بود
بافقر، صاحب جاه بودن
دركنج عزلت، شاه بودن
آيين انساني گر اين است
اين فخر انسان آن چنان بود
مكتب به مسند وانهشتن
ازبهره ي دنيا گذشتن
درخوردهربي دست و پا نيست
آن كس كه اين شد ، قهرمان بود
اسطوره يي از استواري
اعجوبه اي درمهروياري
هرگزنمرده ست و نميرد
مردي كه سرتاپاش جان بود
آذر 88
”
―
“به شانه ام زده ای
که تنهایی ام را تکانده باشی
به چه دلخوش کرده ای؟
تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟”
―
که تنهایی ام را تکانده باشی
به چه دلخوش کرده ای؟
تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟”
―
“ماها تو این زندکی تنگمون هی پاهامون به هم میپیچه و رو سر و کولِ هم زمین میخوریم . و خیال میکنیم تقصیر اون یکیه . غافل از اینکه این زندگیمونه که تنگه و ماها رو به جون همدیگه میندازه”
― سه تار
― سه تار
“اگر باید زخمی داشته باشم
که نوازشم کنی
بگو تا تمام دلم را
شرحه شرحه کنم
زخمها زیبایند
و زیباتر آنکه
تیغ را هم تو فرود آورده باشی
تیغت سـِحر است و
نوازشت معجزه
و لبخندت
تنظیفی از فوارهی نور
و تیمار داریات
کرشمهای میان زخم و مرهم
عشق و زخم
از یک تبارند
اگر خویشاوندیم یا نه
من سراپا همه زخمم
تو سراپا
همه انگشت نوازش باش”
― مجموعه اشعار حسین منزوی
که نوازشم کنی
بگو تا تمام دلم را
شرحه شرحه کنم
زخمها زیبایند
و زیباتر آنکه
تیغ را هم تو فرود آورده باشی
تیغت سـِحر است و
نوازشت معجزه
و لبخندت
تنظیفی از فوارهی نور
و تیمار داریات
کرشمهای میان زخم و مرهم
عشق و زخم
از یک تبارند
اگر خویشاوندیم یا نه
من سراپا همه زخمم
تو سراپا
همه انگشت نوازش باش”
― مجموعه اشعار حسین منزوی
Hossein’s 2025 Year in Books
Take a look at Hossein’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by Hossein
Lists liked by Hossein





