الوردة

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about الوردة.


Loading...
عباس صفاری
“دنيا كوچكتر از آن است
كه گم شده اي را در آن يافته باشي
هيچ كس اينجا گم نمي شود
آدمها به همان خونسردي كه آمده اند
چمدانشان را مي بندند
و ناپديد مي شوند
يكي در مه
يكي در غبار
يكي در باران
يكي در باد
و بي رحم ترينشان در برف
آنچه به جا مي ماند
رد پايي است
و خاطره اي كه هر از گاه
پس مي زند مثل نسيم سحر
پرده هاي اتاقت را”
عباس صفاری / Abas Safari, کبریت خیس

فريد الأنصاري
“فتح الله كان اذا تكلم عن حقائق العلم والمعرفه بهر القلوب بحديثه الشيق وبيانه الندي لم يكن كلاما عاديا كسائر المحدثين بل كان يتكلم كمن يصف ما يشاهد لا كمن يستذكر ما استوعب فيصبح الناس كلهم اذانا صاغيه تتلقي حقائق السماء وكأنها تواردت علي الارض تواً فتتجنح القلوب بأشجانها واشواقها خوفا ورجاء وتتطهر الارواح بدموعها مما يجعل حلقه المجلس ترتفع بمواجيدها الحري الي اعلي شيئاً فشيئا حتي يشارك الجميع ف مشاهده النور ويشربون من كوثر المعرفه بالله حقائق الايمان المغروفه من بحر اليقين”
فريد الأنصاري, عودة الفرسان

“دلتنگی‌های آدمی را باد،
ترانه‌ای می‌خواند،
رویاهایش را،
آسمان پرستاره ناديده می‌گيرد،
و هر دانه برفی،
به اشكی نريخته می‌ماند.

«سكوت»
سرشار از سخنان ناگفته است،
از حركات ناكرده،
اعتراف به عشق‌های نهان،
و شگفتی‌های بر زبان نيامده.

در اين سكوت
حقيقت ما نهفته است.

حقيقت تو
و من”
مارگوت بیکل / Margot Bickel

مهدی اخوان ثالث
“قاصدک! هان، چه خبر آوردي؟
از کجا، وز که خبر آوردي؟
خوش خبر باشي، امّا، امّا
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي.
انتظار خبري نيست مرا
نه زياري نه ز ديّاري ، باري،
برو آنجا که بود چشمي و گوشي با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از اين در وطن خويش غريب.
قاصدک تجربه هاي همه تلخ،
با دلم مي گويد
که دروغي تو، دروغ
که فريبي تو، فريب.
قاصدک! هان، ولي ...
راستي آيا رفتي با باد؟
با توام، آي کجا رفتي؟ آي...!
راستي آيا جايي خبري هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمي، جايي؟
در اجاقي- طمع شعله نمي بندم - اندک شرري هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند ...”
مهدی اخوانِ ثالث

قیصر امین‌پور
“وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي‌خورم

عمـري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي‌كنم: باشد براي روز مبادا
اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي‌داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا
باشد

وقتي تو نيستي
نه هست‌هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها

هر روز بي‌تو
روز مباداست”
قيصر امين‌پور / Gheysar Amin Pour, آینه‌های ناگهان

year in books

الوردة hasn't connected with their friends on Goodreads, yet.





Polls voted on by الوردة

Lists liked by الوردة